راهنمای علمی مکملها
راهنماهای کاربردی برای انتخاب آگاهانه مکمل بر اساس هدف، شرایط و شواهد علمی.
جستوجو در این صفحه
راهنماهای کاربردی برای انتخاب آگاهانه مکمل بر اساس هدف، شرایط و شواهد علمی.
در این مطلب
این راهنما یک سند سلامت عمومی برای بزرگسالان ۱۸ ساله و بالاتر است و صرفا هدف آموزشی دارد. مطالب آن توصیه پزشکی محسوب نمیشود. پیش از شروع هر برنامه مرتبط با ورزش، تغذیه یا مصرف مکمل، یا در صورت داشتن هرگونه پرسش درباره سلامت خود، با پزشک یا متخصص سلامت مشورت کنید.
این راهنما بر پایه مطالعات علمی تهیه شده است، اما نتایج در افراد مختلف متفاوت خواهد بود. اگر فعالیتی انجام دهید یا محصولی را که در این راهنما نام برده شده مصرف کنید، این کار را با اختیار خود انجام میدهید و آگاهانه خطرهای آن را میپذیرید. اگرچه تداخلهای مهم شناختهشده را ذکر میکنیم، هر مکمل ممکن است با مکملهای دیگر، غذاها، داروها یا برخی وضعیتهای پزشکی تداخل داشته باشد.
آقای بدنساز مسئولیتی در قبال اقداماتی که پس از مطالعه این مطالب انجام میشوند یا مصرف نادرست مکملها نمیپذیرد. حتی با مصرف دوز صحیح نیز نمیتوان تضمین کرد که عوارض پیشبینینشده رخ ندهند. هیچ آزمایش، محصول، روش، دیدگاه یا اطلاعات مشخصی که در منبع اصلی آمده، از سوی آقای بدنساز تایید یا توصیه نمیشود و اتکا به این اطلاعات کاملا بر عهده خواننده است.
تیم آقای بدنساز از تابستان سال ۱۴۰۰ پژوهشهای تغذیه و مکملها را منتشر میکند. این راهنما دو هدف دارد: کمک به انتخاب مکمل مناسب بر اساس شواهد علمی و کمک به ترکیب مکملها بهشکلی همافزا. در این راستا، مکملها را با توجه به شواهد علمی موجود، به چهار دستهی زیر دستهبندی کردهایم.
مکملهای اصلی: پشتوانه پژوهشی کافی، اثرهای قابل اتکا و نگرانیهای ایمنی شناختهشده اندکی دارند.
مکملهای ثانویه: دستکم در یکی از سه زمینه قدرت شواهد، اندازه اثر یا ایمنی محدودیت دارند. ممکن است شواهد زیادی داشته باشند اما اثرشان کوچک باشد، یا اثر بزرگی نشان دهند ولی شواهد هنوز کافی نباشد. گاهی نیز نگرانی ایمنی مهمی دارند. این گزینهها برای همه مناسب نیستند.
مکملهای امیدوارکننده: هنوز شواهد کافی برای اطمینان از اثر ندارند، اما یافتههای اولیه مثبتاند. ممکن است موثر باشند یا فقط هزینه اضافی ایجاد کنند؛ پیش از افزودن آنها به برنامه باید با احتیاط تصمیم گرفت.
شواهد کافی حتی برای برآورد قابل اتکای اثربخشی ندارند و در حال حاضر گزینه مناسبی برای برنامه مکمل نیستند.
کبد در فرایندهای حیاتی بسیار زیادی نقش دارد و میتوان آن را «اندام چاقوی سوئیسی» بدن نامید. بیماریهای قلبیعروقی، سرطان و برخی بیماریهای دیگر بیشتر از بیماری کبدی موجب مرگ میشوند، اما اختلال عملکرد کبد میتواند در سراسر بدن احساس شود.
تشبیه دقیقتر، یک کارخانه است: کبد مرکز تولید، تجزیه، انتقال و ذخیره ترکیبات متعدد و یکی از هستههای اصلی سوختوساز بدن است.
کبد پیوسته بخشی از گلوکز خون را میگیرد، به شکل گلیکوژن ذخیره میکند و هنگام نیاز دوباره به گلوکز تبدیل و آزاد میکند. اگر گلیکوژن کم باشد، از اسیدهای آمینه طی فرایند گلوکونئوژنز گلوکز میسازد. فروکتوز و گالاکتوز نیز عمدتاً در کبد به گلوکز تبدیل میشوند.
برچسب مکمل ممکن است دقیق نباشد یا محصول حاوی ترکیبات اعلامنشده، فلزات سنگین، آفتکش یا مواد حساسیتزا باشد. سازنده، مواد غیردارویی و آزمون مستقل محصول را بررسی کنید.
در نبود بیماری کبدی، دوز مکملی مواد مغذی احتمالاً ضروری نیست، اما دریافت کافی ممکن است خطر بیماری را کاهش دهد.
پروبیوتیکها میکروارگانیسمهای زندهای هستند که در مقدار کافی برای میزبان سود سلامت دارند.(۱۸) تنظیم میکروبیوتای روده و کاهش نفوذپذیری روده ممکن است از اثرهای منفی دیسبیوز بر کبد کم کند.
EPA و DHA با تنظیم ژنهایی مانند HNF4A، LXRα، FXR و PPAR-α، ساخت اسید چرب را مهار، اکسیداسیون چربی و گلیکولیز را بیشتر و التهاب کبد را کمتر میکنند.
پروپولیس ماده رزینی ساختهشده بهوسیله زنبور از مواد گیاهی و دارای ترکیبات آنتیاکسیدانی، ضدالتهابی، ضدمیکروبی و ضددیابت است.(۱۴۹) ممکن است التهاب و استرس اکسیداتیو و مسیرهای ترمیم سلولی، سمزدایی، سوختوساز دارو و استرس شبکه آندوپلاسمی را تنظیم کند.
نسخه قبلی بخش کوتاه و مبتنی بر نظر درباره الکل داشت. تهیه منبعی جامع برای ارزیابی ایمنی الکل در منابع و شرایط سلامت مختلف زمانبر است؛ فعلاً صفحه اختصاصی الکل بهترین منبع موجود است.
چند هفته ترکیب فعلی را ثابت نگه دارید، با پزشک مشورت و تداخلها را بررسی کنید. در بازه توصیهشده بمانید و اگر مقدار دقیق است، بیش از حدود ۱۰٪ تغییر ندهید. افراد حساس میتوانند با نصف مقدار شروع کنند.
هرجا شواهد اجازه دهد در بخش روش مصرف آمده است. غذا میتواند جذب و سوختوساز را تغییر دهد؛ ویتامینهای محلول در چربی و همراه وعده دارای چربی بهتر جذب میشوند.
بخشهای متعدد روش مصرف گسترش یافتند.
پروبیوتیک و پروپولیس افزوده شدند. پروبیوتیک احتمالاً مؤثر است اما نوع و مقدار بهینه روشن نیست؛ پروپولیس امیدوارکننده است و شواهد بیشتری نیاز دارد.
مکملهای توصیهنشده: بالقوه خطرناک یا بیاثرند. در بهترین حالت اتلاف هزینه و در بدترین حالت زیانآور خواهند بود.
سپس به بخش پرسشهای متداول میرسیم؛ بخشی که در آن به پرسشهای رایجی میپردازیم که ممکن است هنگام انتخاب و ترکیب مکملها برایتان پیش بیاید. با استفاده از تمام این اطلاعات، باید بتوانید ترکیب مکملی را که بیشترین تناسب را با هدف شما دارد، شناسایی و آماده کنید.
هنگام دریافت انرژی اضافی، کبد کربوهیدرات بیشتری را به اسید چرب تبدیل میکند، اسیدهای چرب خون را میگیرد و آنها را مصرف، ذخیره یا دوباره بستهبندی و وارد گردش خون میکند. در گرسنگی یا دریافت بسیار کم کربوهیدرات، از اسیدهای چرب اجسام کتونی میسازد.
کبد تعداد زیادی مولکول مهم، از جمله آلبومین، کلسترول، اسید اوریک، اسیدهای صفراوی، عوامل رشد و پروتئینهای دخیل در التهاب را تولید میکند.(۲)
سمزدایی مواد بیگانه یا زنوبیوتیکها و تبدیل آنها به شکلهای کمضرر و قابلدفع نیز بر عهده کبد است.(۳) داروها، آلایندههای محیطی، الکل و محصولات جانبی باکتریها از این دستهاند.
درباره سمزدایی سوءبرداشت زیادی وجود دارد. بسیاری از محصولات و رژیمهای «دتاکس» بدون شواهد واقعی ادعای دفع سموم دارند. از سوی دیگر، این ادعا که وجود کبد و کلیه سالم بهتنهایی برای عملکرد بهینه کافی است نیز بیش از حد سادهانگارانه است؛ مواد مغذی برای فعالیت آنزیمهای کبدی لازماند. بنابراین بعضی مکملهای دتاکس از نظر نظری قابلتصورند، اما معمولاً پژوهش سختگیرانهای ندارند.(۴)
کبد مقادیر زیادی ویتامین A، مس و ویتامین B12 ذخیره میکند.(۵)(۶)(۷) این مواد و ترکیبات دیگر در زمان نیاز آزاد میشوند. گستردگی نقش کبد در ذخیره، انتقال، سمزدایی و ساخت مواد، سلامت آن را برای سلامت عمومی ضروری میکند.
بیماریهای متعددی کبد را درگیر میکنند. این راهنما عمدتاً بر موارد شایع و مرتبط با رژیم و سبک زندگی تمرکز دارد: بیماری کبد چرب غیرالکلی یا NAFLD، استئاتوهپاتیت غیرالکلی یا NASH و سیروز. برآورد میشود NAFLD حدود ۲۵٪ بزرگسالان آمریکا و اروپا را درگیر کند.(۸)
کبد چرب با تجمع چربی اضافی یا استئاتوز، ضایعاتی مانند فیبروز و جایگزینی بافت طبیعی با بافت همبند، بالونیشدن سلولها، تجمع بیش از حد ترکیبات و التهاب تعریف میشود. با پیشرفت آسیب، اسکار دائمی و سیروز میتواند عملکرد کبد را از بین ببرد.(۹)
اگر مصرف زیاد الکل علت اصلی باشد، بیماری کبد چرب الکلی یا AFLD نام دارد. در نبود سوءمصرف الکل، NAFLD نامیده میشود. این دو شباهتهایی دارند، اما یکسان نیستند و ویژگیهای پاتولوژیک آنها متفاوت است.(۱۰)
NAFLD اغلب با سندرم متابولیک و دیابت نوع ۲ همراه است. پرخوری و چاقی، کمتحرکی، سیگار و اختلال متابولیک و التهاب از عوامل احتمالیاند. آسیب کبد میتواند چرخهای ایجاد کند که در آن عملکرد کبد و سلامت متابولیک یکدیگر را بدتر میکنند.(۱۱)
سازوکارهای مولکولی متعددی مقاومت به انسولین، کبد چرب و دیابت را به هم پیوند میدهند. مقاومت اولیه به انسولین میتواند به کبد چرب و سپس در افراد مستعد و دارای سمیت چربی پانکراس به دیابت نوع ۲ منجر شود. دیابت طولانی و کنترلنشده نیز ممکن است بیماری کبدی را تا سرطان اولیه کبد پیش ببرد.
آزمایش آنزیمهای کبدی، بهویژه ALT، AST، ALP و GGT، رایجترین روش ارزیابی آسیب است. این آنزیمها هنگام آسیب سلولهای کبدی در خون افزایش مییابند،(۱۲) اما در عضله و اندامهای دیگر نیز وجود دارند و افزایش آنها همیشه به معنی آسیب کبد نیست.
ALT اختصاصیتر از AST است و ترکیب آن با GGT و شاخصهای دیگر تصویر روشنتری میدهد. نشانگرهای جدیدتری برای آسیب میتوکندری، مرگ سلولی، آسیب DNA و التهاب وجود دارند، اما بیشتر کارآزماییهای کوتاه همچنان از آمینوترانسفرازها استفاده میکنند. برای کبد چرب و پیشرفت آن، سونوگرافی و نمونهبرداری جهت سنجش استئاتوز، فیبروز و شاخصهای دیگر رایجاند.(۱۳)(۱۴)
بیلیروبین، آلبومین، سرولوپلاسمین و توان ساخت عوامل انعقادی نیز برای سنجش عملکرد کبد استفاده میشوند.(۱۵)(۱۶)
مکملهای این راهنما سازوکارهای متفاوتی دارند، اما بسیاری از آنها با افزایش آنتیاکسیدانهای درونزاد و تنظیم التهاب، از کبد در برابر سموم، آلایندهها، عفونت و اختلال متابولیک محافظت میکنند.
کاهش وزن، رژیم بسیار مغذی و ورزش پایه سلامت کبدند و مکمل فقط ممکن است سود اضافهای ایجاد کند.(۱۷)
پژوهشگر: Wyatt Brown
دستکم RDA ویتامین E را از غذا دریافت کنید و منبعی از اسیدهای چرب امگا ۳ داشته باشید که بهطور متوسط روزانه ۰٫۵ تا ۱ گرم فراهم کند. با وجود ضعف شواهد، حفظ سطح مناسب ویتامین D و مصرف منظم قهوه نیز ممکن است خطر را کاهش دهد.
روزانه ۴۰۰ تا ۸۰۰ IU آلفا-توکوفرول مصرف کنید. مشخص نیست شکلهای دیگر ویتامین E سود اضافه داشته باشند.
دوز امگا ۳ در پژوهشها از ۰٫۲۵ تا ۵۰ گرم بسیار متفاوت بوده است. بیشتر مطالعات مجموع روزانه ۱ تا ۴ گرم EPA و DHA با نسبت تقریبی ۲ به ۱ را استفاده کردهاند. میتوان از حدود ۱ گرم مجموع EPA و DHA با همین نسبت شروع و در صورت ناکافیبودن بهبود شاخصها، بهتدریج افزایش داد.
تصمیم درباره پروبیوتیک دشوار است؛ شواهد به سود آن متمایلاند، اما نوع و دوز مؤثر روشن نیست. مقادیر از ۱×۱۰۸ CFU در روز تا بسیار بیشتر استفاده شدهاند. محصولات چندگونهای شاید از تکگونهای مؤثرتر باشند.
یکی از کورکومین یا خار مریم را انتخاب کنید. ترکیب هر دو، بهویژه همراه دارو یا در عملکرد کاهشیافته کبد، ممکن است خطر تداخل را بیشتر کند.
برای بهبود آنزیمهای کبدی در NAFLD، مقدار رایج سیلیمارین روزانه ۲۸۰ میلیگرم است. مشخص نیست مقدار بیشتر بهتر باشد.
مقدار کورکومین با فرمول محصول تغییر میکند: حدود ۸۰ تا ۱۵۰۰ میلیگرم در روز. فرمولهای دارای فراهمی زیستی بهتر در پایین این بازهاند؛ معمولاً ۸۰ میلیگرم نانوکورکومین یا ۲۵۰ میلیگرم کورکومین فیتوزومی. فرمول معمولی اغلب ۵۰۰ تا ۱۵۰۰ میلیگرم استفاده میشود.
در پژوهشها ۲۵۰ میلیگرم TUDCA سه بار در روز، در مجموع ۷۵۰ میلیگرم، مصرف شده است. مقدار بالینی مؤثر حدود ۱۰ تا ۱۴ میلیگرم بهازای هر کیلوگرم وزن بدن در روز است. سود مقدار بیشتر هنوز قطعی نیست.
دیسبیوز روده در شروع و پیشرفت بیماریهای کبدی نقش دارد.(۲۰)(۲۱) تولید سیتوکینهای التهابی مانند اینترلوکین ۶ و متابولیتهای سمی مانند لیپوپلیساکارید را افزایش میدهد.(۱۹) نفوذپذیری بیشتر روده نیز ورود این عوامل به کبد را آسان میکند.(۲۲)
فراتحلیلهای کارآزماییهای تصادفی بهطور نسبتاً ثابت بهبود آنزیمهای کبدی در NAFLD را نشان میدهند.(۲۳)(۲۴)(۲۵)(۲۶)(۲۷) شواهد اثر بر فیبروز و چربی کبد محدود و نتایج متناقضاند.(۲۶)(۲۷)
در سیروز، پروبیوتیکها ممکن است آمونیاک را کاهش دهند و انسفالوپاتی کبدی یا خطر آن را بهتر کنند،(۲۸)(۲۹) اما کیفیت شواهد پایین است.
نوع، مقدار، تعداد و سویههای محصولات میان پژوهشها بسیار متفاوتاند. اثر پروبیوتیک به سویه وابسته است(۳۰) و نتیجه یک محصول الزاماً به دیگری تعمیمپذیر نیست. بااینحال، به دلیل حجم شواهد و جهت نسبتاً ثابت نتایج، برای آنزیمهای کبدی NAFLD و انسفالوپاتی کبدی گزینه اصلی محسوب میشود.
برای جزئیات، بخش ایمنی پروبیوتیکها را ببینید.
دوزها بسیار متفاوتاند و گاهی فقط «یک کپسول در روز» گزارش شده است.(۲۵)(۲۶) بعضی مطالعات از ۱×۱۰۸ CFU و برخی از مقادیر بسیار بیشتر استفاده کردهاند.(۳۳)
پروبیوتیکها عمدتاً از گروههای *Lactobacillus* و *Bifidobacterium* هستند. شواهد محدودی ترکیب گونههایی از *Lactobacillus*، *Bifidobacterium* و *Streptococcus* را برای آنزیمهای کبدی NAFLD مناسبتر میدانند،(۳۳) اما سویه بهینه مشخص نیست.
برای انسفالوپاتی کبدی، ترکیب *Streptococcus thermophilus*، *Lactobacillus acidophilus*، *L. plantarum*، *L. paracasei*، *L. delbrueckii subsp. bulgaricus*، *Bifidobacterium breve*، *B. longum* و *B. infantis* ممکن است مفید باشد.(۲۸)(۲۹)
ویتامین E، بهویژه آلفا-توکوفرول، ویتامینی ضروری و محلول در چربی با خاصیت آنتیاکسیدانی قوی است. کاهش استرس اکسیداتیو و التهاب ممکن است چربی کبد را کم و مدیریت NAFLD را بهتر کند.(۳۴)
یک مرور چتری از شش فراتحلیل، کاهش ALT به میزان ۶٫۴۷ و AST به میزان ۵٫۳۵ IU/L را گزارش کرد.(۳۵) کاهش در افراد با آنزیم اولیه بالاتر و بیماری شدیدتر بیشتر بود.(۳۶) چربی کبد نیز نسبت به دارونما کاهش یافت.(۳۵)
در افراد مبتلا به NASH بدون دیابت نوع ۲، ویتامین E با کاهش بالونیشدن سلولهای کبدی و التهاب لوبولی، بافتشناسی را بهتر کرد.(۳۷) در NASH همراه دیابت نوع ۲، برتری روشن نسبت به دارونما دیده نشد.(۳۸)
شواهد کاهش آنزیم و چربی کبد نسبتاً ثابتاند، اما برای بهبود بافتشناسی NASH داده بیشتری لازم است.
برای جزئیات، بخش ایمنی ویتامین E را ببینید.
مقدار رایج در NAFLD روزانه ۴۰۰ تا ۸۰۰ IU آلفا-توکوفرول است.
تائورورسودئوکسیکولیک اسید یا TUDCA از اتصال تائورین به UDCA ساخته میشود. UDCA اسید صفراوی محلول در آب و درمان خط اول کلانژیت صفراوی اولیه یا PBC است.(۴۶)(۴۷)(۴۸) TUDCA ممکن است آبدوستی و فراهمی زیستی بیشتری داشته باشد.(۴۹)(۵۰)
بخش چربیدوست اسیدهای صفراوی معمولی در غلظت زیاد برای سلول سمی است.(۵۱) تجمع آنها در کبد التهاب، مرگ سلولی و سپس فیبروز ایجاد میکند.(۵۲)
TUDCA مخزن اسید صفراوی را آبدوستتر و سهم اسیدهای سمی را کمتر میکند. تغییر مسیرهای ترشح و انتقال صفرا، التهاب و مرگ سلولی(۵۱)(۵۳) و تحریک ترشح بیکربنات از سلولهای صفراوی از سازوکارهای احتمالیاند.
چند کارآزمایی مستقیم در PBC، ایمنی و اثر مشابه TUDCA و UDCA را گزارش کردهاند.(۴۹)(۵۴)(۵۵) در سیروز نیز یک مطالعه ششماهه کاهش بیشتر آنزیمها با TUDCA را نشان داد.(۵۶)
برتری TUDCA بر UDCA ثابت نشده، اما شواهد آنها را برای PBC تقریباً هماثر و همایمن میدانند. برای سایر بیماریهای کبدی شواهد کافی نیست.
برای جزئیات، بخش ایمنی TUDCA را ببینید.
مرور چتری سال ۲۰۲۲ از هشت فراتحلیل با ۶۵۶۱ فرد مبتلا به NAFLD، کاهش حدود ۵٪ چربی کبد و کاهش متوسط AST، ALT و GGT را گزارش کرد.(۶۱) بااینحال، در تحلیل اختلاف میانگین استاندارد، اثر چربی کبد معنادار نبود و فقط حدود ۶۵٪ کارآزماییها کیفیت روششناختی بالا داشتند. به همین دلیل امگا ۳ گزینه ثانویه است.
برای جزئیات، بخش ایمنی روغن ماهی را ببینید.
بیشتر پژوهشها روزانه ۱ تا ۴ گرم مجموع EPA و DHA با نسبت تقریبی ۲ به ۱ استفاده کردهاند. میتوان از ۱ گرم شروع و بر اساس پاسخ شاخصهای کبدی افزایش داد.
کورکومین ماده فعال اصلی زردچوبه است و خاصیت ضدالتهابی و آنتیاکسیدانی قوی دارد. کارآزماییها کاهش شاخصهای التهاب و استرس اکسیداتیو را نشان دادهاند.(۸۴)(۸۵)(۸۶)
کورکومین در جمعیتهای مختلف و بهویژه NAFLD آنزیمهای کبدی را بهتر کرده است.(۸۷)(۸۸)(۸۹)(۹۰) ممکن است شدت NAFLD، چربی کبد، مقاومت به انسولین و اختلال چربی خون را نیز کاهش دهد.(۸۸)(۸۹)(۹۰)(۹۱)(۹۲)
حجم شواهد آنزیمهای کبدی زیاد است، اما اندازه اثر چشمگیر نیست. برای اهمیت بالینی اثر بر شدت بیماری و چربی کبد به کارآزمایی بیشتری نیاز است.
برای جزئیات، بخش ایمنی کورکومین را ببینید.
بازه مصرف حدود ۸۰ تا ۱۵۰۰ میلیگرم است. فرمولهای با جذب بهتر معمولاً ۸۰ میلیگرم نانوکورکومین یا ۲۵۰ میلیگرم کورکومین فیتوزومی و فرمولهای معمولی ۵۰۰ تا ۱۵۰۰ میلیگرم استفاده میکنند.
خار مریم یا *Silybum marianum* قرنها برای بیماری کبدی استفاده شده است. سیلیمارین، مخلوطی از فلاونولیگنانها، ترکیب فعال و دارای اثر آنتیاکسیدانی و ضدالتهابی است.(۱۲۶)
کارآزماییها کاهش ALT و AST را در NAFLD نشان دادهاند.(۱۲۷) در هپاتیت B مزمن، اثر بر آنزیم و بار ویروسی ممکن است مشابه بعضی داروهای ضدویروس یا محافظ کبد باشد و افزودن آن به دارو شاید اثر بیشتری داشته باشد.(۱۲۸) در بیماری کبدی الکلی نیز کاهش خطر مرگ گزارش شده است.(۱۲۹)
دو مطالعه ۴۸ هفتهای در NASH درباره فیبروز نتایج متفاوت داشتند؛ یکی بهبود نشان داد(۱۳۰) و دیگری تفاوتی نیافت،(۱۳۱) هرچند بیش از نیمی از شرکتکنندگان مطالعه دوم پس از بازبینی معیار NASH را نداشتند.
در حال حاضر شواهد کافی عمدتاً برای کاهش آنزیمهای کبدی NAFLD وجود دارد.
برای جزئیات، بخش ایمنی خار مریم را ببینید.
مقدار رایج سیلیمارین برای NAFLD روزانه ۲۸۰ میلیگرم است.(۱۲۷)
NAC پیشساز سیستئین است که بدن آن را به آنتیاکسیدان گلوتاتیون تبدیل میکند. خود NAC نیز تا حدی گونههای فعال اکسیژن را خنثی میکند.(۱۳۳)(۱۳۴)
بیشتر پژوهشها به نارسایی حاد کبد مربوطاند. سازمانهای پزشکی آن را برای نارسایی حاد ناشی از استامینوفن توصیه میکنند.(۱۳۵) در نارسایی حاد با علت دیگر، تزریق وریدی NAC ممکن است احتمال مرگ را کاهش دهد،(۱۳۶)(۱۳۷)(۱۳۸)(۱۳۹) اما بخش زیادی از دادهها مشاهدهایاند.
برای نارسایی حاد گزینه ثانویه است و در این وضعیت بهصورت وریدی داده میشود. برای مکمل خوراکی در NAFLD یا بیماریهای دیگر به کارآزمایی بیشتری نیاز است.
برای جزئیات، بخش ایمنی NAC را ببینید.
برای مصرف خوراکی، ۴۰۰ میلیگرم یک تا سه بار در روز، در مجموع ۴۰۰ تا ۱۲۰۰ میلیگرم، استفاده شده است. در صورت تهوع همراه غذا مصرف شود.
فراتحلیل کارآزماییها کاهش ALT به میزان ۲٫۶۰، AST به میزان ۲٫۲۴ و GGT به میزان ۱٫۳۹ IU/L را گزارش کرد.(۱۵۳) اثرها کوچک و مطالعات عمدتاً در دیابت نوع ۲ بودند؛ داده اختصاصی NAFLD محدود است.
برای جزئیات، بخش ایمنی پروپولیس را ببینید.
روزانه ۱۰۰۰ میلیگرم به شکل کپسول مصرف شده است. همراه غذا ممکن است عارضه گوارشی را کمتر کند. دوز مایع به غلظت محصول بستگی دارد.
گیرنده ویتامین D در سلولهای کبد، پانکراس، ایمنی، غدد و عضلات وجود دارد. سطح خونی پایین با خطر بیشتر NAFLD همراه است.(۱۵۶)(۱۵۷) کاهش التهاب، محافظت در برابر فیبروز(۱۵۸)(۱۵۹) و تنظیم گلوکز(۱۶۰) ممکن است نقش داشته باشند.
فراتحلیلها کاهش HOMA-IR و بهبود مقاومت به انسولین در NAFLD را نشان میدهند،(۱۶۳)(۱۶۴)(۱۶۵) اما اثر معنادار و روشنی بر آنزیمها یا چربی کبد دیده نشده است.(۱۶۳)(۱۶۴)(۱۶۵)(۱۶۶)(۱۶۷)
بعضی مطالعات افراد بدون کمبود را نیز وارد کردهاند. افراد کمبوددار احتمال بیشتری برای سود دارند. بنابراین اثر احتمالی عمدتاً از بهبود مقاومت به انسولین است، نه پیامدهای اختصاصی کبد.
برای جزئیات، بخش ایمنی ویتامین D را ببینید.
از ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ IU روزانه تا ۵۰٬۰۰۰ IU هفتگی بررسی شده است. برتری یک روش روشن نیست. ویتامین D3 همراه منبع چربی مصرف شود و بدون نظارت پزشکی از UL روزانه ۴۰۰۰ IU فراتر نروید.
بربرین آلکالوئیدی در ریشه، ریزوم، ساقه و پوست گیاهانی مانند زرشک است.(۱۹۳) اثرهای کاهش فشار، گلوکز و چربی خون، آنتیاکسیدانی و ضدالتهابی ممکن است اختلالهای متابولیک NAFLD را بهتر کنند.(۱۹۴) کاهش توده چربی نیز ممکن است مفید باشد.(۱۹۵)(۱۹۶)
فراتحلیل ۱۲ مطالعه در بیماریهای متابولیک، اثری بر AST یا ALT پیدا نکرد.(۱۹۵) بااینحال، بهبود مقاومت به انسولین و التهاب میتواند بر عوامل پیشبرنده NAFLD اثر بگذارد.(۱۹۷)
ناراحتی گوارشی مانند اسهال، نفخ و یبوست گزارش شده، اما میزان عارضه اغلب با گروه کنترل مشابه بوده است.(۱۹۸)
برای جزئیات، بخش ایمنی بربرین را ببینید.
قهوه حاوی کافئین، اسیدهای کلروژنیک، کاهوئول، کافستول، تریگونلین و ملانوئیدینهاست.(۲۰۷) اثرهای آنتیاکسیدانی ممکن است استرس اکسیداتیو و التهاب دخیل در NAFLD را کاهش دهند.(۲۰۸) اسیدهای کلروژنیک ممکن است رسوب چربی کبد و حساسیت انسولین را بهتر کنند(۲۰۹)(۲۱۰) و کافئین مسیرهای فیبروز را تغییر دهد.(۲۱۱)
شواهد مشاهدهای خطر NAFLD متناقضاند.(۲۱۲) فراتحلیل دوز-پاسخ سال ۲۰۱۹، کاهش خطر را با بیش از سه فنجان در روز، نه مقادیر کمتر، گزارش کرد.(۲۱۳) در افراد مبتلا به NAFLD، مصرف قهوه با ۳۳٪ خطر کمتر فیبروز همراه بوده است.(۲۱۲)
نوع قهوه اغلب ثبت نشده و کافئیندار یا بدون کافئین، فیلترشده یا نشده و میزان برشتهکاری اثر را تغییر میدهند. فیلتر دیترپنها را حذف و اسیدهای کلروژنیک را بهتر حفظ میکند.(۲۱۱) قهوه فیلترشده با احتمال کمتر فیبروز همراه بود، اما اسپرسو نبود.(۲۱۵) در کارآزمایی ۲۴ هفتهای، پنج تا شش فنجان فرنچپرس ALT را نسبت به قهوه فیلترشده افزایش داد.(۲۱۶)
مقدار واقعی «یک فنجان» و افزودنیهایی مانند شیر و شکر نیز متفاوتاند.(۲۱۷) فراتحلیل کارآزماییها در سال ۲۰۲۲ اثری بر آنزیمها نیافت،(۲۱۸) اما بیشتر شرکتکنندگان آنزیم طبیعی داشتند و فقط دو مطالعه در NAFLD بود. به دلیل تکیه بر داده مشاهدهای، قهوه فعلاً امیدوارکننده است.
DRI سامانه مرجع دریافت مواد مغذی است. RDA نیاز ۹۷٫۵٪ افراد سالم را پوشش میدهد، AI برآوردی نامطمئنتر و UL بیشترین مقدار ایمن برای ۹۷٫۵٪ افراد است. نیاز فردی با سن، جنس، وزن، ترکیب بدن، بیماری و دارو تغییر میکند و تناسب مستقیم با وزن ندارد.
گلوتاتیون خوراکی به سیستئین، گلیسین و گلوتامیک اسید تجزیه میشود. سیستئین عامل محدودکننده ساخت درونزاد گلوتاتیون است. NAC راه کارآمدتر و ارزانتری برای تأمین سیستئین است و در چند پژوهش، مقدار مساوی NAC گلوتاتیون خون را بیشتر از گلوتاتیون خوراکی افزایش داده است.
مکمل یک کبد سالم و بدون آسیب را «سالمتر» نمیکند. پیشگیری بر رژیم مغذی، وزن مناسب، فعالیت بدنی و پرهیز از عوامل آسیبرسان استوار است.
اسپیرولینا محصول غذایی محسوب میشود و معمولاً از نظر میکروبی، ترکیب شیمیایی، فلزات سنگین، آفتکش و مواد خارجی آزمایش میشود. محصول دارای آزمون شخص ثالث و اطلاعات روشن درباره منبع و تولید انتخاب کنید.
چون داروی تأییدشدهای برای درمان NAFLD وجود ندارد، سبک زندگی و رژیم اساس درماناند.(۳۱۴) توصیهها شامل کاهش ۷٪ تا ۱۰٪ وزن، چربی اشباع کمتر از ۷٪ انرژی، کمینهکردن چربی ترانس و شکر، کلسترول کمتر از ۲۰۰ میلیگرم در روز و چربی کل معادل ۲۵٪ تا ۳۵٪ انرژی است.(۳۱۵)
راهنمای سادهتر، رژیم مدیترانهای با تأکید بر حبوبات، میوه، سبزی، ماهی، مغزها و غلات کامل، با یا بدون محدودیت کالری، است.(۳۱۶)
این رژیمها پشتوانه شواهد یا اصول علمی محکمی ندارند و گاهی خطرناکاند. کبد، ریه، کلیه و اندامهای دیگر پیوسته سمزدایی میکنند. رژیم دارای پروتئین، سبزی و میوه مواد مغذی لازم برای عملکرد آنها را فراهم میکند.
همه مدخلها مطابق شواهد روز بازبینی شدند. ویتامین E، امگا ۳، کورکومین، ویتامین D، بربرین، برگ آرتیشو، قاصدک، زعفران، زنجبیل، آلفا لیپوئیک اسید، ریشه شیرینبیان و روی افزوده شدند و متن برای خوانایی بهتر ویرایش شد.
پژوهش و نگارش: Wyatt Brown، Adel Moussa، Mike Murray، Michael Hull و Antonis Damianou ویرایش: Molly Gregas و Pierre-Alexandre Sicart بازبینی: Wyatt Brown، Molly Gregas و Kamal Patel