راهنمای علمی مکملها
راهنماهای کاربردی برای انتخاب آگاهانه مکمل بر اساس هدف، شرایط و شواهد علمی.
جستوجو در این صفحه
راهنماهای کاربردی برای انتخاب آگاهانه مکمل بر اساس هدف، شرایط و شواهد علمی.
در این مطلب
این راهنما یک سند سلامت عمومی برای بزرگسالان ۱۸ ساله و بالاتر است و صرفا هدف آموزشی دارد. مطالب آن توصیه پزشکی محسوب نمیشود. پیش از شروع هر برنامه مرتبط با ورزش، تغذیه یا مصرف مکمل، یا در صورت داشتن هرگونه پرسش درباره سلامت خود، با پزشک یا متخصص سلامت مشورت کنید.
این راهنما بر پایه مطالعات علمی تهیه شده است، اما نتایج در افراد مختلف متفاوت خواهد بود. اگر فعالیتی انجام دهید یا محصولی را که در این راهنما نام برده شده مصرف کنید، این کار را با اختیار خود انجام میدهید و آگاهانه خطرهای آن را میپذیرید. اگرچه تداخلهای مهم شناختهشده را ذکر میکنیم، هر مکمل ممکن است با مکملهای دیگر، غذاها، داروها یا برخی وضعیتهای پزشکی تداخل داشته باشد.
آقای بدنساز مسئولیتی در قبال اقداماتی که پس از مطالعه این مطالب انجام میشوند یا مصرف نادرست مکملها نمیپذیرد. حتی با مصرف دوز صحیح نیز نمیتوان تضمین کرد که عوارض پیشبینینشده رخ ندهند. هیچ آزمایش، محصول، روش، دیدگاه یا اطلاعات مشخصی که در منبع اصلی آمده، از سوی آقای بدنساز تایید یا توصیه نمیشود و اتکا به این اطلاعات کاملا بر عهده خواننده است.
تیم آقای بدنساز از تابستان سال ۱۴۰۰ پژوهشهای تغذیه و مکملها را منتشر میکند. این راهنما دو هدف دارد: کمک به انتخاب مکمل مناسب بر اساس شواهد علمی و کمک به ترکیب مکملها بهشکلی همافزا. در این راستا، مکملها را با توجه به شواهد علمی موجود، به چهار دستهی زیر دستهبندی کردهایم.
مکملهای اصلی: پشتوانه پژوهشی کافی، اثرهای قابل اتکا و نگرانیهای ایمنی شناختهشده اندکی دارند.
مکملهای ثانویه: دستکم در یکی از سه زمینه قدرت شواهد، اندازه اثر یا ایمنی محدودیت دارند. ممکن است شواهد زیادی داشته باشند اما اثرشان کوچک باشد، یا اثر بزرگی نشان دهند ولی شواهد هنوز کافی نباشد. گاهی نیز نگرانی ایمنی مهمی دارند. این گزینهها برای همه مناسب نیستند.
مکملهای امیدوارکننده: هنوز شواهد کافی برای اطمینان از اثر ندارند، اما یافتههای اولیه مثبتاند. ممکن است موثر باشند یا فقط هزینه اضافی ایجاد کنند؛ پیش از افزودن آنها به برنامه باید با احتیاط تصمیم گرفت.
شواهد کافی حتی برای برآورد قابل اتکای اثربخشی ندارند و در حال حاضر گزینه مناسبی برای برنامه مکمل نیستند.
وقتی سالم هستیم، تقریبا متوجه وجود سیستم ایمنی نمیشویم؛ بااینحال بدن در هر لحظه با عوامل مهاجمی میجنگد که با چشم دیده نمیشوند و میتوانند بسیار سریعتر از انسان تکامل پیدا کنند.
بدن یک سامانه دفاعی دائمی دارد که همزمان با چند تهدید مقابله میکند و برای تهدید بعدی آماده میماند. با وجود این، باز هم بیمار میشویم و آن زمان است که جنگ درون بدن را احساس میکنیم.
از همهگیریهای جهانی تا سرماخوردگی و آلرژیهای فصلی، همواره یادآوری میشویم که مرز سلامت و بیماری باریک است. در چنین شرایطی این پرسش پیش میآید که چگونه میتوان به سیستم ایمنی کمک کرد یا در صورت بیماری، مدت و شدت آن را کاهش داد.
مصرف مکمل برای پیشگیری یا کاهش بیماری موضوعی بحثبرانگیز است. این حوزه مملو از ادعاهای سودجویانهای است که از ترس مردم استفاده میکنند. حتی با نیت خوب نیز درک علم آسان نیست و افراد ممکن است خیلی سریع به یک درمان احتمالی دل ببندند. سیستم ایمنی پیچیده و چندوجهی است، بنابراین پیشبینی اثر واقعی یک مکمل امیدوارکننده دشوار است.
همهگیریهای ویروسی علاوه بر سلامت، اقتصاد را نیز متوقف میکنند. سلامت مهمترین دارایی ماست، اما وقتی منابع مالی محدود میشوند باید مطمئن شویم پول صرف مکملهای بیفایده یا خطرناک نمیشود.
در این بخش مکملها در قالب ترکیبهای همافزا بررسی میشوند. ترکیب پایه از مهمترین و کمبحثترین گزینهها تشکیل شده و ترکیبهای تخصصی برای جمعیتها یا هدفهای مشخص طراحی شدهاند.
هنگام انتخاب محصول باید بررسی کافی انجام شود. بسته به تولیدکننده، برچسب مکمل ممکن است دقیق نباشد و مقدار ماده موثره کمتر یا بیشتر از ادعا باشد یا ترکیبات اعلامنشده داشته باشد. آلودگی به فلزات سنگین و آفتکشها نیز ممکن است رخ دهد. مواد غیردارویی و آلرژنهای احتمالی محصول را هم بررسی کنید.
در این راهنما هیچ مکملی معیارهای لازم برای قرارگرفتن در گروه مکملهای اصلی را ندارد.
مکملهای ثانویه در قدرت شواهد، اندازه اثر یا ایمنی محدودیت دارند. فایل منبع برای این گروه، مدخلهای زیر را فهرست کرده اما متن جزئیات آنها را در خروجی ارائه نکرده است:
شواهد این مکملها هنوز برای اطمینان از اثر کافی نیست، اما یافتههای اولیه مثبتاند.
شواهد این گروه برای برآورد اثربخشی کافی نیست و فعلا نباید جزء اصلی برنامه مکمل باشد.
این مکملها بالقوه خطرناک یا بیاثرند و نباید به برنامه افزوده شوند.
فایل منبع این گیاه را در گروه توصیهنشده قرار داده است، اما متن توضیحی جداگانهای برای آن در خروجی ارائه نمیکند.
راهنماها مرتب بهروز میشوند و مکملهای تازه به آنها افزوده میشود. اولویت با مکملهای محبوبتر و گزینههایی است که احتمال اثر بیشتری دارند. نبود یک مکمل بهمعنای موثر یا بیاثر بودن آن نیست.
چند هفته ترکیب فعلی را بدون تغییر مصرف کنید. پیش از افزودن گزینه جدید با پزشک صحبت و درباره آن تحقیق کنید. تداخل منفی با مکملها و داروهای فعلی و همچنین همافزایی احتمالی را بررسی کنید. اگر دو مکمل اثر همافزا یا جمعشونده دارند، ممکن است دوز کمتر هرکدام مناسبتر باشد.
بخشهای روش مصرف ویتامین C، ویتامین D، زینک، کورکومین، اکیناسه، عسل، سیر، ویتامین E و سیاهدانه با اطلاعات عمومی بیشتر گسترش یافتند.
پژوهش: Wyatt Brown، Adel Moussa، Mike Murray و Antonis Damianou ویرایش: Molly Gregas بازبینی: Wyatt و
مکملهای توصیهنشده: بالقوه خطرناک یا بیاثرند. در بهترین حالت اتلاف هزینه و در بدترین حالت زیانآور خواهند بود.
سپس به بخش پرسشهای متداول میرسیم؛ بخشی که در آن به پرسشهای رایجی میپردازیم که ممکن است هنگام انتخاب و ترکیب مکملها برایتان پیش بیاید. با استفاده از تمام این اطلاعات، باید بتوانید ترکیب مکملی را که بیشترین تناسب را با هدف شما دارد، شناسایی و آماده کنید.
هدف اصلی این راهنما تا حد زیادی کمک به تصمیمگیری درباره چیزهایی است که نباید مصرف شوند. تلاش برای «تقویت» سیستم ایمنی با گیاهان یا دوزهای بسیار زیاد ویتامینها و مواد معدنی ممکن است بیشتر از فایده، آسیب ایجاد کند.
ایمنیشناسی از مشاهده این واقعیت آغاز شد که در بعضی همهگیریها، افرادی که مبتلا میشدند و زنده میماندند، دوباره به همان بیماری دچار نمیشدند. بدن نهتنها عفونت اولیه را از بین میبرد، بلکه در برابر عفونت بعدی همان نوع نیز محافظت ایجاد میکرد. هر عامل موسوم به تقویتکننده ایمنی در اصل باید چنین پاسخ تطبیقی را بهتر کند. بااینحال سیستم ایمنی دو بخش اصلی و هماهنگ دارد و مقابله با عفونت به عملکرد هماهنگ هر دو وابسته است.
بخش ذاتی اولین پاسخدهنده به آسیب، جراحت یا عفونت است. سلولهای اپیتلیال پوست مانع فیزیکی ورود عوامل بیماریزا میشوند و سلولهای پوشاننده راه هوایی مواد ضدمیکروبی ترشح میکنند. پروتئینهای تخصصی خون نیز به مهاجمان خارجی متصل میشوند و آنها را برای نابودی بهوسیله سلولهای عملکننده مانند ماکروفاژها و نوتروفیلها علامتگذاری میکنند.
این سلولها پروتئینهایی به نام گیرندههای شناسایی الگو (PRR) دارند که حسگر عفونت میکروبیاند. PRRها به مولکولهای مشخص روی عوامل بیماریزا متصل میشوند و آزادسازی سیتوکینها را تحریک میکنند. سیتوکینهای آزادشده التهاب ایجاد میکنند و سلولهای ایمنی بیشتری را به محل فرا میخوانند.
گیرنده TLR4 نمونهای از PRR است که اندوتوکسینها یا لیپوپلیساکاریدها (LPS) را روی دیواره بسیاری از باکتریها شناسایی میکند. اتصال LPS به TLR4 آزادسازی سیتوکینهای پیشالتهابی مانند IL-6 و TNF-α را تحریک میکند؛ این پیام خطر سیستم ایمنی را برای مقابله با مهاجم فعال میسازد.
برخی PRRها با شناسایی DNA یا RNA ویروس پاسخ ضدویروسی را آغاز میکنند. ویروسها از طریق وزیکولهایی به نام اندوزوم وارد سلول میزبان میشوند. گیرندههایی مانند TLR7 و TLR8(۱) در اندوزوم RNA ویروس را شناسایی میکنند. اگر ویروس به سیتوزول سلول برسد، حسگرهایی مانند RIG-I(۲) عفونت را تشخیص میدهند.
پیام هشدار شامل سیتوکینهای التهابی و اینترفرونهای نوع یک مانند IFN-α و IFN-β است. این پاسخ، عفونت را کند میکند و در سلولهای همسایه حالت ضدویروسی به وجود میآورد.(۳) پیامدهای آن شامل آپوپتوز، توقف چرخه سلولی برای جلوگیری از تقسیم سلول آلوده و فعالسازی سیستم ایمنی تطبیقی است.
سیستم ذاتی گاهی بهتنهایی عفونت را متوقف میکند، اما برخی عفونتها، بهویژه وقتی ویروس از شناسایی فرار میکند، به پاسخ تطبیقی نیاز دارند. کمخوابی، سوءتغذیه و استرس احتمال ناکافیبودن پاسخ ذاتی را افزایش میدهند. در این شرایط سیستم ذاتی ضمن کندکردن عفونت، سیستم تطبیقی کندتر اما بسیار هدفمندتر را فرا میخواند.
سلولهای سیستم تطبیقی لنفوسیتاند و سلولهای B و T را شامل میشوند. برخلاف سلولهای ذاتی که اجزای عمومی میکروب را میشناسند، هر لنفوسیت گیرندهای اختصاصی برای یک عامل بیماریزا دارد. پس از مواجهه، تعداد زیادی سلول عملکننده اختصاصی تولید میشود. پس از حذف عفونت، بخشی از سلولها برای ایجاد ایمنی بلندمدت باقی میمانند.
این «حافظه» سبب میشود مواجهه بعدی با همان عامل بیماریزا بیماری ایجاد نکند یا شدت کمتری داشته باشد. ایمنی در برابر سرخک(۸) ممکن است سالها یا دههها پایدار بماند، اما ایمنی آنفلوانزا بهدلیل جهش و تغییر سالانه ویروس کوتاهتر است.(۹)
این دو بخش مستقل عمل نمیکنند و فعالیت آنها بهشدت هماهنگ است. پس از ورود یک ویروس از سطح مخاطی چشم، دهان یا گلو، سلولهای اپیتلیال آلوده میشوند؛ مرگ برخی سلولها و التهاب، پوشش اندوتلیال رگهای آن ناحیه را تغییر میدهد. سلولها چسبندهتر و فاصله میان آنها بیشتر میشود تا سلولهای ایمنی بتوانند از لایه اندوتلیال عبور کنند.
سلولهای ارائهکننده آنتیژن (APC)، مانند سلولهای دندریتیک، بقایای سلول و ویروس را میبلعند و قطعات آنها یا آنتیژنها را روی مجموعه سازگاری بافتی اصلی (MHC) در سطح خود نمایش میدهند. سپس از مسیر لنفاوی به گره لنفاوی میروند و پاسخ تطبیقی را فعال میکنند. تجمع این سلولها یکی از علتهای تورم گرههای لنفاوی هنگام عفونت است.
سلول دندریتیک در بافت لنفاوی، سلول T نابالغی را که همان آنتیژن را میشناسد فعال میکند. سلول T چندین بار تقسیم و بالغ میشود. سه نوع اصلی سلول T عملکننده عبارتاند از سلول T سیتوتوکسیک، سلول T کمککننده و سلول حافظه.
سیستم ایمنی مجموعهای پیچیده از یک بخش ذاتی همیشه فعال و یک بخش تطبیقی قدرتمند، دقیق و کندتر است. ارتباط میان این دو تا حد زیادی با سیتوکینهای التهابی و خود التهاب تنظیم میشود؛ بنابراین مفهوم تقویت کلی سیستم ایمنی هدف مشخص و قابل پیشبینیای ندارد.
برخی مکملها التهاب را تا حدی کاهش میدهند، اما آزادسازی بهموقع سیتوکینهای پیشالتهابی در آغاز عفونت برای کندکردن آن و فعالکردن سیستم تطبیقی ضروری است. سرکوب نابجای التهاب میتواند بیماری را طولانیتر کند یا در مواجهه با عوامل جدیدی مانند SARS-CoV-2 پیامدهای جدی داشته باشد.
افزایش التهاب نیز راهحل نیست. بسیاری از مرگهای ناشی از ویروسهای تنفسی مانند آنفلوانزا یا کووید-۱۹ با «طوفان سیتوکینی» مرتبطاند؛ واکنش بیشازحد سیستم ایمنی که التهاب گسترده، نارسایی اندام و مرگ ایجاد میکند.(۱۱)
در مورد آنتیاکسیدانها نیز بیشتر همیشه بهتر نیست. واکنشهای اکسیداتیو بخشی از دفاع طبیعیاند و مداخله بدون هدف میتواند تعادل پاسخ ایمنی را برهم بزند.
مرز میان ایمنی و خودایمنی باریک است. خودایمنی زمانی رخ میدهد که سیستم تطبیقی بیشازحد فعال شود و به سلولها، بافتها و پروتئینهای خود بدن حمله کند. پاسخ تطبیقی سالم پس از شکست عفونت خاموش میشود؛ ادامه آن میتواند علیه بدن حافظه ایجاد کند. لوپوس،(۱۳)(۱۴) آرتریت روماتوئید(۱۴) و سندرم شوگرن(۱۵) نمونههاییاند که سیستم ایمنی به پروتئینهای «خودی» واکنش نامناسب نشان میدهد.
برای سالمماندن، سیستمهای ذاتی و تطبیقی باید آنقدر قوی باشند که میکروبها را دفع کنند و آنقدر تنظیمشده بمانند که به بافتهای بدن آسیب نزنند. این هدف با مصرف انبوه مکمل یا دستکاری خام التهاب حاصل نمیشود، بلکه به تغذیه مناسب، خواب کافی، آبرسانی مناسب و کنترل استرس نیاز دارد.
برخی ریزمغذیها و مکملها میتوانند از عملکرد مناسب سیستم ایمنی حمایت کنند و در این راهنما بررسی شدهاند؛ اما بدون مراقبت پایه از سلامت، اثر مکملها مانند قطرهای در اقیانوس است.
اگر سطح خونی ویتامین D یا 25(OH)D مناسب است، یا سطح خود را نمیدانید، روزانه ۴۰۰ IU معادل ۱۰ میکروگرم ویتامین D3 ممکن است آن را در محدوده مناسب نگه دارد. دوز ۴۰۰ تا ۱۰۰۰ IU معمولا برای کاهش خطر عفونت حاد تنفسی موثر است.
اگر سطح 25(OH)D پایین است، روزانه ۸۰۰ تا ۲۰۰۰ IU معادل ۲۰ تا ۵۰ میکروگرم D3 احتمالا آن را به محدوده مناسب میرساند؛ پس از آن ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ IU معادل ۲۰ تا ۲۵ میکروگرم برای نگهداری کافی است. در کمبود شدید، مداخله باید زیر نظر پزشک باشد.
ویتامین D محلول در چربی است و همراه غذا یا مکمل حاوی چربی، مانند روغن ماهی، بهتر جذب میشود.
کورکومین بر ایمنی ذاتی و تطبیقی اثر میگذارد، فعالیت سلولهای T تنظیمی را افزایش میدهد و میتواند ماستسلهای مسئول آزادسازی هیستامین را مهار کند.(۱۲۱) اثر آنتیاکسیدانی آن نیز استرس اکسیداتیو تشدیدکننده التهاب را کاهش میدهد.(۱۲۲)(۱۲۳)
یک فراتحلیل سال ۲۰۲۱ شامل ۸ مطالعه ۴ تا ۲۴ هفتهای بود.(۱۲۴) فقط دو مطالعه تصادفی و دوسوکور و چهار مطالعه تصادفی بودند. نتایج احتمال بهبود اندک عملکرد ریه، بهویژه FEV1%، را نشان میدهند؛ اما شواهد برای توصیه قطعی کافی نیست. کورکومین گزینهای امیدوارکننده برای مدیریت آسم است، نه درمان اصلی. افراد دارای بیماری زمینهای یا مصرفکننده دارو باید پیش از مصرف با متخصص سلامت مشورت کنند.
روش مصرف: روزانه ۱۰۰۰ میلیگرم در دو دوز ۵۰۰ میلیگرمی. افزودن ۵ تا ۲۰ میلیگرم پیپرین در هر وعده میتواند فراهمی زیستی را تا ۲۰ برابر افزایش دهد. فرمولهای میسلی، نانوکورکومین یا سیکلودکسترین ممکن است جذب بیشتری داشته باشند. اثرها معمولا پس از ۴ تا ۱۲ هفته دیده میشوند و حداقل ۸ هفته برای ارزیابی فایده پیشنهاد میشود.
پاسخ ایمنی نامنظم و التهاب بیشازحد از ویژگیهای کووید-۱۹ است. کورکومین با کاهش پاسخ التهابی بیشفعال و حمایت از تعادل ایمنی ممکن است شدت علائم و عوارض را کاهش دهد.(۱۵۹) احتمال اثر بر طوفان سیتوکینی و علائم کووید طولانی نیز مطرح شده است.(۱۶۰)(۱۶۱)(۱۶۲)
مطالعات عفونتهای ویروسی دیگر احتمال اثر مستقیم ضدویروسی، از جمله تغییر پروتئینهای سطح ویروس و مهار ورود یا جوانهزنی ویروس، را مطرح کردهاند،(۱۶۳)(۱۶۴) اما سازوکار و اهمیت بالینی آن هنوز قطعی نیست.
دو فراتحلیل سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ کاهش ۷۷ درصدی شانس و ۶۲ درصدی خطر مرگومیر را گزارش کردند.(۱۶۵)(۱۶۶) این اعداد باید با احتیاط بسیار تفسیر شوند: تحلیل مرگومیر فراتحلیل بزرگتر فقط بر ۷ کارآزمایی با مجموع ۲۹۴ نفر متکی بود، خطر سوگیری بالا داشت و یک مقاله پسگرفتهشده را نیز شامل میشد.(۱۶۷) بنابراین کاهش بیش از نصف مرگومیر یک فرضیه امیدوارکننده است، نه واقعیتی تثبیتشده.
در کووید-۱۹ خفیف تا متوسط، چند مطالعه کاهش مدت و شدت علائم شبیه آنفلوانزا را نشان دادهاند.(۱۶۸)(۱۶۹)(۱۷۰) در مجموع کورکومین فقط یک درمان کمکی امیدوارکننده در کنار درمان متعارف است و برای پیامدهای مهم به مطالعات قویتر نیاز دارد.
روش مصرف: ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ میلیگرم عصاره استاندارد Curcuma longa در روز، ترجیحا در دو وعده، همراه ۵ تا ۲۰ میلیگرم پیپرین.(۱۷۱) در فرمول میسلی نانوکورکومین، مطالعات از ۱۶۰ تا ۲۴۰ میلیگرم استفاده کردهاند، اما احتمال سوگیری در این شواهد وجود دارد.
اکیناسه سردهای از گیاهان گلدار آمریکای شمالی است که در طب بومی استفاده میشد.(۱۷۸) گونههای Echinacea purpurea و Echinacea angustifolia رایجترند و فیتوکمیکالهایی، بهویژه آلکیلآمیدها، دارند که بر تمایز، عملکرد و ترشح سیتوکین سلولهای ایمنی اثر میگذارند.
فراتحلیل کارآزماییهای تصادفی دوسوکور شامل ۸ مطالعه، کاهش نرخ عفونت تنفسی فوقانی را نشان داد.(۱۷۹) کاهش مدت عفونت از نظر آماری معنادار نبود و اثر کلی کوچک بود. مطالعهای که بیشترین وزن و تنها نتیجه معنادار را داشت، مواد دیگری نیز در گروه مداخله داشت. حذف آن مطالعه اثر را کوچکتر، هرچند همچنان معنادار، کرد. شواهد برای تعیین بهترین گونه یا شکل اکیناسه کافی نیست؛ E. purpurea رایجترین گونه بررسیشده بود.
اکیناسه ممکن است برای پیشگیری ارزش امتحانکردن داشته باشد، اما بهتنهایی تفاوت بزرگی ایجاد نمیکند و باید مداخلهای کمکی و احتمالی تلقی شود.
روش مصرف: بزرگترین مطالعه پیش از عفونت روزانه ۲۴۰۰ میلیگرم عصاره E. purpurea در سه وعده و پس از شروع سرماخوردگی روزانه ۴۰۰۰ میلیگرم در پنج وعده مصرف کرد. دوز بهینه هنوز مشخص نیست.
عسل بهدلیل مجموعه ترکیبات، بهویژه مواد فنولی حاصل از گرده، اثر ضدمیکروبی عمومی دارد.(۱۸۵) میتواند تکثیر برخی سلولهای ایمنی را بهبود دهد و متیلگلیوکسال موجود در آن مستقیما با عملکرد HIV تداخل دارد.(۱۸۶)
یک فراتحلیل کارآزماییهای تصادفی نشان داد افزودن عسل به مراقبت معمول، سرفه ناشی از عفونت تنفسی فوقانی را اندکی کاهش میدهد و شاید از دیفنهیدرامین بهتر باشد.(۱۸۷) بااینحال شواهد قوی نیست، اثر کوچک است و نوع موثرتر عسل مشخص نشده است.
روش مصرف: مانند شربت سرفه، هر ۶ ساعت ۵ تا ۱۰ میلیلیتر؛ اگر تسکین پایدار بود فاصله را بیشتر کنید. عسل را میتوان با درمانهای دیگر همراه کرد، اما این مقدار قند و کالری قابل توجهی دارد.
سیر بر چندین نوع سلول ایمنی اثر میگذارد و از نظر سازوکار ممکن است خطر سرماخوردگی و عفونت را کاهش دهد.(۲۰۹) با وجود توجیه زیستی و تجربههای فراوان، شواهد انسانی بسیار محدود است. دو کارآزمایی اثر احتمالی بر سرماخوردگی و آنفلوانزا نشان دادهاند(۲۱۰)(۲۱۱) و یک مطالعه در کووید-۱۹ اثری نیافته است. اندازه اثر در دو مطالعه نخست بزرگ بود، اما برای اطمینان به پژوهش بیشتری نیاز داریم.
روش مصرف: روزانه ۲٫۵ گرم عصاره سیر کهنه. شکلهای دیگر عصاره یا مصرف غذایی شاید مفید باشند، اما دوز موثر آنها تایید نشده است.
اسپیرولینا جلبک سبزآبی از شاخه سیانوباکتریهاست. خواص آنتیاکسیدانی و ضدالتهابی آن عمدتا از C-phycocyanin میآید.(۲۱۸)(۲۱۹) مکمل آن ترشح سیتوکینهایی مانند IL-1β و IL-4 را تعدیل میکند.(۲۲۰)(۲۲۱)
شواهد بالینی باکیفیت برای بهبود عمومی شاخصهای ایمنی وجود ندارد. در افراد مبتلا به HIV، شواهد ضعیفی از افزایش سلولهای CD4+ و کاهش بار ویروسی گزارش شده،(۲۲۲)(۲۲۳)(۲۲۴) اما نبود دارونما، نمونه کوچک و نتایج متناقض محدودیت مهماند.(۲۲۵)
اسپیرولینا خارش بینی، آبریزش، گرفتگی و عطسه ناشی از رینیت آلرژیک را بهبود داده(۲۲۶) و برای برخی علائم از آنتیهیستامین موثرتر بوده است.(۲۲۱) بهدلیل تعداد کم مطالعات، گزینهای مرزی و امیدوارکننده محسوب میشود.
روش مصرف: در مطالعات رینیت آلرژیک، روزانه ۲ گرم.
عملکرد سیستم ایمنی با افزایش سن ضعیفتر میشود. ویتامین E میتواند بعضی شاخصهای عملکرد ایمنی را بهتر کند، اما این تغییر لزوما خطر عفونت را کاهش نمیدهد و شواهد بسیار متناقضاند.(۲۴۲)(۲۴۳) بااینحال سالمندان ممکن است سود ببرند.
روش مصرف: روزانه ۲۰۰ IU، معادل ۱۳۴ میلیگرم آلفا توکوفرول طبیعی یا ۹۰ میلیگرم نوع مصنوعی.(۲۵) بیش از ۴۰۰ IU در روز مصرف نکنید. بهدلیل خاصیت ضدانعقادی ویتامین E، رژیم باید دستکم دریافت کافی ویتامین K را تامین کند: ۹۰ میکروگرم برای زنان و ۱۲۰ میکروگرم برای مردان.
پیش از مکمل، غذای یک هفته را ثبت کنید. اگر میانگین دریافت کمتر از ۸۰ درصد مقدار توصیهشده است، ابتدا غذاهای غنی از ویتامین E را افزایش دهید. سطح آلفا توکوفرول خون کمتر از ۰٫۵ mg/dL یا ۵ μg/mL یا ۱۱٫۵ μmol/L کمبود محسوب میشود.
کوئرستین یک فلاونول غذایی در سبزیجات، میوهها و مغزهاست و خواص تنظیمکننده ایمنی و محافظتکننده سلولی دارد. ممکن است التهاب را مهار کند، علائم آلرژی را کاهش دهد و آسیب عفونتهایی مانند کووید-۱۹ و آنفلوانزا را محدود سازد.(۲۵۱)
فراتحلیل ۶ مطالعه کووید-۱۹، شواهد اولیهای از کاهش بستری و پیشرفت به مراقبت ویژه یافت، اما کاهش مرگومیر کلی معنادار نبود.(۲۵۲) بیشتر مطالعات خطر سوگیری پایینی نداشتند، ولی کاهش شدت بیماری قابل توجه بود. این یافتهها احتمالا به اثر آنتیاکسیدانی و ضدالتهابی در ریه مربوطاند و نباید به ایمنی عمومی تعمیم داده شوند.
یک کارآزمایی در عفونت تنفسی فوقانی فایده عمومی نیافت، هرچند زیرگروه سالمندان سود احتمالی داشت.(۲۵۳) مطالعه دیگری بهبود احتمالی آلرژی به گرده را گزارش کرد.(۲۵۴) این شواهد بسیار مقدماتیاند.
روش مصرف: پس از تشخیص کووید-۱۹، روزانه ۵۰۰ میلیگرم در دو دوز ممکن است مفید باشد؛ پژوهش برای تعیین دوز بهینه یا اطمینان از آن کافی نیست.
Nigella sativa یا سیاهدانه قرنها کاربرد دارویی داشته است. تیموکینون (TQ) احتمالا ترکیب اصلی مسئول اثر ضدالتهابی و تنظیمکننده ایمنی است،(۲۵۹)(۲۶۰) اما نیجلیدین، آلفا هدرین و ترکیبات دیگر دانه و روغن نیز احتمالا در بازبرنامهریزی سیتوکینی سلولهای ایمنی نقش دارند.(۲۶۱)(۲۶۲)
سیاهدانه در معنای واقعی «تعدیلکننده» است: صرفا ایمنی را تقویت یا سرکوب نمیکند، بلکه ممکن است دفاع طبیعی علیه باکتری، ویروس، قارچ، انگل و سرطان را افزایش دهد و همزمان واکنش بیشازحد در بیماریهای ایمنی را کاهش دهد.
پیش از همهگیری کووید-۱۹، پژوهشها عمدتا روی آلرژی متمرکز و عموما امیدوارکننده بودند.(۲۶۳)(۲۶۴) در یک مطالعه ۶۸ نفره رینیت آلرژیک، مصرف دو قطره روغن در مخاط هر سوراخ بینی، سه بار در روز بهمدت شش هفته، احتمال بیعلامتشدن را نسبت به قطره روغن خوراکی دارونما تقریبا سه برابر کرد: ۹۲٫۱ درصد در برابر ۳۰٫۱ درصد.(۲۶۵) مقدار دقیق هر قطره اعلام نشد، اما قطرهچکان استاندارد احتمالا در هر نوبت ۰٫۰۵ تا ۰٫۱۰ میلیلیتر تحویل داده است.
دستکم شش مطالعه خوراکی با ۵۰۰ تا ۲۰۰۰ میلیگرم روغن یا پودر دانه در روز نیز بهبود مشابه آلرژی را گزارش کردهاند.(۲۶۳)(۲۶۴)
در آسم آلرژیک، یک فراتحلیل بهبود نمره آزمون کنترل آسم را گزارش کرد.(۲۶۶)(۲۶۷) چهار کارآزمایی وارد تحلیل شدند، اما نتیجه ACT فقط بر دو مطالعه با ۴۰ بزرگسال و ۱۴ کودک متکی بود. بزرگسالان روزانه ۱۰۰۰ میلیگرم و کودکان ۱۵ تا ۳۰ mg/kg روغن را بهترتیب چهار و هشت هفته مصرف کردند. شواهد بهدلیل تعداد کم مطالعات مقدماتی است.
فراتحلیل سال ۲۰۲۳ کووید-۱۹ فقط سه کارآزمایی تصادفی را شامل شد.(۲۶۸) در مجموع ۱۱۱۳ بیمار، دریافت روزانه ۴۰ تا ۸۰ mg/kg دانه یا دو کپسول ۵۰۰ میلیگرمی روغن برای یک تا دو هفته با نسبت شانس مرگ ۰٫۲۲ همراه بود. همچنین روزانه ۹۰۰ میلیگرم روغن در کووید خفیف تا متوسط علائم هفته نخست و احتمال منفیشدن PCR در روزهای ۷ و ۱۴ را بهتر کرد. روزانه ۵۰۰ میلیگرم روغن نیز زمان بیعلامتشدن را حدود ۱۳ درصد کاهش داد: ۱۰٫۷ ± ۳٫۲ روز در برابر ۱۲٫۳ ± ۲٫۸ روز.(۲۶۹)
با وجود سازوکارهای پیشبالینی شناختهشده، مطالعات واقعی هنوز کم، ناهمگون و از نظر روششناسی محدودند؛ بنابراین سیاهدانه برای آلرژی فصلی و عفونت حاد ویروسی همچنان «امیدوارکننده» است.
روش مصرف: روزانه ۵۰۰ تا ۲۰۰۰ میلیگرم روغن. دوز بیش از ۱۰۰۰ میلیگرم در چند وعده تقسیم شود. دانه کامل یا پودر با حداقل ۲۰۰۰ میلیگرم در روز جایگزین ممکن است، ولی نتایج آن از روغن کمثباتتر است. برای رینیت آلرژیک میتوان الگوی مطالعه را در نظر گرفت: دو قطره، حدود ۰٫۰۵ تا ۰٫۱ میلیلیتر، در هر سوراخ بینی سه بار در روز.
آقطی فیتوکمیکالهایی دارد که میتوانند به عملکرد سیستم ایمنی کمک کنند،(۲۸۸) اما وجود ترکیب مفید بهمعنای اثر بالینی مهم نیست. فراتحلیل تعداد کمی مطالعه درباره پیشگیری و درمان سرماخوردگی و آنفلوانزا، شواهد روشنی نیافت. احتمال کاهش مدت و شدت سرماخوردگی و بعضی شاخصهای مدت آنفلوانزا مطرح شد، اما کاهش شدت آنفلوانزا معنادار نبود. یک کارآزمایی بعدی در بیماران بستری آنفلوانزا نیز فایده روشنی نشان نداد.(۲۸۹) شواهد برای توصیه آقطی بسیار ضعیف است.
جینجرول و شوگائول زنجبیل ضدالتهاباند و از نظر نظری ممکن است واکنش آلرژیک یا التهاب کووید-۱۹ را کاهش دهند.(۲۹۲)(۲۹۳)(۲۹۴) یک کارآزمایی در رینیت آلرژیک اثری مشابه لوراتادین گزارش کرد و مطالعهای دیگر افزودن عصاره زنجبیل به چای سبز را در آلرژی گرده سدر مفید دانست.(۲۹۵)(۲۹۶) دو مطالعه کووید-۱۹ نیز امیدوارکنندهاند،(۲۹۷)(۲۹۸) اما همه این یافتهها مقدماتیاند.
پروبیوتیکها میکروارگانیسمهای زندهای هستند که در مقدار کافی برای میزبان فایده سلامت ایجاد میکنند.(۲۹۹) پس از مصرف در روده مستقر میشوند و جمعیت میکروبی را تغییر میدهند.
سینبیوتیک معمولا ترکیب پروبیوتیک و پریبیوتیک، یعنی بستری که باکتریهای روده بهطور انتخابی مصرف میکنند، است. بااینحال معیار نهایی این است که مخلوط میکروارگانیسم و بستر برای میزبان فایده ایجاد کند.(۳۰۰)
میکروبیوتای سالم روده برای سلامت مهم است و روده بیشترین تعداد سلولهای ایمنی را در میان بافتهای بدن دارد.(۳۰۱) ارتباط گستردهای میان میکروبیوتای روده، ریه و سیستم ایمنی وجود دارد؛ هرکدام میتوانند ترکیب یا عملکرد دیگری را تغییر دهند.(۳۰۲)(۳۰۳) به همین دلیل تصور میشود پروبیوتیک یا سینبیوتیک با تغییر میکروبیوتا، پاسخ ایمنی و التهاب را بهتر کند. بیشتر شواهد مربوط به پروبیوتیک است و مطالعات سینبیوتیک اندکاند.
بسیاری از اثرهای پروبیوتیک ویژه سویه هستند.(۳۰۴)(۳۰۵) نام کامل شامل جنس، گونه، زیرگونه و سویه است؛ برای نمونه Bifidobacterium animalis subsp. lactis DN-173 010. نتایج یک سویه را نمیتوان به همه محصولات تعمیم داد. حتی دو سویه از یک گونه ممکن است اثر متفاوت داشته باشند.
فراتحلیلها اغلب مطالعات سویههای متفاوت را با هم ترکیب میکنند. در نتیجه حتی اگر اثر کلی مثبت باشد، نمیتوان گفت همه پروبیوتیکها مفیدند یا مشخص کرد کدام سویه عامل اثر بوده است. یک مطالعه منفرد نیز برای اثبات اثربخشی یک سویه کافی نیست.
فراتحلیلهای اخیر کاهش علائم رینیت آلرژیک را گزارش کردهاند،(۳۰۶)(۳۰۷) اما تحلیل ویژه سویه انجام ندادند. مرور سال ۲۰۲۲ نشان داد ۹ مورد از ۱۲ کارآزمایی دستکم یک علامت را بهتر کردند؛ بااینحال دو سویهای که بیش از یک بار بررسی شدند، Lactobacillus paracasei LP-33 و Lactobacillus rhamnosus GG، در تحلیل تجمیعی امتیاز علائم بینی را بهبود ندادند.(۳۰۸) بنابراین برای هیچ سویه مشخصی شواهد کافی نداریم.
مرور کاکرین سال ۲۰۲۲ کاهش خطر عفونت حاد تنفسی و مدت بیماری را با پروبیوتیک گزارش کرد،(۳۰۹) اما تحلیل سویهای نداشت. مرور دقیقتر نشان داد Lactobacillus casei و Bifidobacterium animalis subsp. lactis خطر ابتلا را کم نکردند، هرچند L. casei شاید مدت بیماری را کاهش دهد.(۳۱۰) شواهد محدودی نیز برای کاهش خطر با سینبیوتیک وجود دارد، اما نقش ترکیب محصول روشن نیست.(۳۱۱)
فرآورده لبنی تخمیری حاوی Lacticaseibacillus paracasei یا 001 همراه کشتهای معمول ماست ممکن است خطر ابتلا به یک یا چند بیماری عفونی شایع، بهویژه عفونت تنفسی فوقانی، را کاهش دهد.
NAC از اسیدآمینه L-cysteine مشتق میشود. این ماده بعضی گونههای فعال اکسیژن را مستقیما خنثی میکند و پس از مصرف به L-cysteine و سپس آنتیاکسیدان قوی گلوتاتیون تبدیل میشود.(۳۲۲)(۳۲۳) همچنین ضدالتهاب و موکولیتیک است؛ یعنی خلط غلیظ را حل میکند و تنفس را آسانتر میسازد.
چند کارآزمایی تصادفی در بیماران بستری کووید-۱۹ نشان دادند NAC بر مرگومیر بیمارستانی، نیاز به تهویه مکانیکی یا مدت بستری اثری ندارد.(۳۲۴)(۳۲۵) نمونهها کوچک بودند. در سندرم دیسترس تنفسی حاد یا آسیب حاد ریه نیز بر مرگومیر بیمارستانی یا ۳۰روزه اثر نداشت، هرچند شاید مدت اقامت ICU را کاهش دهد.(۳۲۶) اطمینان به این یافته پایین است.
روغن ماهی شامل اسیدهای چرب امگا-۳ EPA و DHA است. امگا-۳ و امگا-۶ اجزای غشای سلولاند و تعادل پیامرسانی التهابی و ضدالتهابی را تغییر میدهند.(۳۲۷) این اسیدها به ایکوزانوئیدهایی تبدیل میشوند که شدت و مدت التهاب و در نتیجه تنظیم ایمنی را تعدیل میکنند.(۳۲۸)
تغذیه مادر در بارداری بر سلامت و عملکرد ایمنی بلندمدت فرزند اثر دارد.(۳۲۹) ازاینرو فرض شده افزایش EPA و DHA در غشای سلول محیط ضدالتهابی ایجاد و سیستم ایمنی جنین را طوری برنامهریزی میکند که خطر آلرژی کودکی کاهش یابد.(۳۳۰)(۳۳۱)
با وجود توجیه زیستی، مجموع شواهد نشان میدهد روغن ماهی در بارداری خطر آلرژی غذایی، اگزما، آسم یا رینیت آلرژیک فرزند را کاهش نمیدهد.(۳۳۰)(۳۳۲) مصرف روغن ماهی توسط شیرخوار نیز ظاهرا خطر آلرژی بعدی را کم نمیکند.(۳۳۳)
گزنه بهدلیل ایجاد بثورات دردناک در تماس با موهای ظریف برگ شناخته میشود و سابقه مصرف سنتی برای بزرگی پروستات، آرتریت، روماتیسم و رینیت آلرژیک دارد.(۳۳۴) اثر آنتیهیستامینی و ضدالتهابی آن از نظر نظری میتواند خارش چشم، گرفتگی بینی، عطسه و فشار سینوس را کم کند،(۳۳۵)(۳۳۶) اما فقط دو کارآزمایی تصادفی با نتایج متناقض وجود دارد.
مطالعه دقیقتر سال ۲۰۱۷ ایران کاهش ائوزینوفیل سواب بینی، اینترفرون گاما و امتیاز SNOT-22 را گزارش کرد،(۳۳۷)(۳۳۸) اما بهبود گروه دریافتکننده روزانه ۱۵۰ میلیگرم گزنه برای چهار هفته با دارونما تفاوت نداشت. این نتیجه با ارزیابی ذهنی مطالعه سال ۱۹۹۰ با روزانه ۳۰۰ میلیگرم گزنه خشکشده در فصل آلرژی تناقض داشت.(۳۳۹) بهدلیل ضعف تحلیل بینگروهی و اتکا به مصاحبه و دفترچه علائم، نتیجه خنثی مطالعه ایرانی معتبرتر است و گزنه اثباتنشده باقی میماند.
این گیاه که با نامهای gurjo، guduchi و giloy نیز شناخته میشود، بومی مناطق گرمسیری شبهقاره هند و دارای سابقه مصرف آیورودایی برای التهاب است. خواص تنظیمکننده ایمنی آن شاید برای آلرژی فصلی نیز کاربرد داشته باشد.(۳۴۰)(۳۴۱)
فقط یک کارآزمایی تصادفی دوسوکور کنترلشده با دارونما در ۷۵ فرد مبتلا به رینیت آلرژیک وجود دارد.(۳۴۲) مصرف عصاره آبی ساقه، روزی سه بار و هر بار ۳۰۰ میلیگرم بهمدت هشت هفته، عطسه، ترشح، گرفتگی و خارش بینی را نسبت به دارونما بهطور معناداری کاهش داد. کاهش ائوزینوفیل و نوتروفیل، نبود سلول جامی در اسمیر بینی و تغییر شمار لکوسیتها با بهبود علائم همسو بود.
با وجود تحمل مناسب در آن مطالعه، یک مطالعه برای اثبات کافی نیست. افزون بر این، گزارشهای هند در دوران کووید-۱۹ ارتباط احتمالی مصرف رایج این گیاه با هپاتیت شدید شبهخودایمنی ناشی از دارو را مطرح کردند.(۳۴۳)(۳۴۴) پس از گزارش شش مورد در سال ۲۰۲۱، احتمال داده شد ناخالصی، آلودگی یا اشتباه در شناسایی گیاه علت آسیب کبدی باشد، زیرا اصالت گیاهشناختی محصولات بررسی نشده بود.(۳۴۵) گزارشها و نقدهای بیشتر در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ ادامه یافتند و ایمنی محصولات تجاری همچنان محل بحث است.(۳۴۴)(۳۴۶)(۳۴۷)
بروملین مخلوطی از آنزیمهای تجزیهکننده پروتئین در ساقه، میوه و آب آناناس است و در آمریکای مرکزی و جنوبی سابقه درمانی طولانی دارد. در محیط آزمایشگاهی فعالیت ضدالتهاب، ضدلخته، ضدسرطان و تنظیمکننده ایمنی نشان داده است.(۳۴۸)(۳۴۹) کاربردهای احتمالی شامل حساسیت آلرژیک، بیماریهای خودایمنی و عفونت ویروسی است، اما مطالعات بالینی بسیار کماند.
بسیاری از کارآزماییها بروملین را همراه چند ماده فعال دیگر مصرف کردند یا فقط نشانگرهای ایمنی را سنجیدند. آنها توانایی بروملین خوراکی در تعدیل نشانگرهای پاسخ سلولی را تایید کردند،(۳۵۰)(۳۵۱) ولی فایده بالینی را ثابت نکردند.
تنها کارآزمایی تصادفی دوسوکور منتشرشده مرتبط، در سال ۲۰۲۱ در ایران و روی ۴۰ بیمار بستری با کووید خفیف تا متوسط انجام شد.(۳۵۲) دریافت ۲۰۰ میلیگرم هر هشت ساعت، مجموعا ۶۰۰ میلیگرم در روز برای پنج روز، در ۷۲ تا ۱۲۰ ساعت نخست بهبود سریعتر اشباع اکسیژن، تعداد تنفس و ضربان قلب را نسبت به دارونما نشان داد. نشانگرهای ایمنی، کلیه، کبد و التهاب نیز بهتر شدند؛ اما یک مطالعه کوچک برای نتیجهگیری کافی نیست. بروملین همچنان مکمل تنظیمکننده ایمنی اثباتنشده است.
اگر بازه دوز مشخص شده، در همان بازه بمانید. اگر دوز دقیق است، بیش از ۱۰ درصد با آن فاصله نگیرید. دوز بیشتر ممکن است بیفایده یا خطرناک و دوز کمتر ممکن است بیاثر باشد. آغاز با نصف دوز معمول برای افرادی که به مکمل یا دارو حساساند میتواند محتاطانه باشد.
هرجا شواهد اجازه دهد، زمان مصرف در بخش «روش مصرف» نوشته شده است. اغلب شواهد متناقض یا غایباند. شروع با نصف دوز میتواند عوارض وابسته به زمان، مانند خستگی روزانه یا بیخوابی شبانه، را محدود کند.
پاسخ در صورت وجود شواهد در بخش روش مصرف آمده است. غذاهای مختلف میتوانند هضم، جذب و سوختوساز را متفاوت تغییر دهند. ویتامینهای محلول در چربی A، D، E و K با یک وعده کوچک حاوی چربی بهتر از یک وعده بزرگ کمچرب یا بدون چربی جذب میشوند.
DRI سامانه توصیههای تغذیهای طراحیشده توسط Institute of Medicine آمریکا، که اکنون Health and Medicine Division نام دارد، است. RDA، AI و UL اجزای آناند.
RDA مقدار ایدهآل نیست؛ حداقل مقداری است که نیاز ۹۷٫۵ درصد افراد سالم را برای جلوگیری از مشکلات کمبود تامین میکند، بنابراین ممکن است برای ۲٫۵ درصد افراد سالم کم باشد. AI مشابه RDA اما با عدم قطعیت بیشتر است. UL حداکثر مقدار روزانهای است که برای ۹۷٫۵ درصد افراد سالم ایمن تلقی میشود و ممکن است برای ۲٫۵ درصد بیشازحد باشد.
قاعده عمومی این است که رژیم سالم دستکم RDA و کمتر از UL هر ماده مغذی را تامین کند، اما استثنا فراوان است؛ افراد با تعریق زیاد به سدیم بیشتر و مصرفکنندگان متفورمین ممکن است به ویتامین B12 بیشتری نیاز داشته باشند.
این مقادیر بر وزن میانه بزرگسالان و کودکان آمریکا متکیاند. با ثابتبودن سن، جنس و درصد چربی، فرد سبکتر معمولا نیاز کمتری دارد، اما رابطه مستقیم و تناسبی نیست؛ برای مثال نیاز مغزی افراد با وزنهای متفاوت بسیار شبیه است. بنابراین با دوبرابرشدن وزن نمیتوان همه DRIها را دوبرابر کرد.
ویتامینهای محلول در آب در مقدار اضافه بهسرعت دفع میشوند. دوزهای کوچکتر ویتامین C آسانتر جذب و برای چند روز ذخیره میشوند. دوزهای متعدد نیز ترکیبات زیستفعال سیر را مدت بیشتری در بدن نگه میدارند. تقسیم دوز کمی موثرتر است، اما اگر فقط یک وعده در روز ممکن باشد همچنان فایده خواهید برد.
«المنتال» وزن خود ماده معدنی را جدا از ترکیب متصل به آن بیان میکند. ۵۰ میلیگرم زینک استات حدود ۱۵ میلیگرم زینک المنتال دارد. برچسب محصول مقدار المنتال را نمایش میدهد؛ عبارت «۱۵ میلیگرم زینک بهشکل زینک استات» یعنی ۱۵ میلیگرم زینک خالص و حدود ۳۵ میلیگرم بخش استات.
اسپیرولینا محصول غذایی محسوب میشود و معمولا آزمایشهای میکروبیولوژیک، ترکیب شیمیایی و آلودگیهایی مانند فلزات سنگین، آفتکشها و مواد خارجی را پشت سر میگذارد. محصولی را انتخاب کنید که تولیدکننده معتبر، شفافیت درباره منبع، گواهی آزمون مستقل و نتایج آلودگی قابل بررسی داشته باشد.
با وجود افزایش پرهیز مادران از بادامزمینی و آلرژنهای رایج در بارداری و شیردهی، شیوع آلرژی بادامزمینی از سال ۱۹۹۷ افزایش یافت.(۳۵۹) اکنون حدود ۴٫۴ میلیون نفر در آمریکا به آن آلرژی دارند و این آلرژی از مرگبارترین آلرژیهای غذایی است.(۳۶۰)
معرفی شکل ایمن برای شیرخوار، مانند پوره در غذا، میتواند خطر ایجاد آلرژی را کاهش دهد. زمان معرفی به سطح خطر بستگی دارد: برای شیرخوار پرخطر ۴ تا ۶ ماهگی و برای خطر کمتر دیرتر.(۳۶۲)(۳۶۳)(۳۶۴)(۳۶۵)(۳۶۶) شیرخواران در معرض خطر که از بادامزمینی پرهیز کردند، نسبت به کودکانی که تا پنجسالگی دستکم سه بار در هفته محصول بادامزمینی خوردند، پنج برابر بیشتر دچار آلرژی شدند.(۳۶۳)(۳۶۴)
برای کودکان ۴ تا ۱۷ سال مبتلا، داروی Palforzia در آمریکا تایید شده و اگر درمان در کودکی آغاز شود میتواند در بزرگسالی ادامه یابد. این دارو آلرژی را درمان نمیکند، بلکه شدت واکنش به مواجهه تصادفی را کاهش میدهد و کودک همچنان باید از بادامزمینی دوری کند.
Palforzia پودر آلرژن بادامزمینی با درجه دارویی است که در غذاهای نیمهجامد مانند پوره سیب یا ماست ریخته میشود. فقط در مراکز دارای مجوز و برای بیماران ثبتشده در برنامه ویژه ارائه میشود، زیرا خود میتواند واکنش آلرژیک شدید ایجاد کند.
در کودکانی که درمان را تحمل کردند و به مرحله نگهداری رسیدند، حدود ۶۶ درصد توانستند ۶۰۰ میلیگرم پروتئین بادامزمینی، تقریبا معادل دو بادامزمینی، را تحمل کنند؛ این رقم در گروه دارونما ۴ درصد بود.(۳۶۷) در بزرگسالان اثر معنادار نبود. Palforzia درمان قطعی نیست، اما خطر واکنش شدید ناشی از مواجهه تصادفی را کاهش میدهد.
برخی مکملها برای پیشگیری یا کاهش علائم آنفلوانزا و سرماخوردگی شواهدی دارند، اما نمیدانیم این شواهد تا چه حد به کووید-۱۹ مربوطاند. هیچیک از مکملهای این راهنما اثربخشی قطعی علیه کووید-۱۹ ندارند و بهدلیل ناشناختههای بیماری، زیان مصرف مکمل نیز ممکن است.
مکمل ضروری نیست و در برابر اقدامات پیشگیرانه تثبیتشده اثر بسیار کمتری دارد.(۳۶۸) بهداشت مناسب باید اولویت باشد. مکمل نباید احساس امنیت کاذب ایجاد کند. در صورت احتمال کووید-۱۹، برای درمان به مکمل تکیه نکنید و با متخصص سلامت تماس بگیرید.
International Society for Immunonutrition برای سالمندان افزایش دریافت روزانه زیر را پیشنهاد کرده است:
این انجمن صریحا میگوید شواهد مشخصی وجود ندارد که این اقدامات تغذیهای از ابتلا محافظت کنند یا اثر کووید-۱۹ را کاهش دهند.
حد بالای بازه زینک، یعنی ۲۲۰ میلیگرم، بسیار بیشتر از UL تثبیتشده ۴۰ میلیگرم در روز است.(۸۹) مصرف زیاد و طولانی زینک سمی است و کمبود مس ایجاد میکند.(۱۶)(۱۷) بدون دستور و نظارت پزشک بیش از دو هفته از UL عبور نکنید.
سه مدخل کورکومین برای آسم، کورکومین برای کووید-۱۹ و ریشی افزوده شدند. هر سه به شواهد بیشتری نیاز دارند؛ شواهد کورکومین امیدوارکننده و ریشی اثباتنشده است.
پژوهش: Wyatt Brown، Adel Moussa، Mike Murray و Antonis Damianou ویرایش: Molly Gregas بازبینی: Wyatt Brown و Molly Gregas
تمام مکملها با استانداردهای تازه بازبینی و رتبهبندی برخی تغییر کرد. منابع مناسب افزوده شدند. مدخلهای تازه شامل عسل، کوئرستین، Nigella sativa، زنجبیل، پروبیوتیک و روغن ماهی اضافه شدند. برای همه مکملها بهجز گروه اثباتنشده یا توصیهنشده، بخش ایمنی نوشته شد و متن برای خوانایی بهتر بازنویسی شد.
پژوهش: Wyatt Brown، Adel Moussa، Mike Murray و Antonis Damianou ویرایش: Molly Gregas بازبینی: Wyatt Brown و Molly Gregas
فهرست جداگانهای برای منابع بانک داده در فایل منبع این راهنما ارائه نشده است.
ویروسها نیز در طول تکامل راههایی برای دورزدن این دفاعها، از جمله فرار از حسگرهای اندوزومی یا سیتوزولی، ایجاد کردهاند.(۷)
سلولهای T سیتوتوکسیک یا CD8 سربازان خط مقدم سیستم ایمنیاند.(۱۰) پس از فعالشدن به محل عفونت میروند و سلولهای آلوده را نابود میکنند. سلولهای کمککننده TH1 ماکروفاژها را فعال میکنند و سلولهای TH2 در بافت لنفاوی، سلولهای B اختصاصی را به تولید آنتیبادی وامیدارند.
سلول B با گیرنده BCR به آنتیژن متصل میشود. در حضور سلول TH2 سازگار، تکثیر و جهش میکند تا سلولهای دارای بهترین آنتیبادی انتخاب شوند. در نهایت سلولهای پلاسما و سلولهای B حافظه شکل میگیرند. سلولهای پلاسما مقدار زیادی آنتیبادی میسازند؛ آنتیبادیها عامل بیماریزا را خنثی و برای نابودی علامتگذاری میکنند.
پس از عفونت، بخشی از سلولهای B و T اختصاصی در حالت آماده باقی میمانند. این سلولهای حافظه، ایمنی بلندمدت یا حافظه ایمنی را ایجاد میکنند. واکسنها با معرفی کنترلشده بخشی از باکتری یا ویروس، یا میکروب کشتهشده، همین حافظه را میسازند تا مواجهه آینده بیماری ایجاد نکند یا شدت آن را کاهش دهد.
یک فراتحلیل کاهش خطر دستکم یک عفونت گوارشی، عمدتا اسهال، را گزارش کرد، اما مطالعه کافی برای تحلیل سویهای وجود نداشت.(۳۱۳) فراتحلیل کودکان و شیرخواران نیز کاهش خطر را یافت و تحلیل زیرگروه انجام داد:(۳۱۴)
شواهد درباره کاهش عفونت اکتسابی ICU و پنومونی وابسته به ونتیلاتور متناقض است.(۳۱۸)(۳۱۹)(۳۲۰)(۳۲۱) در تنها تحلیل سویهای، Lactobacillus rhamnosus GG و Lactobacillus casei خطر پنومونی را تغییر ندادند. برای VSL#3 کاهش ۳۰ درصدی گزارش شد، اما مطالعات در واقع پروبیوتیکهای متفاوتی داشتند. L. rhamnosus GG، L. casei و L. plantarum 299 نیز خطر عفونت اکتسابی ICU را کم نکردند.
حتی در فراتحلیلهای بهتر، معمولا فقط دو یا سه مطالعه یک سویه یا مخلوط مشخص را بررسی کردهاند. در نتیجه برای توصیه یک پروبیوتیک مشخص پژوهش بیشتری لازم است و این گروه فعلا اثباتنشده است.
روش مصرف: اگر با وجود محدودیت شواهد قصد مصرف دارید، دو فرآورده لبنی بیش از یک مطالعه پشتیبان دارند: