راهنمای علمی مکملها
راهنماهای کاربردی برای انتخاب آگاهانه مکمل بر اساس هدف، شرایط و شواهد علمی.
جستوجو در این صفحه
راهنماهای کاربردی برای انتخاب آگاهانه مکمل بر اساس هدف، شرایط و شواهد علمی.
در این مطلب
این راهنما یک سند سلامت عمومی برای بزرگسالان ۱۸ ساله و بالاتر است و صرفا هدف آموزشی دارد. مطالب آن توصیه پزشکی محسوب نمیشود. پیش از شروع هر برنامه مرتبط با ورزش، تغذیه یا مصرف مکمل، یا در صورت داشتن هرگونه پرسش درباره سلامت خود، با پزشک یا متخصص سلامت مشورت کنید.
این راهنما بر پایه مطالعات علمی تهیه شده است، اما نتایج در افراد مختلف متفاوت خواهد بود. اگر فعالیتی انجام دهید یا محصولی را که در این راهنما نام برده شده مصرف کنید، این کار را با اختیار خود انجام میدهید و آگاهانه خطرهای آن را میپذیرید. اگرچه تداخلهای مهم شناختهشده را ذکر میکنیم، هر مکمل ممکن است با مکملهای دیگر، غذاها، داروها یا برخی وضعیتهای پزشکی تداخل داشته باشد.
آقای بدنساز مسئولیتی در قبال اقداماتی که پس از مطالعه این مطالب انجام میشوند یا مصرف نادرست مکملها نمیپذیرد. حتی با مصرف دوز صحیح نیز نمیتوان تضمین کرد که عوارض پیشبینینشده رخ ندهند. هیچ آزمایش، محصول، روش، دیدگاه یا اطلاعات مشخصی که در منبع اصلی آمده، از سوی آقای بدنساز تایید یا توصیه نمیشود و اتکا به این اطلاعات کاملا بر عهده خواننده است.
تیم آقای بدنساز از تابستان سال ۱۴۰۰ پژوهشهای تغذیه و مکملها را منتشر میکند. این راهنما دو هدف دارد: کمک به انتخاب مکمل مناسب بر اساس شواهد علمی و کمک به ترکیب مکملها بهشکلی همافزا. در این راستا، مکملها را با توجه به شواهد علمی موجود، به چهار دستهی زیر دستهبندی کردهایم.
مکملهای اصلی: پشتوانه پژوهشی کافی، اثرهای قابل اتکا و نگرانیهای ایمنی شناختهشده اندکی دارند.
مکملهای ثانویه: دستکم در یکی از سه زمینه قدرت شواهد، اندازه اثر یا ایمنی محدودیت دارند. ممکن است شواهد زیادی داشته باشند اما اثرشان کوچک باشد، یا اثر بزرگی نشان دهند ولی شواهد هنوز کافی نباشد. گاهی نیز نگرانی ایمنی مهمی دارند. این گزینهها برای همه مناسب نیستند.
مکملهای امیدوارکننده: هنوز شواهد کافی برای اطمینان از اثر ندارند، اما یافتههای اولیه مثبتاند. ممکن است موثر باشند یا فقط هزینه اضافی ایجاد کنند؛ پیش از افزودن آنها به برنامه باید با احتیاط تصمیم گرفت.
شواهد کافی حتی برای برآورد قابل اتکای اثربخشی ندارند و در حال حاضر گزینه مناسبی برای برنامه مکمل نیستند.
هند طولانیترین سنت گیاهخواری را دارد.(۱) خانواده من دستکم چند قرن گیاهخوار بودهاند و در کودکی در خانه گوشت نمیپختیم. در دهههای بعد بارها درباره اثرهای سلامت گیاهخواری، مکملها و جنبههای اخلاقی آن فکر کردهام.
برخی گیاهخواران با هرگونه کشتن حیوان مخالفاند و برخی فقط با دامداری صنعتی، بهدلیل رفتار با حیوان یا احساس ناخوشایند آن، مخالفت میکنند. بااینحال، موضوع تخصصی این راهنما اخلاق نیست، بلکه تغذیه و این ادعاست که رژیم گیاهی یا کاملاً گیاهی «سالمتر» است.(۲)
برچسب محصول ممکن است نادقیق باشد یا مکمل ترکیبات اعلامنشده، فلزات سنگین، آفتکش یا مواد حساسیتزا داشته باشد. سازنده، مواد غیردارویی و آزمون مستقل را بررسی کنید.
ویتامین B12 تنها مکملی است که با اطمینان بالایی اهمیت دارد؛ بهویژه برای وگانها و گیاهخوارانی که مرتب لبنیات و تخممرغ یا غذای غنیشده کافی مصرف نمیکنند.
B12 ویتامین ضروری محلول در آب و برای مغز، شناخت، ساخت گلبول قرمز سالم و DNA حیاتی است.
غذاهای حیوانی بهطور طبیعی زیادی دارند. در بعضی جلبکها نیز یافت میشود، اما فراهمی زیستی بسیار متغیر است و برخی شکلها در انسان غیرفعالاند؛ بنابراین منبع قابلاتکایی نیست. غلات صبحانه و مخمر خوراکی غنیشده میتوانند فراهم کنند.
روی جزء بیش از ۳۰۰ آنزیم و برای ایمنی، سلامت جنسی، مغز، کنترل قند، بیان ژن و دفاع ضدالتهابی و آنتیاکسیدانی مهم است.(۱۱۷)
ال-کارنیتین ترکیب طبیعی در پستانداران و برای انتقال اسیدهای چرب و تولید انرژی، بهویژه در قلب و عضله، ضروری است.(۲۵۴) بدن از لیزین و متیونین آن را میسازد، اما حدود ۷۵٪ کارنیتین همهچیزخواران از گوشت، ماهی، تخممرغ و لبنیات میآید.
هیچیک از مکملهای بررسیشده در حال حاضر در این گروه قرار نمیگیرند.
چند هفته ترکیب فعلی را ثابت نگه دارید، با پزشک مشورت و تداخلها را بررسی کنید. در بازه توصیهشده بمانید؛ افراد حساس میتوانند از نصف مقدار شروع کنند.
هرجا شواهد اجازه دهد در بخش روش مصرف آمده است. غذا میتواند جذب و سوختوساز را تغییر دهد و ویتامینهای محلول در چربی همراه چربی بهتر جذب میشوند.
بخش روش مصرف کولین، ید، ویتامین D، روی و کراتین گسترش یافت.
همه مدخلها مطابق استاندارد شواهد نسخه سوم بازبینی شدند. کولین و روی افزوده و متن برای خوانایی بهتر ویرایش شد.
مکملهای توصیهنشده: بالقوه خطرناک یا بیاثرند. در بهترین حالت اتلاف هزینه و در بدترین حالت زیانآور خواهند بود.
سپس به بخش پرسشهای متداول میرسیم؛ بخشی که در آن به پرسشهای رایجی میپردازیم که ممکن است هنگام انتخاب و ترکیب مکملها برایتان پیش بیاید. با استفاده از تمام این اطلاعات، باید بتوانید ترکیب مکملی را که بیشترین تناسب را با هدف شما دارد، شناسایی و آماده کنید.
گیاهخواری برخلاف بیشتر الگوهای غذایی فقط یک قانون اصلی دارد: حیوان نخورید.
وگانیسم یک مرحله جلوتر میرود: محصول حیوانی نخورید.
بااینحال، محدوده همیشه روشن نیست. بعضی وگانها عسل میخورند،(۳) هرچند محصول حیوانی است و از کندو برداشته و گاهی با ساکاروز یا شربت فروکتوز جایگزین میشود.(۴) گیاهخوار با پسکتارین تفاوت دارد و ماهی نمیخورد، اما بعضی وگانها دوکفهایهایی مانند صدف و ماسل مصرف میکنند و گاهی «استرووگان» نامیده میشوند.
این تفاوتها پژوهش، بهویژه مطالعه مشاهدهای، را دشوار میکنند. در این راهنما وگانیسم به اندازه گیاهخواری بررسی میشود، چون رژیمهای وگان تنوع کمتری دارند و احتمال کمبود مواد مغذی در آنها بیشتر است.(۵) رژیم سالم گیاهی باید سرشار از غذای کامل و ترکیب متعادل مواد مکمل یکدیگر باشد، اما تأمین همه مواد بدون چند مکمل کلیدی ممکن است دشوار باشد.
با وجود سابقه طولانی گیاهخواری و رشد سریع وگانیسم، کارآزماییهای تصادفی کماند. این رژیمها برای پیامدهایی از کاهش وزن(۶) تا خودایمنی(۷) امیدوارکنندهاند، اما بهندرت با رژیمهای رایج دیگر مقایسه شدهاند و شواهد یکدست نیست.
مطالعه Adventist(۸) و EPIC-Oxford(۹) طول عمر اندکی بیشتر گیاهخواران را مطرح میکنند، اما مشاهدهایاند و محدودیت دارند:
گوشت قرمز، بهویژه گوشت فراوریشده یا سوخته، با خطر بیشتر سرطان روده بزرگ ارتباط دارد.(۱۵) ترکیب قندی Neu5Gc که فقط در محصولات حیوانی وجود دارد نیز در تومور انسان پیدا شده است.(۱۶) شواهد هنوز محدود و تا حد زیادی حیوانیاند.
یک فراتحلیل انسانی، رژیم گیاهخواری را با مرگ قلبی کمتر و رژیم گیاهخواری و وگان را با مرگ ناشی از سرطان کمتر مرتبط دانست.(۱۷) همان تحلیل نشان داد رژیم گیاهی سالم، سرشار از میوه، سبزی و غلات کامل، با خطر قلبی کمتر از رژیم گیاهی ناسالمِ سرشار از شیرینی و غلات تصفیهشده همراه است.
گیاه نیز از سلول و ماتریکس خارجسلولی تشکیل شده است.(۱۸) فراوری میتواند از حرارت و مخلوطکردن ساده تا استخراج، تغییر شیمیایی، رنگبری و بوگیری گسترده باشد.
رژیم غذای کامل معمولاً ویتامین و ماده معدنی بیشتری دارد و کمتر به چاقی منجر میشود. در کارآزمایی بخش متابولیک سال ۲۰۱۹، افرادی که اجازه داشتند هرقدر میخواهند بخورند، با غذای فوقفراوریشده وزن بیشتری از غذای کمفراوریشده اضافه کردند.(۱۹)
سیری یکی از علتهاست: سیب از پوره سیب و پوره از آب سیب سیرکنندهتر است.(۲۰) سیب آب و فیبر را در ماتریکس خود نگه میدارد؛ آبمیوه ماتریکس و فیبر را تقریباً حذف میکند. پای سیب نیز با خمیر، خامه یا بستنی و شکر، با میوه کامل قابلمقایسه نیست.
درباره آفتکش گیاهان،(۲۱) هورمون گوشت(۲۲) و فلزات سنگین ماهی(۲۳) نظرهای قوی وجود دارد، اما پژوهش دقیق هنوز پاسخ بسیاری از پرسشها را نداده است.
نمیدانیم سود احتمالی رژیم گیاهی از نبود گوشت، فراوانی گیاه یا هر دو ناشی میشود. بعضی مواد مانند EPA و DHA در غذای کامل گیاهی بهسختی یافت میشوند. شاید رژیم سرشار از گیاه همراه مقدار کمی محصول حیوانی سالمتر باشد، یا رژیم کاملاً وگان همراه مکمل جلبکی EPA و DHA بهتر باشد؛ پاسخ قطعی نداریم.
پاسخ افراد نیز متفاوت است. رژیم کمچرب و کمکربوهیدرات بهطور متوسط کاهش وزن مشابه دارند، اما پاسخ فردی یکسان نیست. رژیمهای مورد علاقه را بر پایه شواهد امتحان و اثر جسمی و روانی آنها را بررسی کنید. رژیمی که فرد را در بلندمدت ناراحت میکند احتمالاً مناسب او نیست.
مشکلات گوارشی در گیاهخواران و وگانها بیشتر گزارش شدهاند،(۲۴) احتمالاً بهدلیل فیبر و FODMAP بیشتر.
فیبر سیری و فواید دیگر دارد، اما گالاکتان عدس میتواند گاز زیادی تولید کند، بهویژه اگر تغییر رژیم ناگهانی باشد.(۲۵) FODMAPها کربوهیدراتهای تخمیرپذیرند و با سندرم روده تحریکپذیر ارتباط دارند.(۲۶)
لاکتوز شناختهشدهترین FODMAP است. افراد دارای لاکتاز کم آن را هضم نمیکنند، اما باکتریهای روده تخمیرش میکنند و نفخ، گاز یا اسهال ایجاد میشود.
رژیم وگان با کمبود شناختی(۲۷) و افسردگی(۲۸) نیز مرتبط گزارش شده، اما مطالعات کماند. اگر ارتباط واقعی باشد، ممکن است از کمبود تغذیهای ناشی شود و با غذا یا مکمل اصلاح شود.
بهتر است دفترچه غذا و احساس روزانه، مانند انرژی، خلق و وضوح ذهنی، داشته باشید. پیش از تغییر کامل رژیم، حذف آزمایشی بعضی غذاهای پر-FODMAP نیز میتواند مفید باشد.
سوپرفود بیشتر اصطلاح بازاریابی است. میوه کمیاب یا دانه مد روز معمولاً بیش از شواهد واقعی، بر تبلیغ تکیه دارد. بعضی غذاها اثر مشخص دارند؛ مثلاً مصرف منظم بلوبری ممکن است شناخت را بهتر کند، اما تنوع میوه و سبزی برای سلامت عمومی مهمتر است.
حبوبات پروتئینی مانند لوبیا و عدس برای وگانها مهماند. برای لاکتو-اوو گیاهخواران، تخممرغ و لبنیات منابع پروتئین و ریزمغذیهاییاند که در رژیم وگان بدون مکمل کم میشوند؛ تخممرغ کولین و شیر کلسیم دارد.
هم افراد وگان و هم گوشتخوار میتوانند سالم باشند. یک رژیم واحد علت یا راهحل همه مشکلات نیست و تغییر رژیم معمولاً از افزودن مکملی دیگر اثر بیشتری بر سلامت عمومی دارد.
اگر گیاهخوار یا وگان میشوید، باید همه اسیدهای آمینه ضروری، اسیدهای چرب ضروری، ویتامینها و مواد معدنی را تأمین کنید. این راهنما بر موادی تمرکز دارد که از غذای گیاهی دشوارتر به دست میآیند.
نویسنده: Kamal Patel
کولین، ید و ویتامین D نیز برای افرادی که از دریافت کافی مطمئن نیستند قابلبررسیاند. سایر مواد این راهنما هم ممکن است لازم شوند، اما با رژیم مغذی خطر کمبود آنها کمتر است.
شواهد نیاز منحصربهفرد قطعی نیست، اما بتاآلانین و کراتین در همهچیزخواران نیز سود ورزشی دارند و دریافت کمتر آنها در رژیم گیاهی ممکن است مصرف مکمل را منطقی کند.
برای روش مصرف بتاآلانین و کراتین به راهنمای عضلهسازی و عملکرد ورزشی و برای پروتئین به راهنمای دریافت بهینه پروتئین مراجعه کنید.
روزانه دستکم ۱۵۰ میکروگرم ید همراه ترکیب پایه دریافت کنید. مصرفکنندگان سبزی دریایی، نمک یددار یا غذای فراوریشده دارای نمک یددار احتمالاً به مکمل نیاز ندارند.
بخش ویتامین D را بررسی کنید.
نام دستهها تغییر کرده است: «هسته» به «اصلی»، «اصلی» به «ثانویه» و «ثانویه» به «امیدوارکننده».
کولین و روی افزوده شدند.
کارنیتین از اصلی به اثباتنشده تنزل یافت؛ سطح آن معمولاً در گیاهخواران پایینتر است، اما پیامد مهم یا کمبود واقعی ثابت نشده است.
کراتین از اصلی به امیدوارکننده تنزل یافت؛ شواهد شناختی ضعیفتر شده و یک مطالعه جدید اثری بر حافظه نیافت.
امگا ۳ از اصلی به امیدوارکننده تنزل یافت؛ شواهد مستقیم برای ضرورت مکمل جلبکی در وگانها کافی نیست، هرچند ممکن است منطقی باشد.
آهن از امیدوارکننده به اثباتنشده تنزل یافت. رژیم گیاهی ممکن است آهن پایینتری ایجاد کند، اما با توجه به منابع گیاهی معمولاً مشکل جمعیتی بزرگی نیست.
بتاآلانین از امیدوارکننده به اثباتنشده تنزل یافت، چون سود منحصربهفرد گیاهخواران نسبت به همه ورزشکاران ثابت نشده است.
مکمل امگا ۳-۶-۹ حذف شد؛ این محصول ضروری نیست و از ابتدا نیز افراد کمی آن را برای گیاهخواران لازم میدانستند.
دریافت غذایی در همهچیزخواران معمولاً بسیار بیشتر و خطر کمبود در گیاهخواران و وگانها بالاتر است.(۳۱) چون وگانها منبع طبیعی غنی مصرف نمیکنند، مکمل بهویژه در نبود غذای غنیشده گزینه اصلی است.
گیاهخواران دارای لبنیات و تخممرغ خطر کمتری دارند، اما در سالمندان با جذب ضعیف B12 طبیعی(۳۲) یا رژیم دارای مقدار کم غذای حیوانی، مکمل میتواند گزینه ثانویه باشد.
برای جزئیات، بخش ایمنی ویتامین B12 را ببینید.
RDA بیشتر بزرگسالان ۲٫۴ میکروگرم در روز است. قرصها اغلب ۵۰۰ تا ۲۰۰۰ میکروگرم دارند، اما بدن مقدار اضافی را دفع میکند. بدن حدود ۲ تا ۳ میلیگرم ذخیره دارد که آهسته کاهش مییابد،(۴۶) پس قرص پُردوز را میتوان چند بار در هفته مصرف کرد و مصرف روزانه الزامی نیست.
سیانوکوبالامین ممکن است از هیدروکسوکوبالامین برای بهبود وضعیت B12 مؤثرتر باشد.(۴۷)(۴۸) هر چهار شکل مکملی در نور UV تخریب میشوند،(۴۹) اما سیانوکوبالامین و هیدروکسوکوبالامین از متیلکوبالامین و آدنوزیلکوبالامین پایدارتر و در دسترسترند.
در رشد اولیه جنین اهمیت ویژه دارد. مصرف حدود دو برابر مقدار توصیهشده در بارداری، ۹۳۰ در برابر ۴۸۰ میلیگرم، سرعت پردازش اطلاعات نوزاد را بهتر کرده است.(۵۳)
تخممرغ تا ۴۳۰ میلیگرم در هر ۱۰۰ گرم و گوشت مقدار قابلتوجهی کولین دارند.(۵۰) بااینحال، بسیاری از افراد به دریافت کافی ۴۲۵ میلیگرم برای زنان بزرگسال غیرشیرده و ۵۵۰ میلیگرم برای مردان نمیرسند.(۵۲)(۵۴)(۵۵)(۵۶)(۵۷)
تحلیل دستورهای وگان بازار نشان داد رژیم ۲۰۰۰ کیلوکالری فقط حدود ۳۰٪ توصیه روزانه را فراهم میکرد.(۵۸) مدلهای USDA کسری روزانه ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیگرم را در الگوی گیاهخواری سالم یا وگان برآورد کردهاند.(۵۹) لوبیا، نخود و عدس منابع جایگزیناند.
با انتخاب درست میتوان روزانه ۴۵۰ تا ۵۵۰ میلیگرم را از غذا تأمین کرد. بااینحال، مکمل یا غنیسازی، بهویژه در بارداری و شیردهی، قابلبررسی است.
نقش کولین در غشا، انتقال چربی، ناقل عصبی، رشد مغز و DNA، مصرف مکمل را برای هر فردی که به ۴۵۰ تا ۵۵۰ میلیگرم نمیرسد منطقی میکند؛ نه فقط گیاهخواران.
مصرف زیاد میتواند بوی ماهی بدن، استفراغ، تعریق و بزاق زیاد، افت فشار و سمیت کبدی ایجاد کند.(۶۶)
کولین تولید TMAO را افزایش میدهد که با خطر قلبی مرتبط است، اما بعضی مطالعات سه تخممرغ در روز را بدون افزایش TMAO یافتهاند.(۶۷)(۶۸)(۶۹)(۷۰)(۷۱) دریافت بیشتر با فیبریلاسیون دهلیزی(۷۲) و دیابت نوع ۲(۷۳) نیز مرتبط گزارش شده است.
برای بیشتر گیاهخواران و وگانها، ۱۵۰ تا ۳۰۰ میلیگرم مکمل در روز میتواند فاصله رژیم تا مقدار کافی را پر کند.
ید جزء هورمونهای T3 و T4 و برای عملکرد تیروئید و تنظیم متابولیسم ضروری است.(۷۶) کمبود باعث کمکاری تیروئید و آسیب مغزی میشود. کمبود مادر پیش از بارداری میتواند کرتینیسم ایجاد کند و در کودک و بزرگسال عملکرد ذهنی را مختل کند.(۷۷)
لبنیات و غذای دریایی منابع غنیاند. نمک در بیشتر کشورها یددار است و بخش بزرگی از دریافت از نمک خانگی و غذای فراوریشده میآید.(۷۸)
وگانها بهدلیل حذف لبنیات پایینترین میانگین دریافت و بیشترین خطر کمبود را دارند.(۳۱)(۷۹) غذای گیاهی، جز جلبک دریایی،(۸۰) معمولاً ید کمی دارد. برای گیاهخوار و وگان گزینه ثانویه است؛ در فردی که غذای فراوریشده، جلبک و نمک یددار مصرف نمیکند، گزینه اصلی است.
برای جزئیات، بخش ایمنی ید را ببینید.
مقدار توصیهشده بزرگسالان ۱۵۰ میکروگرم و بارداری ۲۵۰ میکروگرم در روز است.(۸۲) بدون تأیید پزشک از این مقدار فراتر نروید.
برای مقدار و ترکیب منابع گیاهی به بخش گیاهخواران و وگانها در راهنمای دریافت بهینه پروتئین مراجعه کنید.
ویتامین D محلول در چربی است و از طریق گیرندههای گسترده خود بر کلسیم و استخوان، رشد سلولی، ایمنی، عصب و عضله، گلوکز، التهاب و اکسیداسیون اثر دارد.(۸۵)
پوست در نور خورشید آن را میسازد. بهطور طبیعی فقط در غذاهایی مانند تخممرغ و ماهی چرب وجود دارد و منابع غذایی اصلی معمولاً شیر، جایگزین شیر، آب پرتقال و غلات غنیشدهاند.
کمبود فقط مشکل گیاهخواران نیست. بیش از ۹۰٪ بزرگسالان آمریکا، کانادا و مکزیک به دریافت غذایی توصیهشده نمیرسند.(۸۶)(۸۷)(۸۸) با احتساب مکمل، ناکافیبودن در آمریکا به ۵۹٪ زنان و ۶۶٪ مردان کاهش یافت.(۸۷)
شیوع سطح ناکافی بر اساس منطقه حدود ۲۴٪ تا ۴۹٪ و در بعضی کشورهای اروپا بیش از ۵۰٪ است.(۸۹)(۹۰) سالمندی، پوست تیره و نور کم خطر را افزایش میدهند.
چون گیاهخواران ماهی مصرف نمیکنند و ناکافیبودن عمومی شایع است، مکمل گزینه ثانویه است. در نور کم یا نبود غذای غنیشده میتواند گزینه اصلی باشد.
برای جزئیات، بخش ایمنی ویتامین D را ببینید.
RDA حدود ۴۰۰ تا ۸۰۰ IU است، اما ممکن است برای حفظ سطح مناسب کافی نباشد. برخی پژوهشگران روزانه ۲۰۰۰ IU را برای مکمل متوسط پیشنهاد میکنند.(۱۰۴)
صدف خوراکی بیشترین روی را دارد و گوشت و مرغ منابع اصلی رژیم غربیاند. حبوبات، مغزها و دانهها نیز روی دارند، اما فیتات جذب را کاهش میدهد.(۱۱۹)
دریافت و روی سرم در گیاهخواران و وگانها معمولاً پایینتر است(۱۲۰) و وگانها شاید خطر کمبود بیشتری داشته باشند،(۳۱) اما در کشورهای توسعهیافته میانگین اغلب طبیعی است(۱۲۱)(۱۲۲) و پیامد سلامت مشخصی به این کاهش نسبت داده نشده است.(۱۲۳)
بدن با افزایش جذب و کاهش دفع گوارشی سازگار میشود،(۱۲۳) اما فیتات زیاد این سازگاری را محدود میکند.(۱۲۴) خیساندن غلات و حبوبات،(۱۲۵) پخت، آسیاب و تخمیر فیتات را کاهش میدهند.(۱۲۶)(۱۲۷)
نیاز روی در رژیم سختگیرانه پُرفیتات ممکن است تا ۵۰٪ بیشتر باشد.(۱۲۸) چون ذخیره اختصاصی روی وجود ندارد،(۱۲۹) مکمل، بهویژه برای وگانها، امیدوارکننده است.
کمتر از ۴۰ میلیگرم در روز عموماً ایمن است.(۱۳۰) مقدار بیشتر میتواند تهوع، استفراغ، گرفتگی و اسهال ایجاد کند. مصرف طولانی بیش از ۱۰۰ میلیگرم مس را کاهش میدهد،(۱۳۱) ایمنی را تضعیف(۱۳۲) و HDL را کم میکند.(۱۳۰)
روی جذب آنتیبیوتیکهای کینولون و تتراسایکلین مانند سیپروفلوکساسین و داکسیسایکلین را کاهش میدهد.(۱۳۳)(۱۳۴) آنتیبیوتیک را دستکم دو ساعت پیش یا چهار تا شش ساعت پس از روی مصرف کنید.(۱۳۵)(۱۳۶) دیورتیکهای تیازیدی مانند کلرتالیدون و هیدروکلروتیازید دفع ادراری روی را افزایش میدهند.(۱۳۷)
توصیه غذایی ۱۱ میلیگرم برای مردان و ۸ میلیگرم برای زنان است. وگانها یا گیاهخواران پُرفیتات میتوانند روزانه ۵ تا ۱۰ میلیگرم مکمل مصرف کنند. از بیش از ۴۰ میلیگرم در روز پرهیز کنید.(۱۲۸)
کراتین عمدتاً در کبد از آرژینین، گلیسین و متیونین ساخته میشود. بیش از ۹۵٪ در عضله و مقداری در مغز ذخیره میشود و برای انرژی فعالیت شدید جسمی و ذهنی مهم است.(۱۵۲)
کراتین غذایی فقط در محصولات حیوانی، عمدتاً گوشت، وجود دارد. سندرمهای کمبود با ناتوانی شناختی و تشنج همراهاند(۱۵۳) و کراتین مغز در برخی بیماریهای عصبی پایین است.(۱۵۴)
کراتین خون و عضله گیاهخواران پایینتر است،(۱۵۵) اما مطالعات تفاوتی در کراتین مغز با همهچیزخواران نیافتهاند.(۱۵۶)(۱۵۷) نرخ بیماری عصبی نیز ظاهراً مشابه است.(۱۵۸) مغز عمدتاً به ساخت درونزاد متکی است.
بنابراین کراتین برای سلامت عمومی مانند B12 ضروری نیست، اما میتواند عملکرد بیهوازی،(۱۶۰)(۱۶۱) افزایش قدرت و عضله ناشی از تمرین(۱۶۲)(۱۶۳)(۱۶۴) و شاید حافظه، بهویژه در سالمندان، را کمی بهتر کند.(۱۶۵)(۱۶۶) در کمبود خواب، خستگی ذهنی یا هیپوکسی ممکن است مفیدتر باشد.(۱۵۲)
افزایش سطح کراتین پس از مکمل در گیاهخواران بیشتر است،(۱۵۵)(۱۵۶) اما شواهد محدود نشان ندادهاند سود عملکردی حتماً بیشتر باشد.(۱۵۵)
کارآزمایی متقاطع ۲۰۲۳ پاسخ شناختی مشابه گیاهخوار و همهچیزخوار را نشان داد.(۱۶۷) مطالعه پنجروزه ۲۰۱۱ حافظه بهتر گیاهخواران را گزارش کرد،(۱۶۸) اما نتیجه از بدترشدن گروه همهچیزخوار، نه بهبود گیاهخوار، ناشی شد. مطالعه ۲۰۰۳ بهبود حافظه و خستگی ذهنی را بدون گروه همهچیزخوار گزارش کرد.(۱۶۹)
در مجموع، سود بیشتر گیاهخواران ثابت نیست، اما اثر کوچک بر توان، قدرت، عضله و شناخت برای بعضی افراد ارزش عملی دارد.
روزانه ۳ تا ۵ گرم مصرف کنید. شواهد کافی برای برتری مقدار بیشتر وجود ندارد.
امگا ۳ اسید چرب غیراشباع ضروری و جزء غشای سلول، بهویژه مغز و شبکیه است.(۲۱۶) بحث اصلی درباره ALA، DHA و EPA است. ماهی منبع EPA و DHA و روغن کانولا، بذر کتان، چیا و گردو منابع ALA هستند.
ALA تنها امگا ۳ واقعاً ضروری است، چون بدن میتواند از آن EPA و DHA بسازد.(۲۱۷) دریافت کافی ALA برای حداقل نیاز عمومی ۱٫۱ گرم در زنان و ۱٫۶ گرم در مردان است،(۲۱۶) هرچند ۲ تا ۴ گرم شاید بهینهتر باشد.(۲۱۸)
تبدیل ALA به EPA کم و به DHA بسیار کمتر است. مکمل ALA افزایش اندک EPA و تقریباً بدون تغییر DHA ایجاد میکند.(۲۱۷) سطح بالاتر EPA و DHA با خطر کمتر دیابت نوع ۲،(۲۱۹) بیماری مزمن کلیه،(۲۲۰) سرطان روده،(۲۲۱) افت شناخت و زوال عقل،(۲۲۲)(۲۲۳)(۲۲۴) مرگ کلی(۲۲۵) و مرگ قلبی یا سرطانی همراه است.(۲۲۵)
گیاهخواران EPA و DHA کمتر و ALA بیشتر دریافت میکنند و سطح خونی EPA و DHA پایینتری دارند،(۳۱)(۲۲۶) اما تفاوت کمتر از انتظار است؛ شاید کبد تبدیل ALA را سازگارانه افزایش دهد.(۱۵۸)
با وجود سطح پایینتر، رژیم گیاهی با خطر کمتر بیماری قلبی و دیابت همراه است(۲۲۷)(۲۲۸) و نرخ بیماری عصبی ظاهراً تفاوت زیادی ندارد.(۱۵۸) افزایش EPA و DHA از نظر نظری ممکن است سود بیشتری بدهد، اما ضرورت آن ثابت نشده است.
برای جزئیات، بخش ایمنی روغن ماهی را ببینید.
روغن جلبک جایگزین وگان و بهاندازه روغن ماهی مؤثر است.(۲۵۱) روزانه ۲۵۰ میلیگرم با نسبت تقریبی DHA به EPA برابر ۲ به ۱، سطح خون را افزایش میدهد.(۲۵۲)
شاخص امگا ۳ حداقل ۸٪ اغلب مطلوب دانسته میشود، اما سود آن در گیاهخواران ثابت نیست. رسیدن به آن معمولاً حداقل ۱۰۰۰ میلیگرم مجموع امگا ۳ در روز نیاز دارد.(۲۵۳)
کمبود واقعی ورود اسید چرب به میتوکندری را مختل و میتواند بیماری قلبی، اختلال مغز، ضعف عضله و مرگ ایجاد کند.(۲۵۶)
سطح خون گیاهخواران اغلب پایینتر است،(۲۵۷)(۲۵۸)(۲۵۹)(۲۶۰) هرچند همیشه چنین نیست،(۲۶۱)(۲۶۲) و معمولاً در محدوده طبیعی میماند. جذب بیشتر در رژیم کمکارنیتین،(۲۶۳) برداشت سلولی بیشتر(۲۶۴) و بازجذب کلیوی کارآمدتر(۲۵۹) توضیحهای احتمالیاند.
در یک کارآزمایی، با وجود سطح خونی پایینتر، کارنیتین عضله مشابه بود و مکمل عملکرد عضله یا انرژی را تغییر نداد.(۲۶۰) کمبود واقعی یا سود مکمل در گیاهخواران ثابت نشده است.
بتاآلانین اسیدآمینه غیرضروری است که کبد از پلیآمینها، پیریمیدینها و کوآنزیم A میسازد، اما بخش بزرگی از غذا و مکمل میآید.(۲۶۵) گوشت، مرغ و ماهی در هر ۱۰۰ گرم حدود ۰٫۲ تا ۱ گرم دارند؛ بنابراین دریافت گیاهخواران کمتر است.(۲۶۶)(۲۶۷)
افزون بر عملکرد ورزشی، سودهایی برای عروق،(۲۶۸) سرطان،(۲۶۹) مغز(۲۷۰) و پیری(۲۶۵) مطرح شدهاند، اما قطعی نیستند.
بتاآلانین پیشساز قابلجذب کارنوزین، بافر H+ داخلسلولی، است. ساخت کارنوزین از بتاآلانین و هیستیدین عمدتاً با دریافت بتاآلانین محدود میشود.(۲۶۷)(۲۷۳) از نظر نظری مکمل میتواند عملکرد در اوج مصرف اکسیژن را بهتر کند.(۲۷۴)
بااینحال، شواهد سخت از نیاز ویژه گیاهخواران حمایت نمیکنند. در مطالعه ششماهه تبدیل رژیم ۴۰ زن همهچیزخوار به گیاهخواری، کارنوزین عضله کاهش پیشرونده نداشت.(۲۶۲) در ۶۰ فرد فعال نیز دریافت غذایی با ظرفیت بافری داخلسلولی مرتبط نبود.(۲۷۵)
مطالعه مقطعی ۲۰۱۰ در ۱۲ گیاهخوار یا وگان، کارنوزین ۱۷٪ تا ۲۶٪ پایینتر گزارش کرد.(۲۶۷) شاید مدت رژیم دلیل تفاوت باشد: گروه مداخله فقط شش ماه و شرکتکنندگان مطالعه مقطعی بهطور متوسط ۹٫۵ سال و حداقل پنج سال گیاهخوار بودند.
ممکن است ساخت درونزاد کبدی از مواد موجود در غلات، حبوبات، مارچوبه، گلکلم، اسفناج، قارچ و نخودسبز در کوتاهمدت جبران کند،(۲۶۵)(۲۷۶) اما در سالهای طولانی کافی نباشد. این فرضیه هنوز ثابت نشده و چیزی به نام «کمبود بتاآلانین» در گیاهخواران اثبات نشده است.
برای سود ورزشی، همه ورزشکاران مستقل از رژیم میتوانند روزانه حدود ۳ تا ۵ گرم مصرف کنند تا اثر بافری و عملکردی ۳۰٪ تا ۵۰٪ افزایش یابد.(۲۷۷) مشخص نیست زمان شستوشوی حدود ۹ هفته با افت هفتگی ۲٪ و مقدار نگهدارنده ۱٫۲ گرم در گروههای غذایی متفاوت باشد.(۲۷۸)(۲۷۹)
آهن جزء پروتئینها و آنزیمهای حیاتی، از جمله هموگلوبین انتقالدهنده اکسیژن و میوگلوبین عضله است.(۲۸۰)(۲۸۱)
آهن هم جذب بهتری دارد و فقط در محصول حیوانی است؛ غذای گیاهی فقط آهن غیرهم دارد. بااینحال، پس از درنظرگرفتن فراهمی زیستی، دریافت کل آهن میان وگان، گیاهخوار و همهچیزخوار تفاوت زیادی ندارد.(۳۱)
فریتین گیاهخواران معمولاً پایینتر است،(۲۸۲) اما میانگین در محدوده طبیعی قرار دارد(۳۱)(۲۸۳) و شیوع فریتین ناکافی یا کمخونی تفاوت بزرگی ندارد،(۱۲۲)(۲۸۲) هرچند خطر ممکن است اندکی بیشتر باشد.(۳۱)(۲۸۲)
وضعیت آهن عامل اصلی تنظیم جذب است.(۲۸۴)(۲۸۵) در سطح پایین، جذب غیرهم به هم نزدیک میشود.(۱۲۲) بدن در رژیم با فراهمی کم، جذب را افزایش و دفع را کاهش میدهد.(۲۸۶)(۲۸۷) اثر مهاری فیتات نیز با زمان کمتر میشود.(۲۸۸)
آهن بالاتر همیشه بهتر نیست. فریتین بالا با دیابت نوع ۲ مرتبط است(۲۸۹)(۲۹۰) و آهن اضافی با تولید گونههای فعال اکسیژن برای سلول سمی است.(۲۹۱) سلولهای بتای پانکراس بهدلیل برداشت آهن و دفاع آنتیاکسیدانی کم حساساند.(۲۹۲)(۲۹۳)(۲۹۴)
مکمل آهن بدون تشخیص و تجویز توصیه نمیشود. در وضعیت پایین، منابع گیاهی آهن را همراه ویتامین C مصرف و از کلسیم و پلیفنولهایی مانند چای جدا کنید.(۲۹۵)
DRI سامانه مقادیر مرجع است. RDA نیاز ۹۷٫۵٪ افراد سالم را پوشش میدهد، AI برآوردی نامطمئنتر و UL بیشترین مقدار ایمن برای ۹۷٫۵٪ افراد است. نیاز فردی با سن، جنس، وزن، وضعیت سلامت و دارو تغییر میکند.
«المنتال» وزن خود ماده معدنی، جدا از ترکیب متصل به آن است. ۱۳ میلیگرم پتاسیم یدید ۱۰ میلیگرم ید المنتال و ۱۰۰ میلیگرم فروس فومارات ۳۳ میلیگرم آهن المنتال دارد. برچسب معمولاً مقدار المنتال را نمایش میدهد.
دو گزارش موردی، حدود ۳۶۰ میلیگرم ایزوفلاون در روز برای ۶ تا ۱۲ ماه را با ژنیکوماستی، هیپوگنادیسم، کاهش میل و اختلال نعوظ مرتبط کردند. فراتحلیل ۱۵ کارآزمایی نشان داد ۶۰ تا ۲۴۰ میلیگرم ایزوفلاون یا ۱۰ تا ۷۰ گرم پروتئین سویا، تستوسترون کل و آزاد را تغییر نمیدهد.
چند پیمانه پودر سویا احتمالاً اثر استروژنی ندارد. برای مصرف بیشتر، محصول شستوشوشده با الکل ایزوفلاون کمتری دارد.(۲۹۶) مقدار ایزوفلاون با نوع دانه، شرایط رشد، نگهداری و فراوری تغییر میکند.(۲۹۷)
پروتئین بیشتر با کلسیم ادرار بیشتر همراه است. فرض قدیمی برداشت کلسیم استخوان برای خنثیکردن بار اسیدی بود،(۲۹۸) اما مصرف لبنیات هم پروتئین و هم کلسیم را افزایش میدهد.(۲۹۹)
مطالعات بعدی نشان دادند پروتئین جذب کلسیم را افزایش میدهد(۳۰۰) و دریافت بالا رشد استخوان را تقویت و تحلیل را کند میکند، درحالیکه پروتئین کم با شکستگی لگن بیشتر همراه است.(۳۰۱) در کاهش وزن نیز افت تراکم را اندکی مهار میکند.(۳۰۲)
کلسیم جذبشده اضافی از ادرار دفع میشود، اما کاهش دفع مدفوع بیشتر است و نگهداری خالص کلسیم افزایش مییابد.(۳۰۳) پروتئین IGF-1 را نیز افزایش میدهد(۳۰۴) که رشد استخوان را تقویت میکند.(۳۰۵) اثر کلی خنثی یا مفید است.(۳۰۳)(۳۰۶)
خیر. اگر پروتئین کافی دریافت کنید، عضله هیستیدین لازم برای ساخت کارنوزین را دارد.
کارنوزین به بتاآلانین و هیستیدین هضم میشود و هیستیدین معمولاً کافی است. کارنوزین نسبت به بتاآلانین مزیتی ندارد و گرانتر است.
جو، کلرلا و اسپیرولینا ممکن است کاربردهایی داشته باشند، اما شواهدی نیست که بیش از همهچیزخواران به گیاهخواران سود بدهند؛ بنابراین در این راهنما نیامدهاند.
روزانه ۲۰ تا ۲۵ گرم در چند وعده برای هفت روز و سپس روزانه ۵ گرم. بارگیری ضروری نیست، اما اثر را زودتر ظاهر میکند. تقسیم مقدار، غذا و مایعات بیشتر ناراحتی روده را کاهش میدهد.
شکلهایی مانند اتیلاستر پشتوانه علمی ندارند. دو وعده ۵ گرمی همراه پروتئین و کربوهیدرات و نزدیک تمرین ممکن است پاسخ را بهتر کند. کراتین حتی بدون ورود زیاد به عضله میتواند از مسیر متیلاسیون سودهای دیگری داشته باشد.
چربی غیراشباع به گرما، نور و اکسیژن حساس است. آنتیاکسیدانهایی مانند ویتامین E و احتمالاً اسید کارنوزیک سرعت اکسیداسیون را کم میکنند.(۳۰۷)
محصول را در جای خنک و تاریک، مانند یخچال، نگه دارید. بطری مایع باید تیره و بهاندازه مصرف یک تا دو ماه باشد. پمپ ورود اکسیژن را کم میکند و کپسولها نیز نسبت به بطری بازشونده محافظت بیشتری دارند.
این نگرانی از یک کارآزمایی ۲۱روزه روی ۲۰ بازیکن راگبی با افزایش کوچک DHT آمده است.(۱۹۰) DHT در فرد مستعد میتواند فولیکول را کوچک کند.(۳۰۸)(۳۰۹)
از ۱۲ کارآزمایی دیگر، دو مطالعه تستوسترون را افزایش دادند(۱۹۸)(۱۹۹) و ۱۰ مورد اثری نیافتند.(۱۹۰)(۱۹۱)(۱۹۲)(۱۹۳)(۱۹۴)(۱۹۵)(۱۹۶)(۲۰۰)(۲۰۱)(۳۱۰) پنج مطالعه تستوسترون آزاد را سنجیدند و افزایش معناداری نیافتند. اثر بر ریزش مو از نظر نظری ممکن اما با شواهد فعلی بعید است.
پژوهش و نگارش: Adel Moussa، Mike Murray و Antonis Damianou ویرایش: Molly Gregas بازبینی: Wyatt Brown و Molly Gregas