راهنمای علمی مکملها
راهنماهای کاربردی برای انتخاب آگاهانه مکمل بر اساس هدف، شرایط و شواهد علمی.
جستوجو در این صفحه
راهنماهای کاربردی برای انتخاب آگاهانه مکمل بر اساس هدف، شرایط و شواهد علمی.
در این مطلب
این راهنما یک سند سلامت عمومی برای بزرگسالان ۱۸ ساله و بالاتر است و صرفا هدف آموزشی دارد. مطالب آن توصیه پزشکی محسوب نمیشود. پیش از شروع هر برنامه مرتبط با ورزش، تغذیه یا مصرف مکمل، یا در صورت داشتن هرگونه پرسش درباره سلامت خود، با پزشک یا متخصص سلامت مشورت کنید.
این راهنما بر پایه مطالعات علمی تهیه شده است، اما نتایج در افراد مختلف متفاوت خواهد بود. اگر فعالیتی انجام دهید یا محصولی را که در این راهنما نام برده شده مصرف کنید، این کار را با اختیار خود انجام میدهید و آگاهانه خطرهای آن را میپذیرید. اگرچه تداخلهای مهم شناختهشده را ذکر میکنیم، هر مکمل ممکن است با مکملهای دیگر، غذاها، داروها یا برخی وضعیتهای پزشکی تداخل داشته باشد.
آقای بدنساز مسئولیتی در قبال اقداماتی که پس از مطالعه این مطالب انجام میشوند یا مصرف نادرست مکملها نمیپذیرد. حتی با مصرف دوز صحیح نیز نمیتوان تضمین کرد که عوارض پیشبینینشده رخ ندهند. هیچ آزمایش، محصول، روش، دیدگاه یا اطلاعات مشخصی که در منبع اصلی آمده، از سوی آقای بدنساز تایید یا توصیه نمیشود و اتکا به این اطلاعات کاملا بر عهده خواننده است.
تیم آقای بدنساز از تابستان سال ۱۴۰۰ پژوهشهای تغذیه و مکملها را منتشر میکند. این راهنما دو هدف دارد: کمک به انتخاب مکمل مناسب بر اساس شواهد علمی و کمک به ترکیب مکملها بهشکلی همافزا. در این راستا، مکملها را با توجه به شواهد علمی موجود، به چهار دستهی زیر دستهبندی کردهایم.
مکملهای اصلی: پشتوانه پژوهشی کافی، اثرهای قابل اتکا و نگرانیهای ایمنی شناختهشده اندکی دارند.
مکملهای ثانویه: دستکم در یکی از سه زمینه قدرت شواهد، اندازه اثر یا ایمنی محدودیت دارند. ممکن است شواهد زیادی داشته باشند اما اثرشان کوچک باشد، یا اثر بزرگی نشان دهند ولی شواهد هنوز کافی نباشد. گاهی نیز نگرانی ایمنی مهمی دارند. این گزینهها برای همه مناسب نیستند.
مکملهای امیدوارکننده: هنوز شواهد کافی برای اطمینان از اثر ندارند، اما یافتههای اولیه مثبتاند. ممکن است موثر باشند یا فقط هزینه اضافی ایجاد کنند؛ پیش از افزودن آنها به برنامه باید با احتیاط تصمیم گرفت.
شواهد کافی حتی برای برآورد قابل اتکای اثربخشی ندارند و در حال حاضر گزینه مناسبی برای برنامه مکمل نیستند.
همه افراد گاهی پس از شکست، ازدستدادن شغل یا عزیزان احساس اندوه میکنند. این افت خلق میتواند انجام کارهای روزمره را مختل کند. اگر بسیار شدید یا طولانی شود، ممکن است در گروه اختلالهای خلقی قرار گیرد.
شایعترین اختلال خلقی، اختلال افسردگی اساسی یا MDD است که نزدیک ۳۲۲ میلیون نفر را در جهان درگیر میکند(۱) و یکی از بزرگترین عوامل ناتوانی است. سازمان جهانی بهداشت برآورد کرده تعداد افراد مبتلا از ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۵ نزدیک ۲۰٪ افزایش یافته است. شیوع در زنان(۲) و بزرگسالان سن کار بیشتر برآورد میشود، اما علائم در همه جنسها و سنین دیده میشوند.(۳)
صحبت درباره افسردگی بهدلیل انگ سلامت روان(۴) و جدینگرفتن بیماریهایی که اندازهگیری عینی ندارند دشوار است.
برچسب محصول ممکن است نادقیق باشد یا ترکیبات اعلامنشده، فلزات سنگین، آفتکش و مواد حساسیتزا داشته باشد. سازنده و آزمون مستقل را بررسی کنید.
ابتدا رژیم را بررسی و کمبود مواد مغذی را شناسایی کنید. شواهد ویتامین روی و منیزیم ایدئال نیست، اما کمبود شدید این مواد یا هر ماده مؤثر بر دستگاه عصبی میتواند در خلق نقش داشته باشد و اصلاح آن منطقی است.
زعفران از *Crocus sativus L.* و دارای کروسین، کروستین، پیکروکروسین و سافرانال است. مطالعات پیشبالینی کاهش استرس اکسیداتیو و التهاب، تنظیم ناقلها و محور و افزایش را مطرح میکنند.
مصرف بیشتر DHA و EPA با خطر کمتر اختلال خلقی همراه است(۶۱) و سطح آنها در گلبول قرمز افراد مبتلا به افسردگی یا دوقطبی پایینتر گزارش شده است.
5-HTP محصول تریپتوفان و پیشساز سروتونین است.(۱۶۷) در برخی موارد انتقال سروتونرژیک مختل است و کاهش تریپتوفان یا سروتونین علائم را افزایش میدهد. با افزایش سروتونین و شاید خنثیکردن رادیکال آزاد و کاهش التهاب عصبی اثر میکند.
متیلفنیدات، دکستروآمفتامین و محرکهای مکملی میتوانند موقتاً شناخت و خلق را بهتر یا سرخوشی ایجاد کنند، اما مصرف مکرر احتمالاً علائم افسردگی اولیه را بدتر میکند. این هشدار هم برای دارو و هم مکمل محرک صدق میکند.
چند هفته ترکیب فعلی را ثابت نگه دارید، با پزشک مشورت و تداخل و همافزایی را بررسی کنید. در بازه توصیهشده بمانید و افراد حساس از نصف مقدار شروع کنند.
هرجا شواهد اجازه دهد در بخش روش مصرف آمده است. غذا میتواند جذب و متابولیسم را تغییر دهد و ویتامینهای محلول در چربی همراه چربی بهتر جذب میشوند.
بخش روش مصرف زعفران، علف چای، ویتامین D، 5-HTP، کورکومین، روی، منیزیم و ویتامین E گسترش یافت.
نوردرمانی، و ویتامین افزوده شدند. همه شواهد مثبت اولیه دارند، اما اهمیت بالینی هنوز قطعی نیست.
مکملهای توصیهنشده: بالقوه خطرناک یا بیاثرند. در بهترین حالت اتلاف هزینه و در بدترین حالت زیانآور خواهند بود.
سپس به بخش پرسشهای متداول میرسیم؛ بخشی که در آن به پرسشهای رایجی میپردازیم که ممکن است هنگام انتخاب و ترکیب مکملها برایتان پیش بیاید. با استفاده از تمام این اطلاعات، باید بتوانید ترکیب مکملی را که بیشترین تناسب را با هدف شما دارد، شناسایی و آماده کنید.
تشخیص افسردگی بر علائم ذهنی مانند اضطراب، خستگی، بیخوابی و تغییر اشتها تکیه دارد. همه افراد همه علائم را ندارند و شدت آنها متفاوت است.(۵) یک فرد ممکن است خوابآلودگی، خستگی شدید و ازدستدادن علاقه داشته باشد و دیگری اضطراب شدید و بیخوابی بدون خستگی زیاد.
پرسشنامهها گاهی تعداد علائم را بیشتر از شدت وزن میدهند.(۶)(۷) در مقیاس فرضی ۲۰سؤالی با امتیاز ۱ تا ۴، پانزده علامت خفیف امتیاز ۱۵ و سه علامت بسیار شدید امتیاز ۱۲ میگیرند، بااینکه حالت دوم احتمالاً ناتوانکنندهتر است.(۷)
HDRS پرسشنامه ۱۷مادهای تکمیلشونده توسط مصاحبهگر برای اضطراب، بیقراری، احساس گناه، کاهش وزن و علائم دیگر است.(۱۱) امتیاز ۱۵ یا بیشتر نشانه افسردگی محسوب میشود.
MADRS ده ماده دارد و علائمی مانند تنش درونی، خواب کمتر و افکار خودکشی از صفر تا شش امتیاز میگیرند:(۱۲)
ذهنیبودن و تفاوت فردی، نظریهسازی و یافتن درمانی که برای همه کار کند را دشوار میکند.
احتیاط: خودتشخیصی نکنید. علائم افسردگی یا افکار آسیب به خود نیازمند ارزیابی حرفهایاند.
از دهه ۱۹۵۰ پژوهشگران به دنبال علت زیستی و قابلمشاهده بودهاند. یکی از نخستین نظریهها، سروتونین پایین بود.(۱۳) صنعت دارو نیز داروهایی برای افزایش سروتونین توسعه داد.(۱۴)
نورون پیشسیناپسی سروتونین میسازد. مهارکننده بازجذب انتخابی سروتونین یا SSRI مانع بازجذب میشود تا سروتونین بیشتری به نورون پسسیناپسی برسد.
مطالعات جدیدتر فرضیه ساده «سروتونین پایین» را زیر سؤال بردهاند.(۱۵) SSRI فوراً سروتونین را افزایش میدهد، اما اثر بالینی هفتهها زمان میبرد.(۱۶) کاهش آزمایشی سروتونین در فرد سالم نیز افسردگی ایجاد نکرد و بیشتر به تحریکپذیری یا بیخوابی موقت منجر شد.
داروهای ضدافسردگی، عمدتاً SSRIها، هنوز درمان خط اولاند اما درباره اندازه سود و عوارض آنها اختلاف وجود دارد.
فراتحلیل ۲۰۰۸ با دادههای منتشرشده و منتشرنشده نشان داد دارو از نظر آماری بهتر از دارونماست، اما کاهش علائم بر اساس بعضی معیارها اهمیت بالینی کافی ندارد.(۳۴)
بزرگترین فراتحلیل تا سال ۲۰۱۸ با ۵۲۲ کارآزمایی، کاهش کوچک علائم و خروج بیشتر از مطالعه بهدلیل عارضه را گزارش کرد.(۳۵) برخی پژوهشگران اندازه سود را کمتر و خطر را بیشتر میدانند، چون طراحی، تحلیل و سوگیری انتشار مشکل دارند.(۳۶)(۳۷)
بیشتر کارآزماییها کوتاهاند و حتی مطالعات «بلندمدت» معمولاً بیش از دو تا سه سال نیستند. افراد پس از خروج بهدلیل عارضه اغلب پیگیری نمیشوند؛ بنابراین پایداری یا ظهور عارضه پس از قطع روشن نیست.
ورزش منظم نیز ارزش آزمایش بالایی دارد، بهویژه برای افراد کمتحرک.
ابتدا کمبود مواد ضروری را بررسی و اصلاح کنید. سپس با نظر پزشک یک گرم EPA اضافه کنید. روغن ماهی دارای DHA قابلاستفاده است، به شرط رسیدن EPA به یک گرم.
مکملها را آهسته اضافه کنید تا نیاز و اثر هرکدام روشن باشد. اثر کامل مداخله ضدافسردگی معمولاً دستکم دو تا سه ماه زمان میبرد و ممکن است با ادامه بیشتر شود.
پس از فرصت کافی، روزانه ۳۰ میلیگرم زعفران در دو وعده ۱۵ میلیگرمی اضافه کنید.
اگر پس از چند ماه کافی نبود، ۹۰۰ میلیگرم علف چای در سه وعده ۳۰۰ میلیگرمی یا ۵۰۰ تا ۱۵۰۰ میلیگرم کورکومین قابلبررسی است.
علف چای احتمالاً مؤثرتر، اما دارای تداخل دارویی بسیار قویتر است. تداخل کورکومین معمولاً ملایمتر است، مگر همراه پیپرین. ترکیب چند عصاره گیاهی ذاتاً خطر تداخل دارد و باید با پزشک مطرح شود.
در صورت امکان از متخصص سلامت روان یا پزشک تشخیص بگیرید. علائم ممکن است MDD نباشند و از بیماری مزمن، شرایط زندگی، اعتیاد یا عوامل دیگر ناشی شوند. ورزش و رواندرمانی و علت زمینهای را بررسی کنید.
از ترکیب پایه آغاز کنید و سپس زعفران را در نظر بگیرید. ترکیب چند گیاه بهدلیل احتمال تداخل معمولاً عاقلانه نیست.
زعفران و رودیولا هر دو اثر ضد استرس و اضطراب نشان دادهاند، اما شواهد زعفران بسیار قویتر است.
چند فراتحلیل کاهش علائم را از افسردگی زیربالینی تا MDD گزارش کردهاند.(۴۴)(۴۵)(۴۶)(۴۷) اندازه اثر گزارششده از درمانهای معمول بزرگتر است،(۴۸)(۴۹) اما مقایسه مستقیم با دارو تفاوتی نیافته است.(۴۴)(۴۵)(۴۷) شواهد واقعی و علمی دارو بسیار گستردهتر است.
همه مطالعات در ایران، تولیدکننده اصلی زعفران، انجام شدهاند. این موضوع نتایج نسبتاً ثابت را باطل نمیکند، اما تکرار در مناطق دیگر لازم است.
برای جزئیات، بخش ایمنی زعفران را ببینید.
بیشتر مطالعات روزانه ۳۰ میلیگرم عصاره کلاله، اغلب در دو وعده ۱۵ میلیگرمی، استفاده کردهاند.
ورود به غشای سلول ممکن است ساختار و عملکرد را تغییر، التهاب و استرس اکسیداتیو را کم(۶۷) و ناقلهای عصبی و پیامرسانی سلولی را تنظیم کند.(۶۸)
مکمل در MDD، بهتنهایی یا همراه درمان، علائم را اندکی بهتر میکند.(۶۸) اهمیت بالینی محل بحث است، اما اثر شاید با بعضی داروها قابلمقایسه باشد.(۴۸)(۴۹)(۶۸)
در افسردگی پیرامون بارداری، بهویژه پس از زایمان، اثر کوچک تا متوسط گزارش شده است.(۶۹)(۷۰) در افسردگی دوقطبی بهعنوان درمان کمکی نیز ممکن است سود کوچک داشته باشد.(۷۱)(۷۲)
برای جزئیات، بخش ایمنی روغن ماهی را ببینید.
برای MDD دستکم یک گرم EPA، بهصورت EPA خالص یا نسبت EPA به DHA حدود ۲ به ۱، مصرف شود.(۶۷)(۹۵) در صورت تحمل میتوان تا دو گرم افزایش داد.(۹۵)
دوز بهینه افسردگی پیرامون بارداری روشن نیست. در دوقطبی، مطالعات مثبت از ۱ تا ۲ گرم EPA(۹۶) تا ۹٫۶ گرم مجموع امگا ۳ شامل ۶٫۲ گرم EPA و ۳٫۴ گرم DHA استفاده کردهاند.(۹۷)
نوردرمانی مواجهه روزانه با نور فلورسنت روشن از لایتباکس است. تنظیم ناهماهنگی ریتم شبانهروزی(۹۸) و مسیرهای مونوآمین،(۹۹)(۱۰۰) بهویژه سروتونین،(۱۰۱) سازوکارهای اصلیاند.
فراتحلیلها بهبود کوچک علائم در افسردگی فصلی،(۱۰۲) غیرفصلی(۱۰۳) و دوقطبی(۱۰۴) را گزارش کردهاند.
ملانوپسین شبکیه به طول موج ۴۷۰ تا ۴۹۰ نانومتر، نور آبی، حساستر است(۱۰۵)(۱۰۶)(۱۰۷) و شاید ریتم را قویتر جابهجا کند. بااینحال، فراتحلیل ۲۰۲۲ در MDD، عمدتاً فصلی، نور آبی را از کنترل بهتر نیافت.(۱۰۸)
در مقایسه با نور قرمز کمشدت، احتمال بهبود بالینی در گروه آبی ۹۳٪ بیشتر اما غیرمعنادار بود و فقط سه مطالعه وجود داشت. تفاوتی با نور سفید پرشدت در چهار مطالعه بدون دارونما نبود. چون شواهد نور سفید بیشتر است، همان توصیه میشود.
تعداد مطالعات مناسب است، اما اثر کوچک، ناهمگونی بالا و خطر سوگیری، قطعیت را پایین میآورد.(۱۰۳)
برای جزئیات، بخش ایمنی نوردرمانی را ببینید.
روزانه ۳۰ تا ۶۰ دقیقه نور سفید با شدت ۵۰۰۰ تا ۱۰٬۰۰۰ لوکس کمی پس از بیداری. لایتباکس مطابق دستور سازنده، همسطح چشم و حدود ۶۰ تا ۸۰ سانتیمتر از فرد قرار گیرد.
علف چای یا *Hypericum perforatum* گیاهی سنتی برای خلق است. هیپرفورین و هیپریسین ترکیبات فعال اصلیاند و ممکن است مانند SSRI سطح مواد شیمیایی تنظیمکننده خلق را افزایش دهند.(۱۱۰)
مجموع شواهد نشان میدهد اثر آن در افسردگی خفیف تا متوسط شاید با SSRIها قابلمقایسه باشد(۱۱۱)(۱۱۲)(۱۱۳) و عوارض عصبی، روانی و جنسی کمتری گزارش شده است.
بااینحال، کیفیت روش بسیاری از مطالعات محل تردید و قطعیت بعضی فراتحلیلها متوسط یا پایین است.(۱۱۲)
علف چای تداخلهای دارویی مهم و متعدد دارد. برای جزئیات، بخش ایمنی را ببینید.
مقدار رایج روزانه ۹۰۰ میلیگرم در سه وعده ۳۰۰ میلیگرمی است. عصارههای مطالعاتی معمولاً ۲٪ تا ۵٪ هیپرفورین و ۰٫۳٪ هیپریسین داشتند.
گیرندههای ویتامین D در مغز وجود دارند.(۱۲۸) D بر بیان ژن، ساخت ناقلهای مونوآمین، عوامل نوروتروفیک، تعادل کلسیم، التهاب و اکسیداسیون اثر میگذارد.(۱۲۹)(۱۳۰)(۱۳۱) سطح پایین با خطر بیشتر افسردگی همراه است.(۱۳۲)
فراتحلیلها سود کوچک تا متوسط در افراد افسرده، بهویژه دارای سطح ناکافی، نشان میدهند.(۱۳۲)(۱۳۳) بهعنوان درمان کمکی دارو نیز ممکن است مفید باشد.(۱۳۴)(۱۳۵)
در بارداری و پس از زایمان نتایج امیدوارکنندهاند،(۱۳۶)(۱۳۷) اما پژوهش بیشتری لازم است. در افراد سالم بدون افسردگی اثر زیادی ندارد.(۱۳۳) در تنها مطالعه دوقطبی، اثر داروهای روانپزشکی را تقویت نکرد.(۱۳۸)
برای جزئیات، بخش ایمنی ویتامین D را ببینید.
ابتدا سطح خون را بررسی کنید. در ناکافیبودن، غذا و نور و سپس مکمل در نظر گرفته شود. کمبود کامل نیازمند درمان تحت نظارت است.
بیشتر مطالعات D3 استفاده کردهاند. مقدار به سطح اولیه و BMI بستگی دارد؛ اضافهوزن پاسخ را کاهش میدهد(۱۵۲)(۱۵۳) و ممکن است مقدار بیشتری لازم باشد.(۱۵۴) شواهد میانگین از ۲۰۰۰ تا ۴۰۰۰ IU در روز حمایت میکنند،(۱۳۳) اما برای نگهداری سطح کافی معمولاً کمتر لازم است.
پوست تیرهتر برای ساخت مقدار مشابه به نور بیشتری نیاز دارد و خطر ناکافیبودن بیشتر است.
فراتحلیل هفت کارآزمایی، کاهش بالینی چشمگیر ۱۲٫۷ امتیاز در همیلتون را گزارش کرد،(۱۶۹) اما فقط چند مطالعه دارونما داشتند و پنج مورد متعلق به دهه ۱۹۷۰ بودند.
کارآزمایی ۲۰۱۳ طی هشت هفته، اثر مشابه فلوکستین را در شدتهای مختلف گزارش کرد.(۱۷۰) گزینه جذابی است، اما کارآزمایی باکیفیت کافی نیست.
برای جزئیات، بخش ایمنی 5-HTP را ببینید.
دوزها بسیار متفاوت و اغلب افزایشی بودهاند. بیشتر مطالعات ۱۵۰ تا ۴۰۰ میلیگرم و برخی تا ۳۲۵۰ میلیگرم استفاده کردهاند؛ مقدار بهینه روشن نیست.
رودیولا آداپتوژنی با حدود ۱۴۰ ترکیب فعال احتمالی، از جمله گلیکوزیدها، فلاونوئیدها، پروآنتوسیانیدینها و مشتقات اسید گالیک است.(۱۸۶) سالیدروزید عامل مهم احتمالی است.(۱۸۷)(۱۸۸)
فقط شش مطالعه با ۵۰۳ شرکتکننده وجود دارد، اما همه بهبود معنادار در HAM-D،(۱۸۹)(۱۹۰)(۱۹۱) POMS(۱۹۲) یا شاخصهای خلق و فرسودگی MBi-D(۱۹۳) گزارش کردهاند. بیشتر افراد افسردگی خفیف تا متوسط یا خستگی و فرسودگی داشتند.(۱۹۳)(۱۹۴)
مطالعات ۱۴ روز تا ۱۲ هفته و مقدار ۳۴۰ تا ۱۳۶۰ میلیگرم، با میانه ۶۸۰ میلیگرم، داشتند. شاخص افسردگی ۱۳٪ تا ۳۵٪ و خلق یا خستگی ۶٪ تا ۳۳٪ بهتر شد. یک مطالعه اثر مشابه اما کمی ضعیفتر از سرترالین یافت.(۱۹۱)
تعداد کم و ناهمگونی بالا اجازه نتیجه دقیق نمیدهد. اثر در افراد سالم نیز نامشخص است.
برای جزئیات، بخش ایمنی رودیولا را ببینید.
NAC افزون بر رقیقکردن مخاط، گلوتاتیون سلولی را افزایش، رادیکال آزاد را خنثی و التهاب را کم میکند. برخلاف گلوتاتیون و السیستئین، از سد خونیمغزی عبور میکند و دفاع آنتیاکسیدانی، التهاب و ناقلهای عصبی مغز را تنظیم میکند.(۲۰۶)(۲۰۷)
استرس اکسیداتیو، التهاب مزمن و فعالیت غیرطبیعی میتوکندری در برخی اختلالهای خلقی نقش دارند.(۲۰۸)(۲۰۹) NAC در بیماریهای عصبی و روانپزشکی از اوتیسم تا آلزایمر، اماس، اعتیاد، دوقطبی و افسردگی بررسی شده است.(۲۱۰)(۲۱۱)(۲۱۲)
چهار فراتحلیل عمدتاً بر کارآزماییهای ۸ تا ۲۴ هفتهای با روزانه ۱ تا ۳ گرم در افسردگی متوسط تا شدید دوقطبی تکیه دارند.(۲۱۳)(۲۱۴)(۲۱۵)(۲۱۶) دو تحلیل اثر ثابت بر علائم و کیفیت زندگی نیافتند،(۲۱۴)(۲۱۶) و دو تحلیل اثر کوچک تا متوسط ۰٫۳۷ و ۰٫۴۵ گزارش کردند.(۲۱۳)(۲۱۵)
همه از مجموعه کوچک و همپوشان مطالعات استفاده کردهاند. یک مطالعه ۱۷نفره با دو گرم در روز، MADRS را از ۲۷٫۸ به ۹٫۶ کاهش داد و ۴۰٪ به بهبودی رسیدند،(۲۱۶) اما نتیجه بسیار متفاوت بود و ناهمگونی تحلیل را به ۸۳٪ رساند؛ با حذف آن ناهمگونی صفر شد.
ناهمگونی کلی ۴۹٪ تا ۹۳٪ است. بنابراین NAC فقط برای دوقطبی امیدوارکننده و سود آن در دیگر گروهها یا افراد سالم نامعلوم است.(۲۱۷)
برای جزئیات، بخش ایمنی NAC را ببینید.
روزانه ۱ تا ۳ گرم برای ۸ تا ۲۴ هفته، تقسیمشده در دو یا سه وعده برای کاهش عارضه گوارشی.
کورکومین جزء زردچوبه است و با تنظیم مونوآمین، کاهش استرس اکسیداتیو، تنظیم HPA و کاهش التهاب عصبی ممکن است علائم را کم کند.(۲۲۶)
فراتحلیلها عمدتاً نتیجه مثبت گزارش کردهاند،(۲۲۷)(۲۲۸) اما اثر کوچک تا متوسط و فقط در زیرگروه MDD معنادار بود. در یک تحلیل، با محدودشدن به مطالعات باکیفیت اثر غیرمعنادار شد.(۲۲۸)
برای جزئیات، بخش ایمنی کورکومین را ببینید.
جذب کورکومین پایین است. پژوهشها معمولاً ۵۰۰ تا ۱۵۰۰ میلیگرم همراه پیپرین یا چربی استفاده کردهاند.
روی جزء صدها آنزیم و پروتئین و برای DNA، ساخت پروتئین، غشا، انتقال سلولی، غدد، ایمنی و عصب ضروری است.(۲۶۲)(۲۶۳)(۲۶۴)
مهار گیرنده NMDA و تنظیم عدمتعادل گلوتامات و GABA ممکن است اثر ضدافسردگی را توضیح دهد.(۲۶۵)(۲۶۶)(۲۶۷) بیشتر مطالعات روی را همراه دارو بررسی کردهاند و اثر مستقل روشن نیست.(۲۶۸)
دو فراتحلیل در افسردگی متوسط تا شدید درمانشده نتیجه امیدوارکننده اما بر پایه مطالعات کم دارند.(۲۶۹)(۲۷۰) تحلیل ۲۰۲۱ از پنج کارآزمایی ۱۰ تا ۲۴ هفتهای با ۱۸۲ نفر، اثر کوچک ۰٫۳۶- در BDI گزارش کرد. در سه مطالعه امتیاز از بیش از ۳۰ به کمتر از ۱۸ رسید.(۲۷۱)(۲۷۲)(۲۷۳)
اثر در زیر ۴۰ سال کوچک و غیرمعنادار و در ۴۰ سال و بالاتر متوسط و معنادار بود؛ شاید کمبود در سالمندی نقش داشته باشد. تحلیل دیگر سه کارآزمایی و ۱۲۴ نفر با ۲۵ میلیگرم روی، اثر متوسط گزارش کرد.(۲۷۰)
شواهد فقط برای کمک به درمان پزشکی افسردگی بالینی است و برای بهبود خلق افراد دیگر کافی نیست.
برای جزئیات، بخش ایمنی روی را ببینید.
روزانه ۲۵ میلیگرم روی المنتال دستکم ۱۰ هفته همراه درمان پزشکی. با غذای پُرفیتات مانند مغز، دانه، حبوبات و غلات کامل مصرف نشود.(۲۹۰)
سولفات، سیترات و گلوکونات از اکسید فراهمی بهتری دارند.(۲۹۱) هیستیدین یا بیسگلیسینات شاید بهتر تحمل شوند.(۲۹۲)(۲۹۳) بیش از ۵۰ میلیگرم میتواند کمبود مس یا آهن ایجاد کند.(۲۹۴)(۲۹۵)
اس-آدنوزیلمتیونین گروه متیل را در واکنشهای متیلاسیون فراهم میکند و بر ناقلهای عصبی اثر دارد.(۳۰۸) متیلاسیون ناکافی با اختلالهای عصبی از جمله افسردگی مرتبط دانسته شده است.
مطالعات مقدماتی MDD سود معنادار نشان دادهاند،(۳۰۹)(۳۱۰)(۳۱۱)(۳۱۲) اما روشها متفاوتاند. یک مطالعه اثر مشابه دارو(۳۱۳) و دو مطالعه تقویت اثر دارو را یافتند،(۳۱۴)(۳۱۵) درحالیکه مطالعات دیگر بهتنهایی یا کمکی سودی نیافتند.(۳۱۶)(۳۱۷)
بهویژه همراه داروهای سروتونرژیک فقط با نظر پزشک مصرف شود.
۸۰۰ میلیگرم دو بار در روز، با یا بدون غذا. شروع از ۲۰۰ یا ۴۰۰ میلیگرم و افزایش طی چند هفته ممکن است عوارض را کم کند.
منیزیم کوآنزیم صدها واکنش ضروری سیستم عصبی است.(۳۴۲) افراد افسرده سطح سرمی پایینتر دارند(۳۴۳) و دریافت کافی با خطر کمتر مرتبط است.(۳۴۴)
مهار NMDA، افزایش BDNF، تنظیم HPA و مونوآمین(۳۴۳)(۳۴۵) و کاهش التهاب و استرس اکسیداتیو(۳۴۲)(۳۴۶) سازوکارهای احتمالیاند.
دو مطالعه در افسردگی، علائم و سطح منیزیم را بهتر کردند.(۳۴۷)(۳۴۸) در سالمندان دیابتی با افسردگی تازه، اثر مشابه ایمیپرامین بود.(۳۴۹) در زنان چاق با افسردگی خفیف تا متوسط، کاهش اندکی بیشتر از دارونما گزارش شد،(۳۵۰) اما کمبود D و توان آماری ناکافی محدودیت بودند.
در PMS خلق منفی بهتر شد،(۳۵۱) اما در زنان پس از زایمان بدون افسردگی اثری نبود.(۳۵۲) یک مطالعه نیز اثر دارو را تقویت نکرد و سطح سرم میان گروهها تفاوت نداشت.(۳۵۳)
سود عمدتاً در افسردگی همراه سطح پایین محتمل است.
برای جزئیات، بخش ایمنی منیزیم را ببینید.
التهاب و استرس اکسیداتیو با اختلالهای روانی مرتبطاند. در افسردگی، استرس اکسیداتیو بیشتر و آنتیاکسیدانهایی مانند E پایینتر گزارش شدهاند.(۳۶۹)(۳۷۰)(۳۷۱)(۳۷۲)(۳۷۳)
فراتحلیل اخیر ۱۲ مطالعه، شامل هفت مطالعه افسردگی و ۳۵۴ نفر، اثر کوچک اما معنادار با حداقل ۲۶۸ میلیگرم، حدود ۱۰ تا ۲۰ برابر RDA، یافت.(۳۷۴) فقط سه مورد از هفت کارآزمایی تفاوت معنادار با کنترل داشتند.
فقط سه مطالعه E را تنها مصرف کردند؛ بقیه همراه امگا ۳(۳۷۵)(۳۷۶) یا سیلیبین(۳۷۷) بودند. ناهمگونی و ترکیب مداخلات، اثر مستقل را نامطمئن میکند.
برای جزئیات، بخش ایمنی ویتامین E را ببینید.
توصیه دقیق ممکن نیست. بیشتر مطالعات مثبت کپسول ۲۶۸ میلیگرم یا ۴۰۰ IU را یک بار و در یک مطالعه تا سه بار در روز، حداکثر ۸۰۴ میلیگرم یا ۱۲۰۰ IU، استفاده کردهاند.(۳۸۰)
مطالعات اندک و عمدتاً صنعتی، فقط بهبود درونگروهی گزارش کردهاند و در مقایسه با کنترل، HAM-D-29 یا CGI-I در افسردگی آتیپیک یا اختلال دیسفوریک پیش از قاعدگی بهتر نشدهاند.(۳۹۲)(۳۹۳)(۳۹۴) در افراد سالم دادهای وجود ندارد. روزانه ۴۰۰ تا ۶۰۰ میکروگرم کروم پیکولینات اثر قابلاتکا نشان نداده است.
یوریدین برای غشای نورون لازم است و ممکن است رشد و گردش نورون را افزایش دهد. غذا مقدار کمی دارد و بدن نیاز پایه را میسازد.
مطالعات جوندگان تعامل با ناقلها و داروها را نشان میدهند. یک مطالعه کوچک بدون کنترل سود احتمالی برای افسردگی گزارش کرده است.(۳۹۵) شاید بیشتر نقش تقویتکننده مداخلات وابسته به عوامل رشد مانند بلوبری و باکوپا داشته باشد. مطالعات انسانی و ایمنی بلندمدت کافی نیست.
آشواگاندا یا *Withania somnifera* آداپتوژن مهم آیورودا و سرشار از ویتانولیدهاست.(۳۹۶)(۳۹۷) کاهش التهاب و اکسیداسیون مغز، تنظیم HPA و انتقال GABA ممکن است اثر ضد استرس و خلقی ایجاد کند.(۳۹۸)(۳۹۹)(۴۰۰)
در افراد پراسترس علائم افسردگی بهتر شد،(۴۰۱) اما در دوقطبی سودی دیده نشد؛ علائم اولیه در آن مطالعه کم بود.(۴۰۲) در اسکیزوفرنی، همراه داروی ضدروانپریشی بهبود متوسط گزارش شد،(۴۰۳) اما مطالعه برای این پیامد طراحی نشده بود. جمعیتها متفاوت و مطالعات کماند.
اینوزیتول، عمدتاً میواینوزیتول، مولکولی شبیه گلوکز و موجود در مغز و غذاهایی مانند میوه، لوبیا، غله و مغز است.(۴۰۴)(۴۰۵) پیامرسان دوم چند سیستم ناقل است(۴۰۶) و سطح آن در مایع مغزی یا مغز بعضی اختلالهای خلقی پایین گزارش شده است.(۴۰۷)(۴۰۸)(۴۰۹) خاصیت آنتیاکسیدانی نیز مطرح است.(۴۱۰)
شواهد MDD بسیار محدود است(۴۱۱) و همراه دارو سود روشنی ندارد.(۴۱۲)(۴۱۳)
در دوقطبی، میانگین علائم با دارونما تفاوت نداشت، اما پاسخ حداقل ۵۰٪ در گروه اینوزیتول بیشتر بود: ۵۰٪ تا ۶۷٪ در برابر ۳۰٪ تا ۳۳٪ در یک مطالعه(۴۱۴) و ۴۴٪ در برابر صفر در مطالعه دیگر.(۴۱۵) در افسردگی دوقطبی مقاوم، نرخ بهبودی با اینوزیتول، لاموتریژین یا ریسپریدون مشابه بود.(۴۱۶)
در PMDD یک مطالعه مثبت(۴۱۷) و یک مطالعه منفی بود.(۴۱۸) نتایج محدود و متناقضاند.
DRI سامانه مقادیر مرجع است. RDA نیاز ۹۷٫۵٪ افراد سالم را پوشش میدهد، AI برآوردی نامطمئنتر و UL بیشترین مقدار ایمن برای ۹۷٫۵٪ افراد است.
المنتال وزن خود ماده معدنی است. ۵۰ میلیگرم روی گلوکونات حدود ۷ میلیگرم روی المنتال دارد. برچسب معمولاً مقدار المنتال را نشان میدهد.
هر دو از مسیر متیلاسیون مشابهی کار میکنند و برای خلق یا شناخت، ترکیب آنها سود اضافهای ارائه نمیکند.
ممکن است، اما کورکومین در مطالعات سازوکاری میتواند نتیجه مثبت کاذب ایجاد کند(۴۲۳) و تعیین مسیر دقیق دشوار است.
ورزش دستکم قابلمقایسه با استاندارد درمانی به نظر میرسد.(۴۲۷)(۴۲۸) در کارآزمایی ۱۵۶ فرد با افسردگی متوسط، گروه ورزش ۳۰ دقیقه و سه بار در هفته به مدت ۱۶ هفته راه رفت یا دوید؛ گروه دارو سرترالین گرفت و گروه سوم هر دو را انجام داد.(۴۲۹)
دارو سریعتر اثر کرد، اما ورزش در پایان ۱۶ هفته به همان اندازه مؤثر و در پیگیری ۱۰ماهه ماندگارتر بود.(۴۳۰)
دوز EPA در ترکیبها به یک گرم تغییر کرد تا با مدخل اصلی هماهنگ شود.
همه مکملها مطابق استاندارد نسخه سوم بازبینی و رتبهها اصلاح شدند. زعفران، رودیولا، منیزیم، کروم، آشواگاندا و اینوزیتول افزوده و بخشهای ایمنی و متن بازنویسی شدند.
پژوهش و نگارش: Wyatt Brown، Adel Moussa، Mike Murray، Michael Hull و Antonis Damianou ویرایش: Molly Gregas بازبینی: Wyatt Brown و Molly Gregas
[206]Sansone RA, Sansone LAGetting a Knack for NAC: N-Acetyl-Cysteine.Innov Clin Neurosci.(2011-Jan)
[281]Wester POUrinary zinc excretion during treatment with different diuretics.Acta Med Scand.(1980)
ممکن است دارو از مسیرهایی مانند افزایش BDNF، عامل مرتبط با رشد مغز، عمل کند.(۱۸) BDNF بهعنوان نشانگر بهتر پیشنهاد شده، اما تغییر آن در همه داروها یکسان نیست.(۱۹)
فرضیههای دیگر نقش التهاب عصبی،(۲۰) سمیت تحریکی،(۲۱) اختلال محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال یا HPA(۲۲) و ریتم شبانهروزی(۲۳) را بررسی میکنند.
کمبود مواد مغذی(۲۷) و کاهش فصلی نور نیز با علائم مرتبطاند، اما علتبودن روشن نیست. نور کمتر با ورزش کمتر و خواب بدتر مرتبط است،(۲۸) و ورزش کمتر(۲۹) و خواب بدتر(۳۰)(۳۱)(۳۲) خود با خلق پایین ارتباط دارند.
برخی پژوهشگران نیز عوامل محیطی و روابط اجتماعی را مهمتر از جستوجوی یک علت زیستی واحد میدانند.(۳۳) در مجموع فرضیهها متعددند و هیچکدام حمایت کامل ندارند.
ترکیب مطالعاتی که از پرسشنامههای متفاوت استفاده کردهاند نیز ممکن است نویز ایجاد کند.
کلانداده و یادگیری ماشین برای یافتن زیرگروه و درمان شخصی پیشنهاد شدهاند،(۳۸) اما نویز تصادفی ممکن است بهصورت الگوی واقعی ظاهر شود(۳۹) و سوگیری مطالعات کوچک انباشته شود.
درمان شناختیرفتاری یا CBT نیز درمان اصلی است(۴۰) و در مطالعات زیادی کمک کرده،(۴۱) اما اندازه اثر کاملاً روشن نیست و هزینه یا دسترسی محدودیت ایجاد میکند.(۴۲)
افسردگی پیچیده و ناهمگون است و ممکن است به کار بلندمدت با متخصص باتجربه و آزمودن چند مداخله نیاز داشته باشد. این سرمایهگذاری زمان و هزینه میتواند برای کاهش اختلال جدی کیفیت زندگی ارزشمند باشد.
پژوهشگر: Zad Rafi