راهنمای علمی مکملها
راهنماهای کاربردی برای انتخاب آگاهانه مکمل بر اساس هدف، شرایط و شواهد علمی.
جستوجو در این صفحه
راهنماهای کاربردی برای انتخاب آگاهانه مکمل بر اساس هدف، شرایط و شواهد علمی.
در این مطلب
این راهنما یک سند سلامت عمومی برای بزرگسالان ۱۸ ساله و بالاتر است و صرفا هدف آموزشی دارد. مطالب آن توصیه پزشکی محسوب نمیشود. پیش از شروع هر برنامه مرتبط با ورزش، تغذیه یا مصرف مکمل، یا در صورت داشتن هرگونه پرسش درباره سلامت خود، با پزشک یا متخصص سلامت مشورت کنید.
این راهنما بر پایه مطالعات علمی تهیه شده است، اما نتایج در افراد مختلف متفاوت خواهد بود. اگر فعالیتی انجام دهید یا محصولی را که در این راهنما نام برده شده مصرف کنید، این کار را با اختیار خود انجام میدهید و آگاهانه خطرهای آن را میپذیرید. اگرچه تداخلهای مهم شناختهشده را ذکر میکنیم، هر مکمل ممکن است با مکملهای دیگر، غذاها، داروها یا برخی وضعیتهای پزشکی تداخل داشته باشد.
آقای بدنساز مسئولیتی در قبال اقداماتی که پس از مطالعه این مطالب انجام میشوند یا مصرف نادرست مکملها نمیپذیرد. حتی با مصرف دوز صحیح نیز نمیتوان تضمین کرد که عوارض پیشبینینشده رخ ندهند. هیچ آزمایش، محصول، روش، دیدگاه یا اطلاعات مشخصی که در منبع اصلی آمده، از سوی آقای بدنساز تایید یا توصیه نمیشود و اتکا به این اطلاعات کاملا بر عهده خواننده است.
تیم آقای بدنساز از تابستان سال ۱۴۰۰ پژوهشهای تغذیه و مکملها را منتشر میکند. این راهنما دو هدف دارد: کمک به انتخاب مکمل مناسب بر اساس شواهد علمی و کمک به ترکیب مکملها بهشکلی همافزا. در این راستا، مکملها را با توجه به شواهد علمی موجود، به چهار دستهی زیر دستهبندی کردهایم.
مکملهای اصلی: پشتوانه پژوهشی کافی، اثرهای قابل اتکا و نگرانیهای ایمنی شناختهشده اندکی دارند.
مکملهای ثانویه: دستکم در یکی از سه زمینه قدرت شواهد، اندازه اثر یا ایمنی محدودیت دارند. ممکن است شواهد زیادی داشته باشند اما اثرشان کوچک باشد، یا اثر بزرگی نشان دهند ولی شواهد هنوز کافی نباشد. گاهی نیز نگرانی ایمنی مهمی دارند. این گزینهها برای همه مناسب نیستند.
مکملهای امیدوارکننده: هنوز شواهد کافی برای اطمینان از اثر ندارند، اما یافتههای اولیه مثبتاند. ممکن است موثر باشند یا فقط هزینه اضافی ایجاد کنند؛ پیش از افزودن آنها به برنامه باید با احتیاط تصمیم گرفت.
شواهد کافی حتی برای برآورد قابل اتکای اثربخشی ندارند و در حال حاضر گزینه مناسبی برای برنامه مکمل نیستند.
باید اعتراف کنم که کمی نگران نوشتن این مقدمهام. همین حالا پروژههای زیاد دیگری دارم، اما برای تحویل این متن مهلت مشخصی تعیین شده و باید سریع آن را تمام کنم. آیا فشار زمانی باعث میشود مقدمه ضعیفتری بنویسم؟ میترسم اگر بیش از حد عجله کنم، نکته مهمی را از قلم بیندازم.
اما شاید مضطرب شدن درباره نوشتن این مقدمه کاملا طبیعی باشد. بالاخره بهدلیل قرار گرفتن زیر فشار، درباره چیزی اضطراب دارم؛ درست است؟
احتمالا به این راهنما مراجعه کردهاید چون مانند من و تا یکسوم جمعیت جهان،(۱) در زندگی خود استرس یا اضطراب را تجربه میکنید و میخواهید بدانید چگونه آن را مدیریت کنید. اما برای مدیریت مؤثر هر چیز، ابتدا باید آن را بشناسیم.
شاید متوجه شده باشید که چند اصطلاح را با هم مخلوط کردهام: «استرس»، «اضطراب»، «ترس» و «نگرانی» هرکدام معنای تا حدی متفاوتی دارند، اما تاکنون آنها را بهجای یکدیگر به کار بردهام.
پس بیایید با هم نفس عمیقی بکشیم و این اصطلاحات را بهتر بشناسیم.
در این بخش یاد میگیرید مکملهای مختلف را در ترکیبهای همافزا کنار هم قرار دهید. یک ترکیب پایه، متشکل از مهمترین و کمحاشیهترین مکملها، و چند ترکیب تخصصی معرفی میشوند. هر ترکیب تخصصی برای جمعیتی مشخص بهینه شده است. سادهترین راه ساخت ترکیب شخصی این است که ترکیب پایه را با ترکیب تخصصی متناسب با شرایط، نیازها و هدف اصلی سلامت خود همراه کنید.
انتظار میرود خوانندگان هنگام انتخاب محصولات بررسی لازم را انجام دهند. بسته به تولیدکننده، ممکن است برچسب مکمل دقیق نباشد؛ یعنی مقدار ترکیبات ادعاشده بیشتر یا کمتر باشد یا محصول حاوی مقدار قابل توجهی از موادی باشد که روی برچسب ذکر نشدهاند. همچنین ممکن است آلایندههایی مانند فلزات سنگین یا آفتکشها در آن وجود داشته باشد. مکملها ممکن است حاوی موادی باشند که افراد معمولا به آنها حساسیت دارند و باید به ترکیبات غیردارویی نیز توجه کرد. برای آشنایی مقدماتی با ارزیابی تولیدکنندگان، فهرست کوتاهی از اقدامهای لازم هنگام علاقهمندی به یک محصول تهیه شده است.
مکملهای اصلی پشتوانه پژوهشی کافی دارند تا به اثرهای آنها اطمینان داشته باشیم. این اثرها در شرایط مطالعات قابل اتکا و ارزشمندند و نگرانیهای ایمنی شناختهشده اندکی دارند.
هیچیک از مکملهای بررسیشده شرایط قرار گرفتن در گروه مکملهای اصلی را نداشتند. اثرها یا بسیار کوچک بودند، یا فقط در صورت وجود کمبود دیده میشدند، یا شواهد برای اطمینان بالا کافی نبودند.
با شرکت در نظرسنجی کوتاه به بهبود این راهنما کمک کنید. آیا درباره مکمل مورد علاقه شما اطلاعاتی کم است؟ آیا جزئیات مفیدند یا بیش از اندازهاند؟ دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
مکملهای ثانویه دستکم در یکی از سه زمینه قدرت شواهد، اندازه اثر یا ایمنی محدودیت دارند. ممکن است شواهد زیادی وجود داشته باشد، اما نتیجه نشان دهد اثر مکمل فقط متوسط است؛ یا ممکن است بسیار مؤثر به نظر برسد ولی شواهد هنوز کافی نباشند. همچنین احتمال دارد نگرانی ایمنی قابل توجهی داشته باشد. گزینه ثانویه برای همه مناسب نیست، اما اگر پس از مطالعه مدخل آن تشخیص دادید با شرایط شما سازگار است، میتوانید افزودن آن به ترکیب خود را در نظر بگیرید.
شواهد درباره مکملهای امیدوارکننده برای اطمینان از اثر آنها کافی نیست، اما یافتههای اولیه مثبت به نظر میرسند. ممکن است مؤثر باشند یا فقط هزینه اضافی ایجاد کنند. آنها را در نظر داشته باشید، اما پیش از افزودن به ترکیب خود با دقت بیشتری تصمیم بگیرید.
شواهد درباره مکملهای اثباتنشده حتی برای برآورد اولیه اثربخشی کافی نیست. در حال حاضر، این مکملها گزینههای مناسبی برای ترکیب شما نیستند.
چرا ویتامین E یک گزینه اثباتنشده است؟
مکملهای توصیهنشده یا بالقوه خطرناکاند یا بهسادگی اثری ندارند. آنها را به ترکیب خود اضافه نکنید. در بهترین حالت اتلاف هزینه و در بدترین حالت زیانآور خواهند بود.
چرا الکل یک گزینه توصیهنشده است؟
با شرکت در نظرسنجی کوتاه به بهبود این راهنما کمک کنید. آیا درباره مکمل مورد علاقه شما اطلاعاتی کم است؟ آیا جزئیات مفیدند یا بیش از اندازهاند؟ دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
راهنماهای ما بهطور منظم و اغلب با افزودن مکملهای جدید بهروزرسانی میشوند. ارزیابی و ارزیابی مجدد محبوبترین مکملها و گزینههایی که بیشترین احتمال اثربخشی را دارند در اولویت است. اگر مکمل مشخصی مدنظر دارید که دوست دارید در بهروزرسانی آینده بررسی شود، از طریق نظرسنجی به ما اطلاع دهید.
بهروزرسانی اصلی: بخشهای «روش مصرف» گسترش یافتند.
اطلاعات عمومی مداخله به بخشهای روش مصرف زعفران، اسطوخودوس، کورکومین، آشواگاندا، ال-تئانین و منیزیم افزوده شد.
پژوهش و نگارش: Wyatt Brown، Adel Moussa، Mike Murray، Michael Hull و Antonis و
مکملهای توصیهنشده: بالقوه خطرناک یا بیاثرند. در بهترین حالت اتلاف هزینه و در بدترین حالت زیانآور خواهند بود.
سپس به بخش پرسشهای متداول میرسیم؛ بخشی که در آن به پرسشهای رایجی میپردازیم که ممکن است هنگام انتخاب و ترکیب مکملها برایتان پیش بیاید. با استفاده از تمام این اطلاعات، باید بتوانید ترکیب مکملی را که بیشترین تناسب را با هدف شما دارد، شناسایی و آماده کنید.
استرس، اضطراب، ترس و نگرانی؛ هر چهار واژه تا حدی مبهماند، همانطور که اغلب واژهها چنیناند. تعریف آنها نیز میتواند در طول زمان تغییر کند. برای مثال، از قرن نوزدهم تاکنون درباره ماهیت «استرس» توضیحها و بحثهای متعددی مطرح شده است.(۲) دقیق نبودن مرز این مفاهیم به این معنا نیست که نمیتوانیم آنها را بهتر از هم تفکیک کنیم. از استرس شروع میکنیم.
برداشت مدرن از استرس را میتوان در کتاب *The Wisdom of the Body* نوشته Walter B. Cannon دید که نخستین بار در اوایل دهه ۱۹۳۰ منتشر شد. Cannon در این کتاب بخشی از پژوهشهای پیشین خود را خلاصه کرد؛ پژوهشهایی که در آنها اصطلاح «همایستایی» یا homeostasis را ابداع کرده بود. همایستایی روش بدن برای حفظ تعادل در برابر شوکهاست.
او در همین چارچوب نظریه مشهور «جنگ یا گریز» درباره استرس را مطرح کرد که «پاسخ حاد به استرس» نیز نامیده میشود. هنگام مواجهه با وضعیت اضطراری، بخش سمپاتیک و فعالکننده دستگاه عصبی وارد عمل میشود تا انرژی لازم برای فرار از تهدید یا مقابله با آن را فراهم کند. این جنبه از استرس میتواند مثبت باشد.
در ادامه دهه ۱۹۳۰، Hans Selye، بنیانگذار پژوهش مدرن استرس، این مفهوم را گسترش داد. او استرس را مجموعهای از واکنشهای فیزیولوژیک مشخص در برابر تهدیدهای احتمالی تعریف کرد؛ واکنشهایی که اگر شدید و طولانی باشند، ممکن است به «سندرم سازگاری عمومی» یا GAS منجر شوند.(۳)(۴)(۵) این وجه منفی استرس میتواند در بلندمدت به بدن آسیب برساند.
برای اطلاعات بیشتر درباره سندرم سازگاری عمومی، اینجا را ببینید.
بااینحال، روانشناسان با تأکید Selye بر جنبههای فیزیولوژیک استرس مخالفت کردند و، همانطور که انتظار میرود، بر جنبههای روانشناختی آن تأکید بیشتری گذاشتند.(۹)
امروزه تعریف «استرس» همچنان قطعی نیست، اما آن را واکنشپذیری روانشناختی و فیزیولوژیک نسبت به عوامل محیطی میدانند.(۱۰) موضوع حلنشده دیگر این است که آیا مقداری استرس میتواند عملکرد را بهتر کند یا نه.
قانون مشهور Yerkes-Dodson که نخستین بار در سال ۱۹۰۸ مطرح شد، میگوید مقداری استرس ممکن است به عملکرد بهینه منجر شود، درحالیکه استرس بسیار کم یا بسیار زیاد نتیجه را ضعیفتر میکند.(۱۱) بهطور خلاصه، این یافتهها نشان میدهند مقدار متوسط استرس ممکن است نتیجه بهتری ایجاد کند.
برای اطلاعات بیشتر درباره قانون بحثبرانگیز Yerkes-Dodson و ارتباط استرس با عملکرد، اینجا را ببینید.
در آزمایش اصلی Yerkes و Dodson، موشها باید یک جعبه مشخص را تشخیص میدادند. اگر جعبه اشتباه را انتخاب میکردند، شوکی با شدتهای متفاوت دریافت میکردند. شوک متوسط بهترین نتیجه یادگیری را داشت و همین یافته منحنی U وارونه را شکل داد.
اما وقتی آزمایشهای مشابه در مدلهای حیوانی دیگر انجام شدند، این الگوی U وارونه قابل تعمیم نبود.(۱۲)(۱۳) قانون Yerkes-Dodson نیز در انسان بهشکل دقیق آزموده نشد. با وجود این، بعضی پژوهشگران دهه ۱۹۵۰ فرض کردند این قانون را میتوان به استرس و عملکرد کاری انسان تعمیم داد.(۱۴)(۱۵)
شواهد انسانی حمایت قدرتمندی از این فرضیه ندارند. مروری بر پژوهشهای انسانی سالهای ۱۹۷۵ تا ۲۰۰۰ نشان داد فقط ۴٪ منابع از رابطه U وارونه میان استرس و عملکرد حمایت میکنند، درحالیکه نزدیک به نیمی از مطالعات گزارش کردند هر مقدار استرس به عملکرد آسیب میزند.(۱۶) نویسندگان چند مشکل اساسی پژوهشهای استرس تا آن زمان را نیز مشخص کردند.
پژوهشهای جدیدتر نیز علیه رابطه U وارونه سخن گفتهاند(۱۷) یا با روشهای مدرنتر ارتباط استرس و عملکرد را بررسی کردهاند.(۱۸) این پژوهشها بیان میکنند تعریف هر رابطه دوبعدی میان استرس و عملکرد ممکن است بیش از حد سادهانگارانه باشد.
اگرچه درباره روانشناسی استرس و اثر آن بر عملکرد عدم قطعیت زیادی وجود دارد، دستکم یک نکته نسبتا روشن است: استرس زیاد با مجموعه گستردهای از پیامدهای منفی سلامت روانی و جسمی ارتباط دارد.(۱۹) بنابراین، مستقل از تعریف دقیق استرس و اثر آن بر عملکرد، کنترل استرس شدید و مزمن احتمالا برای سلامت بلندمدت مفید است.
مانند «استرس»، «ترس» و «نگرانی» نیز تعریف کاملا دقیقی ندارند. بااینحال، تعریف آنها بهاندازهای روشن است که بتوانیم این واژهها را از استرس و اضطراب تفکیک کنیم.
از «ترس» شروع کنیم. فرهنگ آنلاین انجمن روانشناسی آمریکا (APA) آن را «هیجانی پایه و شدید که با تشخیص تهدید قریبالوقوع برانگیخته میشود و مجموعهای از تغییرات فیزیولوژیک را فعال میکند» تعریف میکند. این تغییرات شباهت زیادی به پاسخ استرسی دارند که پیشتر توضیح داده شد. بنابراین ترس بسیار شبیه استرس است، اما بر مؤلفه ذهنی و هیجانی آن تأکید بیشتری دارد. ویرایش پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی APA یا DSM-5 نیز ترس را «پاسخ هیجانی به تهدید واقعی یا ادراکشده قریبالوقوع» تعریف میکند. این پاسخ هیجانی همزمان با پاسخ فیزیولوژیک جنگ یا گریز رخ میدهد.(۲۰)
ترس ویژگیهای مشترک زیادی با استرس دارد، اما نگرانی متفاوت است، زیرا بیشتر ماهیتی شناختی دارد و بر افکار فرد تأکید میکند. برای مثال، ویرایش دوم نگرانی را «اشتغال ذهنی با رویدادهای منفی آینده» تعریف میکند، درحالیکه فرهنگ آن را «وضعیت ناراحتی یا آشفتگی ذهنی ناشی از دلواپسی درباره رویداد، تهدید یا خطر قریبالوقوع یا مورد انتظار» میداند.
نگرانی بیشتر بر اتفاقی تمرکز دارد که هنگام فکر کردن درباره رویدادی منفی در آینده در ذهن میگذرد؛ اما اضطراب بدن را دوباره وارد تصویر میکند. فرهنگ APA اضطراب را «هیجانی همراه با دلواپسی و علائم جسمانی تنش که در آن فرد خطر، فاجعه یا بداقبالی قریبالوقوع را پیشبینی میکند» تعریف میکند.
«علائم جسمانی» این تعریف با احساسی که هنگام ترس از یک تهدید فعلی تجربه میشود تفاوت دارند. DSM-5 اضطراب را با تنش عضلانی و افزایش هوشیاری ذهنی برای زیر نظر گرفتن تهدیدهای آینده مرتبط میداند. در مقابل، ترس شدیدتر و متمرکز بر تهدیدی فوری است.
باید به خاطر داشت که اضطراب و ترس بخشهای طبیعی تجربه انسانیاند و لزوما مشکل محسوب نمیشوند. DSM-5 معیارهایی برای زمانی مشخص میکند که ترس و اضطراب از مرز طبیعی عبور کرده و به اختلال اضطرابی تبدیل میشوند:
تا اینجا احتمالا معنای بالینی استرس، ترس، نگرانی و اضطراب روشنتر شده است. پیش از بررسی مکملهای احتمالا مؤثر، مروری سریع بر مداخلات دیگری داریم که ممکن است کمککننده باشند. این فهرست جامع و تحلیل آن عمیق نیست؛ هدف فقط معرفی کوتاه گزینههایی است که در کنار مکمل یا بهجای آن میتوان در نظر گرفت.
نکته: مطمئن شوید شواهد با شرایط شما ارتباط دارند.
امیدواریم این مرور به درک بهتر استرس و اضطراب و روشهای کاهش آنها کمک کرده باشد. در ادامه اطلاعات بیشتری درباره مکملهای احتمالا مفید ارائه میشود.
آرامش خود را حفظ کنید و به خواندن ادامه دهید.
نویسنده: Greg Lopez، دارای کارشناسی ارشد بیوفیزیک مولکولی و دکترای داروسازی
نکته: چرا برند یا محصول مشخصی توصیه نمیشود؟
احتیاط: پیش از شروع مصرف هر مکمل، ابتدا این بخش را بخوانید.
ترکیب پایهای وجود ندارد، زیرا هیچ مکمل شناختهشدهای برای این هدف وجود ندارد که مصرف آن بدون ابهام برای بیشتر افراد مناسب باشد. نسخه قبلی راهنما منیزیم را تنها مکمل ترکیب پایه معرفی کرده بود، اما شواهد منیزیم بسیار ضعیف و متناقضاند.
بااینحال، رویکرد «ابتدا رژیم غذایی» ممکن است منطقی باشد. مستقل از اینکه منیزیم یا سایر ویتامینها و مواد معدنی برای استرس و اضطراب شواهد قابل توجهی دارند یا نه، افراد احتمالا باید مقدار کافی همه آنها را دریافت کنند. رژیم مغذیتر ممکن است اثر مثبتی بر استرس و اضطراب داشته باشد، هرچند نباید این اثر را قطعی فرض کرد.
چرا GABA یک گزینه اثباتنشده است؟
چرا ترکیب آرژینین و لیزین یک مکمل اثباتنشده است؟
چرا اینوزیتول یک مکمل اثباتنشده است؟
چرا بادرنجبویه یک مکمل اثباتنشده است؟
چرا پنجانگشت یک مکمل اثباتنشده است؟
چرا نیکوتین یک گزینه توصیهنشده است؟
چرا یوهیمبین یک گزینه توصیهنشده است؟
پیش از هر تغییری، ترکیب فعلی خود را چند هفته ادامه دهید. با پزشک مشورت کنید و درباره هر گزینه احتمالی پژوهش کنید. هم تداخلهای منفی شناختهشده با مکملها و داروهای فعلی و هم اثرهای همافزا را بررسی کنید. اگر دو مکمل اثر همافزا یا جمعشونده دارند، شاید لازم باشد از دوز کمتر هرکدام استفاده کنید.
اگر مکمل محدوده دوز توصیهشده دارد، در همان محدوده بمانید. اگر یک دوز دقیق توصیه شده است، حداکثر ۱۰٪ با آن تفاوت داشته باشید. مصرف بیشتر ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد یا حتی خطرناک باشد. مصرف کمتر نیز ممکن است مکمل را بیاثر کند؛ بااینحال، شروع با نصف دوز معمول میتواند محتاطانه باشد، بهخصوص اگر میدانید نسبت به مکملها یا داروها واکنش شدیدی دارید.
هر زمان شواهد اجازه دهند، پاسخ در بخش «روش مصرف» مدخل مکمل ارائه میشود. بااینحال، شواهد اغلب متناقض یا غایباند. شروع با نصف دوز معمول میتواند زیان احتمالی مصرف مکمل در روز، مانند خستگی، یا شب، مانند بیخوابی، را به حداقل برساند.
هر زمان شواهد اجازه دهند، پاسخ در بخش «روش مصرف» مدخل مکمل ارائه میشود. بااینحال، شواهد اغلب متناقض یا غایباند. غذاهای مختلف نیز میتوانند هضم، جذب و متابولیسم مکمل را به شکلهای متفاوت تغییر دهند. برای مثال، ویتامینهای محلول در چربی A، D، E و K همراه یک وعده کوچک حاوی چربی بهتر از یک وعده بزرگ با چربی کم یا بدون چربی جذب میشوند.
مقادیر مرجع دریافت غذایی (DRIs) سامانهای از توصیههای تغذیهای است که مؤسسه پزشکی آمریکا، که اکنون Health and Medicine Division نام دارد، طراحی کرده است. RDA، AI و UL بخشهایی از این سامانهاند.
برخلاف چیزی که از نام آن برداشت میشود، مقدار توصیهشده غذایی (RDA) مقدار ایدئال را نشان نمیدهد؛ بلکه حداقل مقداری است که برای جلوگیری از مشکلات ناشی از کمبود نیاز دارید. دقیقتر اینکه این مقدار برای تأمین حداقل نیاز ۹۷٫۵٪ مردان و زنان سالم در همه سنین کافی در نظر گرفته میشود؛ یعنی RDA برای ۲٫۵٪ افراد سالم کمتر از نیاز واقعی است.
دریافت کافی (AI) شبیه RDA است، اما عدد آن عدم قطعیت بیشتری دارد.
حد بالای قابل تحمل دریافت (UL) بیشترین مقدار ایمن است. دقیقتر اینکه بیشترین مقدار روزانهای است که برای ۹۷٫۵٪ مردان و زنان سالم در همه سنین ایمن در نظر گرفته میشود؛ یعنی UL برای ۲٫۵٪ افراد سالم بیش از حد بالا است.
بهطور کلی، رژیم سالم باید دستکم RDA هر ماده مغذی و کمتر از UL آن را فراهم کند. البته استثناهای زیادی وجود دارد. برای مثال، افرادی که بیشتر عرق میکنند به نمک یا سدیم بیشتری نیاز دارند، درحالیکه مصرفکنندگان متفورمین ممکن است به ویتامین B12 بیشتری نیاز داشته باشند.
DRIها بر اساس وزن میانه بزرگسالان و کودکان در ایالات متحده تنظیم شدهاند. اگر سایر عوامل، بهویژه سن، جنس و درصد چربی بدن، یکسان باشند، فرد سبکتر احتمالا به مواد مغذی کمتری نیاز دارد و فرد سنگینتر به مقدار بیشتری. بااینحال، این اعداد تناسب مستقیم ندارند؛ از جمله به این دلیل که مغز دو فرد با وزن بسیار متفاوت نیازهای تقریبا مشابهی دارد. بنابراین اگر دو برابر بزرگسال میانه همسن و همجنس خود وزن دارید، نمیتوانید DRI هر ماده مغذی را دو برابر کنید. ضمن اینکه افراد هموزن نیز میتوانند از جنبههای مختلف، از جمله چربی بدن، متفاوت باشند.
«المنتال» به وزن خود ماده معدنی، جدا از ترکیبی که به آن متصل است، اشاره دارد. برای مثال، مصرف ۵۰۰ میلیگرم منیزیم گلوکونات به معنای دریافت ۲۷ میلیگرم منیزیم المنتال است.
برچسب محصول مقدار المنتال را نشان میدهد. عبارت «۲۷ میلیگرم منیزیم (بهشکل منیزیم گلوکونات)» یعنی ۲۷ میلیگرم منیزیم المنتال و ۴۷۳ میلیگرم اسید گلوکونیک.
اگر منیزیم واقعا عامل مشکل باشد، احتمالا دوز زیادی از آن به روده بزرگ رسیده است. احتمال دیگر این است که سطح منیزیم بدن شما کافی بوده و نیازی به مکمل نداشتهاید.
در آینده، دوز روزانه را به چند وعده تقسیم کنید. اگر مشکل ادامه داشت، دوز روزانه را به ۲۰۰ میلیگرم کاهش دهید. اگر منیزیم اکسید مصرف میکنید، شکل دیگری از منیزیم را انتخاب کنید.
محرکها همیشه اضطراب ایجاد نمیکنند، اما بسیاری از آنها پاسخ استرسی ایجاد میکنند که ممکن است علائم موجود را تشدید کند. افراد مبتلا به اضطراب لزوما مجبور نیستند مصرف محرکها را کاملا متوقف کنند، اما بهتر است از مصرف مکرر، بهویژه در صورت بدتر شدن علائم، پرهیز کنند.
کافئین کماحتمالترین محرک برای ایجاد اضطراب است. در حالت ایدئال، ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیگرم کافئین باید با همان مقدار ال-تئانین همراه شود. ال-تئانین اسیدآمینهای است که میتواند اضطراب ناشی از کافئین را بدون کاهش اثر تحریککننده آن کم کند. بهبود تمرکز و دامنه توجه ناشی از کافئین و ال-تئانین نیز اثر همافزا نشان داده است.
از یوهیمبین، محصولات حاوی آن و مکملهایی با سازوکار مشابه مانند rauwolscine باید پرهیز کرد.
تنفس عمیق، آرامسازی عضلات و کشش از روشهای رایج مقابله با اضطراباند. مؤثرترین فعالیت کاهنده استرس به فرد بستگی دارد. بعضی افراد با آیینهای آرام مانند بافتنی یا مراسم چای آرام میشوند؛ بعضی دیگر با ورزش شدید مانند وزنهبرداری یا بوکس اضطراب خود را کاهش میدهند.
تماس منظم با طبیعت، مانند باغبانی، طبیعتگردی یا قرار گرفتن زیر نور خورشید، برای بیشتر افراد فوایدی نشان داده است.
درمان شناختیرفتاری (CBT) برای کاهش بعضی شکلهای اضطراب بسیار مؤثر است و میتواند جایگزین یا مکمل مکملهای غذایی و داروها باشد.
حرکتها و وضعیتهای یوگا راهبردهای پایه مقابله با اضطراب، یعنی تنفس عمیق، آرامسازی عضلات و کشش، را در خود دارند. یوگا نوعی مدیتیشن نیز محسوب میشود و مدیتیشن در مطالعات اضطراب را کاهش داده است.
اسطوخودوس گیاهی از خانواده Lamiaceae است که گونههای مختلفی دارد. بیشتر گونهها ترکیبات شیمیایی اصلی مشابهی شامل ترپنها، الکلها، کتونها و پلیفنولها دارند.(۳۵۸) با وجود شباهت ترکیبات و ویژگیها، عصاره روغن اسانسی اسطوخودوس میتواند ۲۶ تا ۵۷٪ لینالول و ۴ تا ۳۵٪ لینالیل استات داشته باشد.(۳۵۹) لینالول ترکیب فعال اصلی در نظر گرفته میشود.(۳۶۰)
اسطوخودوس افزون بر ایجاد آرامش، بهطور سنتی برای درمان عفونتهای انگلی، سوختگی، نیش حشرات و اسپاسم استفاده شده است.(۳۶۱) روغن اسطوخودوس ممکن است اثر ضدقارچی داشته باشد،(۳۶۲) شدت سردرد(۳۶۳) و ریزش مو(۳۶۴) را کاهش دهد، ترمیم زخم را بهتر کند(۳۶۵) و علائم پیش از قاعدگی را تسکین دهد.(۳۶۶) برای روشن شدن اثر واقعی به پژوهش بسیار بیشتری نیاز است.
بهروزرسانی جزئی: سه مدخل جدید افزوده شد.
مدخلهای کانابیدیول (CBD)، GABA و ویتامین E اضافه شدند. برای قضاوت درباره اثربخشی GABA و ویتامین E پژوهش کافی وجود ندارد، درحالیکه پژوهشهای کانابیدیول امیدوارکننده اما مقدماتیاند.
پژوهش و نگارش: Wyatt Brown، Adel Moussa، Mike Murray، Michael Hull و Antonis Damianou ویرایش: Molly Gregas بازبینی: Wyatt Brown و Molly Gregas
بهروزرسانی اصلی: راهنما به نسخه سوم ارتقا یافت.
پژوهش و نگارش: Wyatt Brown، Adel Moussa، Mike Murray، Michael Hull و Antonis Damianou ویرایش: Molly Gregas بازبینی: Wyatt Brown و Molly Gregas
[255]Teschke R, Lebot VProposal for a kava quality standardization code.Food Chem Toxicol.(2011-Oct)
تعریف نخست بیشتر بر نشخوار فکری درباره رویدادهای منفی احتمالی آینده تأکید دارد و تعریف دوم بیشتر بر ناراحتی ذهنی. هر دو تعریف توافق دارند که نگرانی برخلاف استرس که فیزیولوژیک است و ترس که هیجانی است، بیشتر پدیدهای ذهنی محسوب میشود. همچنین هر دو نگرانی را به رویدادهای منفی آینده مرتبط میدانند، درحالیکه ترس به رویداد زمان حال مربوط است.
به زبان ساده، ترس احساسی است که هنگام شرطبندی تمام سرمایه با دستی ضعیف در لاسوگاس تجربه میکنید؛ نگرانی چیزی است که پس از باخت و هنگام فکر کردن به هزینه بلیت بازگشت به خانه احساس میکنید.
انواع اختلال اضطرابی شناختهشده در DSM-5 در جدول مربوط خلاصه میشوند. یک معیار در آنها تکرار میشود: برای اینکه ترس، اضطراب یا رفتار اجتنابی اختلال تلقی شود، باید در زندگی عادی اختلال ایجاد کند. اگر چیزی مانع زندگی دلخواه شما نمیشود، احتمالا مشکل بالینی محسوب نمیشود.
احتیاط: خودتشخیصی نکنید.
برای اطلاعات بیشتر درباره اختلالهای اضطرابی بر اساس DSM-5، اختلال وسواس فکریعملی (OCD)، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و علائم اختلال اضطراب فراگیر (GAD)، بخشهای مرتبط را ببینید.