وضعیتهای سلامتی
همه هدفها و وضعیتهای سلامتی دارای صفحه فارسی در بانک شواهد آقای بدنساز.
جستوجو در این صفحه
همه هدفها و وضعیتهای سلامتی دارای صفحه فارسی در بانک شواهد آقای بدنساز.
بیماری آلزایمر اختلالی تحلیلبرندهٔ عصبی است که عملکرد شناختی، بهویژه شکلگیری حافظه، را مختل میکند. آلزایمر شایعترین نوع زوال عقل است.
آلزایمر اختلالی عصبی همراه با اختلال شناختی و عملکردی است که تقریباً همیشه با گذشت زمان بدتر میشود. بیماری معمولاً نخست با کاهش حافظه و فراموشی شناسایی میشود و حافظهٔ رویدادی، یعنی تجربهها و وقایع شخصی، و حافظهٔ معنایی، یعنی واقعیتها و واژهها، زودتر آسیب میبینند. ظرفیت و دوام حافظهٔ کوتاهمدت نیز کاهش مییابد، اما حافظهٔ رویهای، یعنی شیوهٔ انجام کارها، تا مراحل بسیار دیرتر حفظ میشود (۱ و ۲). با پیشرفت بیماری و تحلیل نواحی مختلف مغز، علائم دیگری مانند تغییر خلق، دشواری زبان، مشکل در انجام فعالیتهای پایه و در مراحل بعدی اختلال بلع و تنفس ایجاد میشوند. پیش از آلزایمر، فرد ابتدا ممکن است به اختلال خفیف شناختی (MCI) مبتلا شود. اگرچه مقداری افت شناختی در سالمندی شایع است، مشکلات حافظه در مسیر آلزایمر بیش از حد انتظار برای سن هستند. با وجود آنکه MCI عامل خطر است، بیشتر مبتلایان به آلزایمر پیشرفت نمیکنند (۳) و ظاهراً غربالگری سالمندان برای MCI زودرس سود اثباتشدهای ندارد (۴). پس از تشخیص آلزایمر، سرعت افت شناختی در آزمون ۳۰امتیازی وضعیت ذهنی کوتاه (MMSE) حدود ۳ امتیاز در سال است (۵ و ۶)
یکی از نخستین علائم آلزایمر کاهش حافظه، بهویژه حافظهٔ کوتاهمدت رویدادها و تجربههاست (۷). افت حافظهٔ کلامی، اختلال حل مسئله، بیانگیزگی، افسردگی و اختلال خواب نیز در مراحل اولیه شایعاند. در مراحل بعدی، حافظه و شناخت پیوسته بدتر میشوند و همراه با ناتوانی و افت عملکرد حرکتی، تغییرات چشمگیر شخصیت و رفتار و روانپریشی ایجاد میکنند.
همهٔ انواع زوال عقل، از جمله آلزایمر، معیارهای تشخیصی کلی مشترکی دارند. براساس ویرایش پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5)، تشخیص زوال عقل یا «اختلال عمدهٔ عصبیشناختی» با استفاده از سابقهٔ پزشکی و ارزیابی شناختی مستلزم اختلال در دستکم یک حوزهٔ شناختی مانند عملکرد اجرایی، زبان یا حافظه؛ افت توانایی شناختی نسبت به گذشته؛ اختلال در توانایی زندگی مستقل؛ و نبود هذیان حاد بهعنوان علت علائم است. تشخیص قطعی آلزایمر علاوه بر تشخیص زوال عقل به کالبدگشایی برای مشاهدهٔ پلاک آمیلوئید در مغز نیاز دارد و بنابراین عملاً پس از مرگ ممکن است. در زمان حیات، کنارگذاشتن انواع دیگر زوال عقل احتمال آلزایمر را افزایش میدهد و به همین دلیل آن را «بیماریِ تشخیص از راه حذف» نامیدهاند. انواع شایع دیگر شامل زوال عقل اجسام لویی، زوال عقل عروقی و زوال عقل پیشانیگیجگاهی هستند. آلزایمر با پلاک آمیلوئید و کلافهای نوروفیبریل، شروع تدریجی و چندین نقص شناختی از جمله اختلال حافظه مشخص میشود و ۶۰ تا ۸۰ درصد موارد را تشکیل میدهد. زوال عقل عروقی حدود ۲۰ درصد موارد است و معمولاً پس از رویداد قلبیعروقی، ناگهانی و با سیر نوسانی و نقص کانونی رخ میدهد. زوال عقل اجسام لویی با تجمع آلفاسینوکلئین، نوسان شناخت، توهم و دشواری راهرفتن همراه است و ۵ تا ۱۵ درصد موارد را شامل میشود. زوال عقل پیشانیگیجگاهی با تحلیل لوب پیشانی و گیجگاهی، اختلال زبان و عملکرد اجرایی و معمولاً حفظ عملکرد دیداریفضایی همراه است؛ حدود ۳٪ موارد در افراد بالای ۶۵ سال و ۱۰٪ موارد در افراد جوانتر را تشکیل میدهد (۸ و ۹)
هیچ درمان پزشکی بهطور روشن فرایند زمینهای آلزایمر را متوقف یا کُند نکرده است، اما بعضی داروها میتوانند علائم را بهبود دهند. مهارکنندههای استیلکولیناستراز ممکن است عملکرد شناختی را اندکی بهتر کنند (۱۲). در سال ۲۰۲۰، سازمان غذا و داروی آمریکا آدوکانوماب را براساس اثر آن بر پلاکهای آمیلوئید برای درمان آلزایمر تأیید کرد، اما هنوز مشخص نیست که این دارو پیامدهای بالینی مانند عملکرد شناختی را بهبود میدهد یا نه (۱۳).
چند الگوی غذایی با خطر کمتر آلزایمر ارتباط دارند و این رابطهٔ محافظتی بیش از همه برای رژیم مدیترانهای گزارش شده است. در میان اجزای رژیم، مصرف بیشتر چربی اشباع و قند با خطر بالاتر و مصرف بیشتر ماهی با خطر کمتر ارتباط داشتهاند. بااینحال، این یافتهها از مطالعات مشاهدهای به دست آمدهاند و رابطهٔ علت و معلولی را قطعی نمیکنند؛ ضمن آنکه تقریباً هیچ کارآزمایی تصادفیسازیشدهای اثر رژیم را بر بروز آلزایمر بررسی نکرده است.
کارآزماییهای تصادفیسازیشده اثر مکملهای گوناگونی را در مبتلایان به آلزایمر بررسی کردهاند؛ از جمله امگا ۳، ویتامینهای گروه B که معمولاً اسیدفولیک و ویتامین B6 و B12 هستند، ویتامین D، ویتامین E، جینکو بیلوبا، ال-آلفا گلیسریلفسفریلکولین یا آلفا-GPC، قارچ یالشیری، جینسینگ، زعفران و الیگومانورات سدیم. شواهد بیشتر این مکملها محدود یا متناقض است.
ورزش و فعالیت جسمانی میتوانند عملکرد جسمانی، استقلال عملکردی و علائم عصبروانپزشکی مبتلایان به آلزایمر را بهبود دهند؛ ورزش هوازی بهطور خاص عملکرد شناختی را بهتر کرده است. چند کارآزمایی رژیم کتوژنیک و مکملهای کتوژنیک مانند تریگلیسریدهای زنجیرهمتوسط را بررسی کردهاند و گاهی، اما نه همیشه، بهبود کیفیت زندگی و شناخت را گزارش کردهاند. موسیقیدرمانی با گوشدادن به موسیقی برای تحریک مغز انجام میشود و بعضی پژوهشها نشان میدهند میتواند خلق و عملکرد شناختی را بهبود دهد.
علت زمینهای آلزایمر قطعی نیست، اما توضیحهای گوناگونی پیشنهاد شدهاند. رایجترین نظریه، بیماری را نتیجهٔ تحلیل عصبی و تجمع پروتئینهای بدتاخورده بهشکل پلاک آمیلوئید و کلاف تائو میداند که تقریباً همیشه در مغز مبتلایان یافت میشوند؛ بااینحال «فرضیهٔ آمیلوئید» مورد انتقاد قرار گرفته است. صرفنظر از علت، عوامل قابلتغییر و غیرقابلتغییری مانند سالمندی، افسردگی، دیابت و ژنتیک با خطر بیشتر بیماری ارتباط دارند.
۲۵ ژوئن ۲۰۲۶
برداشت ما
گیرندههای ویتامین D در سراسر بدن، از جمله مغز، پراکندهاند و ویتامین D در آنجا اثرهای فیزیولوژیک گوناگونی دارد ()
۲۳ ژوئن ۲۰۲۶
برداشت ما
علائم افسردگی در سالمندان دارای اختلال شناختی شایعاند و گزینههای مؤثر غیردارویی محدودند (۱). چون مداخلات بازیمحور پیشتر افسردگی را بهبود دادهاند، (۲) پژوهشگران بررسی کردند آیا برای این جمعیت نیز سودمندند. یافتههای این فراتحلیل نشان میدهند احتمالاً چنین است؛ شواهد با قطعیت متوسط کاهش معنادار علائم افسردگی را نشان دادند و بر ظرفیت فعالیتهای جذاب و بازیگونه برای حمایت از سلامت روان تأکید کردند.
۸ ژوئن ۲۰۲۶
برداشت ما
امگا ۳ اغلب برای مغز مفید دانسته میشود، (۱) اما این مطالعه روایت دیگری داشت: شرکتکنندگانی که مکمل امگا ۳ مصرف کردند سریعتر از دیگران دچار افت شناختی شدند. این الزاماً بهمعنای مضر بودن امگا ۳ نیست؛ اکسیدشدن روغن ماهی تجاری (۲) ممکن است سوختوساز انرژی مغز را مختل کند (۳). پیام اصلی این تحلیل آسیبزدن امگا ۳ به مغز نیست، بلکه احتمال تعیینکنندهبودن کیفیت مکمل برای سود یا زیان آن است.
۲۳ ژانویهٔ ۲۰۲۶
برداشت ما
در این فراتحلیل مطالعات موردشاهدی و همگروهی، پایبندی بیشتر به رژیم مدیترانهای با خطر کمتر بیماریهای عصبی ارتباط داشت.
۱۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶
برداشت ما
در این فراتحلیل ۱۵ کارآزمایی تصادفیسازیشدهٔ کنترلشده روی ۹۹۴ شرکتکننده، پروبیوتیکها در مقایسه با دارونما عملکرد شناختی را بهبود دادند.
پاسخ کوتاه: روند پیشرفت آلزایمر کاملاً شناختهشده نیست، اما احتمال دارد جهشهای ژنتیکی و عوامل خطر از تولد تا حدود ۴۰سالگی تغییراتی را آغاز کنند و علائم معمولاً پس از ۶۰سالگی ظاهر شوند. رژیم و سبک زندگی ممکن است بر شکلگیری بیماری اثر بگذارند، اما برای شناخت جامعتر به پژوهش بیشتری نیاز است. برای خواندن پاسخ کامل به پرسش «دربارهٔ روند پیشرفت آلزایمر چه میدانیم؟» کلیک کنید.
پاسخ کوتاه: یک مطالعهٔ همگروهی نشان داد لاکتوز تنها قندی بود که ارتباط معناداری با خطر آلزایمر داشت و از ارتباط احتمالی مصرف لبنیات با افزایش خطر حمایت کرد. بااینحال، مطالعات دیگر نتایج متناقض، بدون اثر یا حتی رابطهای معکوس گزارش کردهاند. برای خواندن پاسخ کامل به پرسش «آیا مصرف لبنیات با خطر آلزایمر ارتباط دارد؟» کلیک کنید.
پاسخ کوتاه: براساس شواهد مشاهدهای، چند الگوی غذایی از جمله رژیم مدیترانهای و رژیم MIND با خطر کمتر آلزایمر ارتباط دارند. رژیم مدیترانهای بر ماهی، میوه، سبزی و روغن زیتون تأکید میکند؛ رژیم MIND عناصر رژیم مدیترانهای و DASH را ترکیب میکند و بر انواع توت، سبزیهای برگدار و غلات کامل تمرکز دارد. برای خواندن پاسخ کامل به پرسش «کدام الگوهای غذایی با خطر کمتر آلزایمر ارتباط دارند؟» کلیک کنید.
پاسخ کوتاه: مصرف بیشتر نوشیدنیهای قندی با افزایش خطر آلزایمر و مصرف ماهی با کاهش خطر ارتباط دارد. شواهد قهوه متناقض است؛ مصرف متوسط ارتباطی نشان نمیدهد، اما مصرف بسیار زیاد شاید خطر را افزایش دهد. مصرف کم تا متوسط الکل نیز ممکن است محافظتی باشد، هرچند عوامل مخدوشکننده میتوانند این یافتهها را توضیح دهند. برای خواندن پاسخ کامل به پرسش «کدام مواد غذایی با آلزایمر ارتباط دارند؟» کلیک کنید.
پاسخ کوتاه: چون سوختوساز گلوکز در آلزایمر اغلب مختل است، کتونها ممکن است منبع انرژی جایگزینی برای مغز فراهم کنند. مطالعات نشان میدهند رژیم یا مکمل کتوژنیک میتواند، بهویژه در افرادی که حامل APOE4 نیستند، عملکرد روزانه و کیفیت زندگی را بهبود دهد؛ بااینحال بهبود شناخت ثبات کمتری دارد. برای خواندن پاسخ کامل به پرسش «کتونها چه اثری بر آلزایمر دارند؟» کلیک کنید.
پاسخ کوتاه: بعضی مکملها مانند ویتامین D، آلفا-GPC، جینکو بیلوبا، قارچ یالشیری، جینسینگ پاناکس، زعفران و الیگومانورات سدیم شواهد اولیهای از فایدهٔ احتمالی دارند؛ اما مجموعهٔ شواهد ویتامینهای B، اسیدهای چرب امگا ۳ و ویتامین E سود اندک یا بدون سود را نشان میدهد. برای تعیین اثر مکملها بر شناخت یا پیشگیری از آلزایمر به پژوهش بیشتری نیاز است. برای خواندن پاسخ کامل به پرسش «آیا شواهدی برای مصرف مکمل در آلزایمر وجود دارد؟» کلیک کنید.
پاسخ کوتاه: پاتوفیزیولوژی آلزایمر شامل تجمع پلاک آمیلوئید و کلاف نوروفیبریل ساختهشده از پروتئینهای بدتاخورده، همراه با کاهش سوختوساز گلوکز و تحلیل عصبی است که به آتروفی مغز میانجامند. فرضیههای آمیلوئید و تائو این ویژگیها را در بیماری مؤثر میدانند، اما نقش دقیق آنها هنوز روشن نیست. برای خواندن پاسخ کامل به پرسش «پاتوفیزیولوژی آلزایمر چیست؟» کلیک کنید.
پاسخ کوتاه: سالمندی، افسردگی، جنسیت زن، آسیب سر، ذخیرهٔ شناختی محدود، فعالیت جسمانی کم، دیابت نوع ۲، وزن بالا، فشارخون غیرطبیعی، وجود میکروب در مغز و کیفیت پایین خواب از عوامل خطر آلزایمر هستند. هرکدام از این عوامل از مسیرهای گوناگون با احتمال بیشتر ابتلا ارتباط دارند. برای خواندن پاسخ کامل به پرسش «عوامل خطر آلزایمر کداماند؟» کلیک کنید.